اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی حدیث حجب (4)

بررسی آراء آقاضیاء عراقی

0
اصول
اصول

حدیث حجب و بررسی شمول آن در برائت، در این جلسه به نقد دیدگاه آقاضیاء عراقی درباره گستره شمول حدیث در شبهات حکمیه و موضوعیه پرداخته می‌شود. در ادامه، مباحث وحدت سیاق در حدیث رفع، تفاوت میان حجب و رفع، و تحلیل استناد «ما حجب الله» به خداوند بررسی می‌شود و اشکال اختصاص آن به احکام شأنی و فعلی توضیح داده می‌شود. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در نقد این دیدگاه، تأکید می‌کنند که ملاک اصلی در روایت، استناد حجب به خداست نه تقسیم‌بندی‌های شأنی و فعلی و اشکال مغالطه در تکیه بر فعلیت بررسی می‌شود. در نهایت نتیجه بحث نشان می‌دهد که شمول حدیث حجب به احکام مختلف، وابسته به تحلیل دقیق مفهوم استناد و رفع جهل است و نه صرف تقسیم احکام به انشائی و فعلی، و بسیاری از اشکالات مطرح‌شده ناشی از خلط این دو ساحت است.

بررسی حدیث حجب (4)

5
  • بنابراین ما یک ارادۀ شارع داریم اعلای از همۀ مراتب که شارع اراده‌اش به هر چیزی می‌خواهد تعلق بگیرد ولو اینکه این ملاک واقعی نباشد ولو اینکه این مفسده، مفسده نباشد دل‌خواه باشد فعّال ما یشاء و حاکم لِما یرید ولو اینکه این فعل دائر مدار مصلحت نباشد ولی ارادۀ شارع، چون بر اتیان تعلق گرفته است، این واجب می‌شود. پس اراده و مشیّت شارع اعلای از همۀ ملاکات است و در مرتبۀ مادون عالم ملاکات حکم انشائی است، بعد پائین‌تر می‌آید حکم فعلی، بعد پایین‌تر می‌آید حکم تنجیزی است.

  • البته ما در اصطلاح با قوم در اینجا تفاوت داریم ما حکم فعلی را آن حکم مُنَزّل علی قلبِ النّبی قَبلَ الإبلاغ می‌دانیم، یا بعد الإبلاغ اما قبل از وقت عمل می‌دانیم. این دیگر اصطلاح است که حکم فعلی را ما تام می‌دانیم و اصلاً معنای فعلیت این است که عُنق شخص را می‌گیرد، چه وقتی عُنق شخص مضمون و رهین این حکم قرار می‌گیرد؟ وقتی که مکلّف نسبت به او ملتفت باشد، یعنی حکم دیگری برای او از همۀ جهات تمام باشد.

  • تلمیذ: این کیفیت را قبل از تنجّز می‌دانید؟

  • استاد: بله عرض کردیم دیگر فعلیت همیشه بعد از انتساب است اما بنا بر مبنای قوم، تنجّز بعد از فعلیت است یعنی همین که حکم از مرحلۀ انشاء، ابلاغ به نبی می‌شود، این فعلی می‌شود حالا نبی ابلاغ می‌کند یا ابلاغ نمی‌کند آن مسئله‌ای دیگر است و آن دیگر به تنجّز می‌رسد. ولی ما نه؛ مرتبۀ فعلیت را آن مرتبه‌ای می‌دانیم که آن عبد دیگر مبتلا است آن مرتبه را تمام می‌دانیم. علیٰ‌أیّ‌حال اصطلاح است حالا در اصطلاح ما مناقشه نداریم. فعلاً در مراتب بحث است.

  • فرق احکام فعلیه و شأنیه

  • بر این اساس مستشکل می‌گوید که احکامی که مستند إلی الله است و حجب چون استناد إلی الله دارد و «ما حَجَبَ اَللهُ عِلمَهُ عَنِ العِبادِ» به احکام شأنیه اختصاص دارد نه به احکام فعلیه، چون احکام فعلیه احکامی است که نبی مأمور ‌به ابلاغ آن احکام است، ولی احکام شأنیه آن احکامی است که نبی مأمور ‌به ابلاغ نیست و آن در مرتبۀ انشاء باقی می‌ماند. بنابراین آن احکامی که مکلّف ملزم به اتیان به آن احکام است ـ دقت کنید در اینجا این یک مسئله دقیقی است که ما روی این نظر داریم یعنی بعداً جوابی را که مرحوم آقا ضیاء نسبت به مستشکل می‌خواهند بدهند نقطۀ مغالطه روشن بشود که کجاست؟ که ما از همان نقطۀ مغالطه، اشکال بر آقا ضیاء وارد می‌کنیم ـ اینها می‌گویند که چون این احکام مستند إلی الله است پس شأنی است، درحالی‌که اگر حکمی بخواهد مُلزِم مکلّف باشد آن حکم فعلی است.