
بررسی حدیث حجب (5)
بررسی آراء آیتالله خویی
حدیث حجب در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بهعنوان ادامه بررسی آراء آیتالله خویی در کنار حدیث رفع مورد تحلیل قرار میگیرد. ابتدا نسبت میان حدیث رفع و حدیث حجب در جمع میان شبهات حکمیه و موضوعیه بررسی میشود و اشکال استعمال لفظ واحد در چند معنا از نگاه اصولی توضیح داده میشود. سپس با تفکیک میان استعمال در مصداق خارجی و استعمال در طبیعت کلی، امکان رفع اشکال و تبیین صحیح مفاد روایات بیان میگردد. در ادامه، شمول حدیث حجب نسبت به شبهات موضوعی و حکمی و تفاوت آن با حدیث رفع روشن میشود. بخش مهم جلسه به نقد دیدگاه آیتالله خویی درباره استناد حجب به خداوند و انحصار آن در احکام انشایی اختصاص دارد و اشکالات این تحلیل از منظر فعلیت احکام و موارد جهل مکلف بررسی میشود. در نهایت، دلالت حدیث حجب بر برائت تقویت شده و بهعنوان یکی از ادله معتبر در اصول فقه معرفی میگردد.
بررسی حدیث حجب (5)
8همانطور که میفرماید: ما در بحث تفسیر هم همین مطلب را میگوییم؛ در بحث تفسیر قرآن نظرشان این است که این کتاب و این قرآنی که الآن در دست ما هست مجموع همۀ احکام نیست؛ بلکه بعضی از آن احکامی است که الآن بأیدینا است؛ اما آن قرآنی که امیرالمؤمنین علیهالسّلام آن را تدوین کردهاند، احکامی هست که لم یُبَیِّنوا لنا و إحنا جاهلون بالنسبةِ إلیها و إنشاءالله در زمان ظهور وقتی که حضرت ظهور کند، آن قرآن را به مردم اظهار میکند و احکامی که در آن هست را برای مردم بیان میکنند چون استعداد برای مردم در آنجا وجود دارد.1
تأمل در کلام آیةالله خویی
البته این مطلبی را که ایشان در اینجا میفرمایند، محلِّ تأمّل است. جهت قضیه این است که مطلب از دو حال خارج نیست؛ یااینکه منظور از این «حجب» و داعی بر این حجب که میفرمایند: «ما حَجَبَ اَللهُ عِلمَهُ عَنِ العِبادِ فهو موضوعٌ عنهم» عبارت از عدم استعداد مردم برای انجام آن تکالیف است، به حیثی که اگر مردم مستعدّ برای آن تکالیف باشند لَوَجَبَ علیهم أن یعمَلوا بِها اگر اینطور است، پس ما باید بگوییم که ائمه علیهمالسّلام مکلّف به این تکالیف هستند؛ چون ائمه استعداد دارند، ائمه قدرت دارند، استعداد نسبت به اتیانش دارند، چطور در اینجا این استعداد فقط منوط به زمان ظهور است؟! بسیاری از افراد [غیر از] ائمه هم مستعدیّن هستند برای اینکه این احکام را اینها اتیان کنند.
این دلیل نمیشود بر اینکه حالا که خیلی از مردم استعداد اتیان به این تکالیف را ندارند، از دیگران هم ساقط بشود! ما در صدر اسلام هم بسیاری از احکام داشتیم که پیغمبر این احکام را برای عامۀ مردم بیان نمیکرد، اما زید بن حارثه و امیرالمؤمنین و افرادی که دور پیغمبر بودند، آیا شراب میخوردند؟! ـ این حکم شراب در مدینه آمد ـ نه، کسانی که مستعدّ برای عمل به احکام هستند بهمحض وصول و بهمحض علم، آن احکام برای آنها منجّز است و تنجیز پیدا میکند. پس عدم استعداد عامۀ ناس موجب نمیشود که این حدیث حجب به احکام فعلی تعلق نگیرد و فقط به احکام انشایی تعلق بگیرد که آنها ثابت نیستند و فقط در مرحلۀ ملاکات و در مرحلۀ مصالح هستند.
- الغيبة للنعمانی، ج ۱، ص ۲5۳؛ اثبات الهداة، ج 5، ص ۱65، با قدری اختلاف.
