
بررسی حدیث حجب (4)
بررسی آراء آقاضیاء عراقی
حدیث حجب و بررسی شمول آن در برائت، در این جلسه به نقد دیدگاه آقاضیاء عراقی درباره گستره شمول حدیث در شبهات حکمیه و موضوعیه پرداخته میشود. در ادامه، مباحث وحدت سیاق در حدیث رفع، تفاوت میان حجب و رفع، و تحلیل استناد «ما حجب الله» به خداوند بررسی میشود و اشکال اختصاص آن به احکام شأنی و فعلی توضیح داده میشود. استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در نقد این دیدگاه، تأکید میکنند که ملاک اصلی در روایت، استناد حجب به خداست نه تقسیمبندیهای شأنی و فعلی و اشکال مغالطه در تکیه بر فعلیت بررسی میشود. در نهایت نتیجه بحث نشان میدهد که شمول حدیث حجب به احکام مختلف، وابسته به تحلیل دقیق مفهوم استناد و رفع جهل است و نه صرف تقسیم احکام به انشائی و فعلی، و بسیاری از اشکالات مطرحشده ناشی از خلط این دو ساحت است.
بررسی حدیث حجب (4)
2أعوذ بِالله مِن الشَّیطان الرَّجیم
بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم
مرحوم اصفهانی قائل به عدم دلالت حدیث حجب در شبهات حکمیه یا در شبهات موضوعیهای هستند که آن احکام بهواسطۀ اخفاء ظالمین یا بهواسطۀ شرائط خارجیۀ دیگر برای انسان مطرح نشدند و یااینکه به عناوینی تعلق گرفتهاند که آن عناوین بر انسان در شبهات موضوعیه مخفی است. در جلسۀ گذشته جوابی از این مطلب داده شده است.
دیدگاه مرحوم آقاضیاء دربارۀ شمول حدیث حجب نسبت به شبهات حکمیه
مرحوم آقاضیاء میفرمایند: اشکالی که در روایت دیگر که حدیث رفع است در روایت حجب نیست. شبهۀ وحدت سیاق در روایت حدیث رفع همانطوریکه عرض شد بنا بر بعضی از اقوال آن را به شبهات موضوعیه اختصاص میدهد، بهجهت اینکه «ما اضطروا إلیه و ما أکرهوا علیه و ما لا یطیقون»، تمام اینها در شبهات موضوعیه است و در اشتباه در نفسِ آن عمل خارجی این «ما لا یطیقون» و امثالذلک این رفع تعلق گرفته است. شخصی که مُکره یا مضطر است شک در حکم تکلیفی ندارد؛ بلکه بهواسطۀ فعل عمل خارجی یا در خطا و نسیان بهواسطۀ اشتباه در عناوین است که مرتکب خطا یا نسیان میشود؛ در مورد نسیان، علم به حکم دارد اما برای او نسیان عارض میشود؛ بنابراین بهواسطۀ سیاق، شبهه در «ما لا یعلمون» این است که «ما» موصول دالّ بر شبهات موضوعیه است.
ایشان میفرمایند که در روایت حجب این اشکال نیست؛ بلکه بهعکس از نقطهنظر استناد حجب إلی الله تعالیٰ، این استناد موجب میشود که بحث راجع به شبهات حکمیۀ تکلیفیۀ کلیه باشد؛ زیرا وظیفۀ فقیه و اعلای از این و بالاتر وظیفۀ شارع، تبیین عناوین موضوعیه برای مکلفین نیست و بالنتیجه احکام جزئیهای که بر موضوعات خارجیه مترتب است وظیفۀ فقیه نیست؛ بلکه وظیفۀ فقیه بیان احکام کلیه است و تبین مصادیق و موضوعات و عناوین برعهدۀ مکلف است. از این نقطهنظر این شبهه و این مسئله به مسائل احکام کلیه مستند میشود.
