اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث حجب (4)

بررسی آراء آقاضیاء عراقی

0
اصول
اصول

حدیث حجب و بررسی شمول آن در برائت، در این جلسه به نقد دیدگاه آقاضیاء عراقی درباره گستره شمول حدیث در شبهات حکمیه و موضوعیه پرداخته می‌شود. در ادامه، مباحث وحدت سیاق در حدیث رفع، تفاوت میان حجب و رفع، و تحلیل استناد «ما حجب الله» به خداوند بررسی می‌شود و اشکال اختصاص آن به احکام شأنی و فعلی توضیح داده می‌شود. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در نقد این دیدگاه، تأکید می‌کنند که ملاک اصلی در روایت، استناد حجب به خداست نه تقسیم‌بندی‌های شأنی و فعلی و اشکال مغالطه در تکیه بر فعلیت بررسی می‌شود. در نهایت نتیجه بحث نشان می‌دهد که شمول حدیث حجب به احکام مختلف، وابسته به تحلیل دقیق مفهوم استناد و رفع جهل است و نه صرف تقسیم احکام به انشائی و فعلی، و بسیاری از اشکالات مطرح‌شده ناشی از خلط این دو ساحت است.

بررسی حدیث حجب (4)

10
  • اشکال اول

  • اولاً فائدۀ اطلاع حجج و رسول بر این احکام اگر فائدۀ عملی خارجیه است، یعنی در خارج فائده‌ای بر این مترتب است که این همان مسئله‌ای است که امر به تبلیغ است یعنی اطلاع حجج بر این احکام چه فائده‌ای دارد؟! صرف اینکه حجج بر یک مسائلی مطلّع هستند خب مطلّع باشند! من‌باب‌مثال مطلع هستند که این اتاق خالی است خب حالا مطلع باشند یا نباشند! حجج مطلع هستند در آن اتاق چند نفر هستند خب مطلّع باشند! حجج مطلّع هستند بر اینکه فردا باران یا برف می‌آید این اطلاع چه اثری دارد؟! مگر اینکه بر این اطلاع یک اثر عملی خارجی مترتب باشد؛ یعنی اطلاع حجج بر احکام واقعیه لا فائدةَ فی هذا الإطلاع إلاّ أن یترتّبَ علیٰ هذا الإطلاع أثرٌ خارجی که آن اثر، اثر منجِّز باشد، حکم منجِّز باشد. اینجا اثر هست والاّ سؤال ما این است که اگر این حجج مطلع بر این حکم باشند اما مأمور ‌به تبلیغ نباشند و خود آنها ملزم به اتیان نباشند این با حکم انشائی چه فرقی می‌کند؟! حالا چه حجج مطلّع باشند یا حجج مطلّع نباشند!

  • من‌باب‌مثال امام صادق علیه‌السّلام بداند که ارث از اخوۀ مؤمنین در زمان ظهور واجب می‌شود، خب به چه درد امام صادق می‌خورد؟! فرض کنید که امام صادق علیه‌السّلام در زمان خودشان بدانند بعضی از احکام زوجیّت در زمان ظهور فرق می‌کند، خب بداند یا نداند چه فرقی می‌کند و چه اراده‌ای ـ ارادۀ مولا ـ بر این علم تعلق می‌گیرد؟! خب حالا امام صادق نداند به امامتش که ضرر نمی‌رساند. البته او می‌داند، هر حکمی از اول خلقت [تا آخرش] در سینۀ امام صادق هست در قلب امام صادق هست؛ ولی از نقطه‌نظر عملی چه به‌درد ما می‌خورد؟! امام صادق خیلی چیزها می‌داند اما به‌درد ما نمی‌خورد. ما یک قطره از این دریا و اقیانوس امام صادق هم علم نداریم؛ حالا حضرت این‌همه علم دارد به درد ما نمی‌خورد که بیاید علمش را به ما بدهد. اطلاع من بر این علم فایده ندارد. حتی خود امام صادق که مطلع بر این حکم است عمل نمی‌کند؛ بر او واجب نیست؛ پس این حکم فعلی در اینجا چه نتیجه‌ای بر آن مترتب شد؟! درحالی‌که ما در آن احکام تبلیغی که حجج علیهم‌السّلام مأمور ‌به تبلیغ باشند اگر مکلف اطلاع پیدا کند یجب علیه العمل. ثمرۀ بین این دو مسئله روشن است.