
بررسی حدیث حجب (4)
بررسی آراء آقاضیاء عراقی
حدیث حجب و بررسی شمول آن در برائت، در این جلسه به نقد دیدگاه آقاضیاء عراقی درباره گستره شمول حدیث در شبهات حکمیه و موضوعیه پرداخته میشود. در ادامه، مباحث وحدت سیاق در حدیث رفع، تفاوت میان حجب و رفع، و تحلیل استناد «ما حجب الله» به خداوند بررسی میشود و اشکال اختصاص آن به احکام شأنی و فعلی توضیح داده میشود. استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در نقد این دیدگاه، تأکید میکنند که ملاک اصلی در روایت، استناد حجب به خداست نه تقسیمبندیهای شأنی و فعلی و اشکال مغالطه در تکیه بر فعلیت بررسی میشود. در نهایت نتیجه بحث نشان میدهد که شمول حدیث حجب به احکام مختلف، وابسته به تحلیل دقیق مفهوم استناد و رفع جهل است و نه صرف تقسیم احکام به انشائی و فعلی، و بسیاری از اشکالات مطرحشده ناشی از خلط این دو ساحت است.
بررسی حدیث حجب (4)
8مرحوم آقا ضیاء میفرمایند که فایدهاش در اینجا است که در صورت اول ممکن است بهخاطر یک منافع و مصالحی خدا میخواهد پیغمبر و حجج را نسبت به این حکم ابلاغ کند ولو اینکه الآن موردش نیامده است ولو اینکه الآن وقتش نیامده است؛ ولی همینقدر حجج بدانند که چنین حکمی هست حالا وقتش زمان ظهور حضرت است، ممکن است اینطور بگویند؛ بعضیها گفتند مثل مرحوم آقای خویی، ممکن است که بگوییم اصلاً وقت این حکم [زمان ظهور حضرت مهدی عج الله تعالیٰ فرجه الشریف است]1
...ثابت کردند با عدم قول به فصل نسبت به آن موارد اخفاء ظالمین این هر دو فعلی است و هیچ مایزی بین این دو نیست؛ از اینجا ثابت میکنند که حجب آن احکامی که مأمور به تبلیغ هم شدند و ابلاغ هم کردند، اما بهواسطۀ اخفاء ظالمین بهدست ما نرسیده است ـ بهواسطۀ عدم قول به فصل بین فعلیت دو حکم ـ خواهد شد.
لذا مرحوم آقا ضیاء در اینجا در مقام جواب، به این کیفیت مسئله را جواب میدهند که اگر مشکل، مشکل فعلیت است این احکامی که بر قلب نبی ابلاغ میشوند این احکام هم فعلی میشوند؛ بنابراین دیگر ما نسبت به فعلیت مشکل نداریم. همانطور که احکامی که حجج آنها را ابلاغ میکنند فعلی است آن احکامی که به حجج ابلاغ میشود و مأمور به تبلیغ نیستند و تا زمان ظهور صبر میکنند هم فعلی میشود. این کلام مرحوم آقا ضیاء نسبت به این قضیه است.
بعد از این مسئله در اینجا نتیجهای که ایشان میگیرند این است که حالا که ما این احکام را فعلی کردیم و اینها ولو اینکه مأمور به تبلیغ نشدند فعلی هستند...
تمامیت دلالت حدیث حجب نسبت به جمیع احکام از نظر آقاضیاء
...بهواسطۀ دو مطلب این روایت نسبت به جمیع احکام دلیلش تام میشود. مطلب اول اینکه اطلاقی که در این روایت هست این اطلاق در «ما» موصول، کلّ شیءٍ و کلّ مجهولٍ حجبه الله عن العباد این اطلاقی که در اینجا هست شامل میشود احکامی را که بر قلب رسول نازل نشده است و احکامی که بر قلب رسول نازل شده است؛ اما رسول مأمور به ابلاغ نبوده است. درست شد؟! هردوی اینها بهواسطۀ اطلاق، مشمول روایت حجب خواهند بود؛ یعنی سواءٌ احکام کلیّهای که لم یقبل عَلیه الحجج این یک مورد، مورد ثانی: الأحکام التی یقبل علیه الحجج ولکن لم یؤمروا بتبلیغه.
- . مصباح الأصول، ج 2، ص 71.
