
بررسی حدیث حجب (3)
ادامۀ بررسی آراء مرحوم کمپانی
حدیث حجب و برائت در اصول فقه در این جلسه به بررسی دلالت حدیث حجب بر اصل برائت و ادامه نقد دیدگاه مرحوم کمپانی درباره استناد این روایت به خداوند اختصاص دارد. در ادامه، استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل وحدت سیاق در حدیث رفع و مقایسه موارد نسیان، خطا و اکراه، نشان میدهد که ملاک رفع، غیر اختیاری بودن رفتار مکلف است و نه صرف جهل، و از این مسیر ارتباط حدیث حجب با اصول برائت روشن میشود. در پایان نیز اشکالات وارد بر تفکیک انشاء و فعلیت در کلام مرحوم کمپانی بررسی میشود و نتیجه جلسه در تبیین گستره شمول حدیث حجب در رفع تکالیف مشکوک جمعبندی میگردد. این بحث برای فهم دقیق نسبت میان جهل، التفات و تکلیف در مباحث اصولی اهمیت اساسی دارد و بسیاری از ابهامات در استدلال به برائت را برطرف میکند.
بررسی حدیث حجب (3)
4تلمیذ: ... .
استاد: بسیار خوب بهخاطر چه رفع میشود؟! رفع میشود این عملی را که الآن در خارج ... .
تلمیذ: پس سلبی میشود؟
استاد: باشد مسئله نیست؛ ولی من صحبتم این بود که در خارج بالأخره یک عملی را این دارد انجام میدهد این عملی را که در خارج انجام میدهد یا نفس آن عمل مورد نهی یا مورد وجوب است، یااینکه آن عمل جای آن عمل واجب یا عمل حرامی را گرفته است که میبایست ترک بکند؛ علیٰأیّحال این حدیث رفع روی عملی که در خارج مکلف انجام میدهد رفته است.
تلمیذ: شما فرمودید روی آثار تکوینی رفته است.
استاد: بله آثار تکوینی...
تلمیذ: آثار تکوینی خطا این است که بنده باید مثلاً در نماز سورۀ کامل میخواندم، نخواندم؛ در اینجا با ترک سوره یک فوت مصلحت شده است، بنا بر حدیث رفع مثلاً میآییم اینجا این ثوابی که فوت شده را میگوییم که خدا تکمیل میکند، پس در حقیقت من یک عملی را ترک کردم.
استاد: بله درست است.
تلمیذ: ولی کاری به این ندارد که من یک عملی دیگری را انجام دادم؛ ملازم این عمل یک عمل دیگری است.
استاد: اشکال ندارد بحث در این است که بالأخره یک مصلحتی فوت شده است.
تلمیذ: حدیث اصلاً به آنجا خورده است.
استاد: یااینکه یک مفسدهای بهوجود آمده است هردوی اینها هست. اما صحبت ما در این است که بهواسطۀ آن عملی که من در خارج انجام میدهم ـ چه بهعنوان ضد برای آن واجب، یا بهعنوان فعل برای حرام ـ آن آثار مترتبۀ بر ترک واجب، یا فعل حرام را ندارد. داعی همان ترک واجب است والاّ ممکن در خارج آب بخورید، آب خوردن که دیگر اشکال ندارد و مباح است؛ ولی این در اینجا ضد برای آن واجب واقع شده است. شما در واقع فرض کنید بهجای نماز جمعه خطأً نماز ظهر را بخوانید یا فرض کنید که یک نفر را میخواهید اعدام کنید اشتباهاً و خطأً تیر شما به شخص کناری میخورد، بالأخره این عملی که الآن خطأً در خارج انجام شده است یک آثاری دارد. شما یکی دیگر را کشتهاید، بالأخره یک فعلی در خارج انجام دادهاید.
