اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)

و تتمّۀ بحث روایت حجب

14٬111
اصول

قاعده حلّیت در شبهات موضوعیه و حکمیه در این جلسه از دروس خارج اصول فقه، با تمرکز بر بررسی روایات «کل شیء لک حلال» و تتمه بحث حدیث حجب توسط آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تحلیل می‌شود. در بخش نخست، معنای حجب و تفاوت خفاء با ما به الخفاء تبیین شده و دیدگاه محدودکننده آن به نسیان علم نقد می‌گردد و شمول آن نسبت به احکام انشائی نیز مورد مناقشه قرار می‌گیرد. سپس روایت «کل شیء هو لک حلال» از جهات سندی و دلالی بررسی شده و نشان داده می‌شود که ظهور اولیه آن بیشتر ناظر به شبهات موضوعیه است تا شبهات حکمیه. در ادامه، استدلال‌هایی مانند توسعه دلالت روایت و عدم قول به فصل از سوی برخی اصولیان تحلیل و نقد می‌شود و اشکال لغویت در توسعه بی‌ضابطه قید روایت مطرح می‌گردد. حاصل بحث، تعیین قلمرو دقیق قاعده حلّیت در فقه و تفکیک آن از تعمیم‌های غیرموجه است.

روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)

توضیحات:

قاعده حلّیت در شبهات موضوعیه و حکمیه در این جلسه از دروس خارج اصول فقه، با تمرکز بر بررسی روایات «کل شیء لک حلال» و تتمه بحث حدیث حجب توسط آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تحلیل می‌شود. در بخش نخست، معنای حجب و تفاوت خفاء با ما به الخفاء تبیین شده و دیدگاه محدودکننده آن به نسیان علم نقد می‌گردد و شمول آن نسبت به احکام انشائی نیز مورد مناقشه قرار می‌گیرد. سپس روایت «کل شیء هو لک حلال» از جهات سندی و دلالی بررسی شده و نشان داده می‌شود که ظهور اولیه آن بیشتر ناظر به شبهات موضوعیه است تا شبهات حکمیه. در ادامه، استدلال‌هایی مانند توسعه دلالت روایت و عدم قول به فصل از سوی برخی اصولیان تحلیل و نقد می‌شود و اشکال لغویت در توسعه بی‌ضابطه قید روایت مطرح می‌گردد. حاصل بحث، تعیین قلمرو دقیق قاعده حلّیت در فقه و تفکیک آن از تعمیم‌های غیرموجه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روایات راجع به حلّیت مشتبه (1)

11
  • استدلال مرحوم آقا ضیاء بر شمول روایت حِلّ نسبت به شبهات حکمیه

  • مسئلۀ دیگر اینکه مرحوم آقا ضیاء در اینجا این روایت را هم ناظر بر شبهات حکمیه گرفته‌اند به این بیان ایشان در اینجا می‌فرمایند: این‌طور نیست که روایت «کلّ شیء لک حلال...»، مثل غنم باشد که غنم المذکّیٰ حلالٌ و قسمٌ منه حرامٌ [و هو] غنم غیر المذکّیٰ یا یک لحم مطروح فی الشارع هست که لا ندری هل هو مِن مذکّیٰ أو من غیر مذکّیٰ فَهو لَک حلال حتی تعرف أنَّه حرامٌ بعینه، بلکه ما مسئله را به اصل فعل کلی برگردانیم1 یعنی من‌باب‌مثال در باب غنم این‌طور بگوییم که اصلاً مسئله به غنم برنمی‌گردد تااینکه مشتبه بشود که آیا غنم حلال است یا حرام؟ بلکه مسئله به لحم برگردد؛ هر لحمی دو نوع است: یک لحم که حلال است که لحم غنم است، یک لحم که حرام است مثل لحم ارنب، یک لحم مثل حمیر برای انسان محل شبهه است؛ بنابراین حتی به شبهات حکمیه هم ممکن است این مسئله را تسرّی بدهیم.

  • یااینکه من‌باب‌مثال در مورد اسماک که یک سمک قطعاً می‌دانیم حلال است و آن فلس‌دار است و یک سمک قطعاً می‌دانیم که حرام است همان سمک کوسه است؛ یک سمک هم الآن برای ما مشتبه است و نمی‌دانیم آیا این جزء اسماک محلّله است یا جزء اسماک محرّمه است، شک در فلس و عدم فلس آن داریم، در اینجا دوباره شبهۀ حکمیه می‌آید. یا نوع خاص فرض کنید از خود سمک که حالا ما نمی‌دانیم اسم این خاص است ـ نه‌اینکه بحث در شبهات موضوعیه در فلس و عدم فلس است ـ اصلاً به‌طورکلی در یک نوع خاص بحث می‌آید. خب در اینجا ایشان می‌فرمایند که ما می‌توانیم این مسئله را درست کنیم ـ البته ما به اصل قضیه که اصلاً طرح این صحیح است یا صحیح نیست، کار نداریم إن‌شاءالله جلسۀ بعد اصل این قضیه را نقل می‌کنیم منتها اشکالی که بر نتیجۀ این مسئله گرفته می‌شود آن اشکال مورد نظر بنده است ـ و به‌ضمیمۀ عدم قول به فصل در آن مواردِ شبهات حکمیه‌ای که دو امر معلوم در آنجا طرف نفی و اثبات ندارد.

    1.  مقالات الأصول، ج 2، ص 172 و 173.
/ 260