
روایات راجع به حلّیت مشتبه (4)
بررسی دیدگاه آیةالله خویی و حواشی علامه طهرانی
روایات حلّیت مشتبه محور اصلی این جلسه از بحث برائت در اصول فقه است که آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق دلالت روایات «حلّیت مشتبه» میپردازند. ابتدا ساختار سه روایت مهم و وجه اشتراک آنها در تعبیر «حتی تعرف الحرام منه بعینه» بررسی میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا این تعابیر ناظر به شبهه موضوعیه است یا شبهه حکمیه. سپس دیدگاه آیتالله خویی در انحصار دلالت این روایات بر شبهات موضوعیه بر اساس کارکرد لفظ «بعینه» تحلیل میشود و اشکالات احتمالی آن در نسبت با شبهه حکمیه و علم اجمالی بیان میگردد. در ادامه، حاشیه و نقد علامه طهرانی مطرح میشود که دایره این روایات را فراتر از تفکیک موضوعی و حکمی میداند و آن را مرتبط با انطباق علم اجمالی بر موارد مشکوک تحلیل میکند. در نهایت، بحث به چالش میان انحلال علم اجمالی و کارکرد روایات در مقام برائت منتهی میشود و برخی ابهامات در تطبیق مبنای اصولی روشن میگردد.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (4)
توضیحات:
روایات حلّیت مشتبه محور اصلی این جلسه از بحث برائت در اصول فقه است که آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق دلالت روایات «حلّیت مشتبه» میپردازند. ابتدا ساختار سه روایت مهم و وجه اشتراک آنها در تعبیر «حتی تعرف الحرام منه بعینه» بررسی میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا این تعابیر ناظر به شبهه موضوعیه است یا شبهه حکمیه. سپس دیدگاه آیتالله خویی در انحصار دلالت این روایات بر شبهات موضوعیه بر اساس کارکرد لفظ «بعینه» تحلیل میشود و اشکالات احتمالی آن در نسبت با شبهه حکمیه و علم اجمالی بیان میگردد. در ادامه، حاشیه و نقد علامه طهرانی مطرح میشود که دایره این روایات را فراتر از تفکیک موضوعی و حکمی میداند و آن را مرتبط با انطباق علم اجمالی بر موارد مشکوک تحلیل میکند. در نهایت، بحث به چالش میان انحلال علم اجمالی و کارکرد روایات در مقام برائت منتهی میشود و برخی ابهامات در تطبیق مبنای اصولی روشن میگردد.
روایات راجع به حلّیت مشتبه (4)
7مضافاً به اینکه اصلاً در این روایات «فیه حلالٌ و حرام» است؛ این چطور با علم اجمالی جور درمیآید؟! یعنی روایات میخواهد بفرمایند که در این مشتبه ما دو نوع حلال و حرام فعلی وجود دارد و وجود دو نوع حلال و حرام فعلی با این تعریف علم اجمالی و اندراج شبهه در این علم اجمالی در تعارض است؛ ما علم اجمالی داریم که یک محرماتی داریم، خب داریم، به اینجا چه مربوط است؟! به مانحنفیه چه مربوط است؟! ما علم اجمالی داریم بر اینکه محرماتی داریم. ما میرویم منبابمثال به یک محرماتی اطلاع پیدا میکنیم؛ حرمت ارنب، حرمت حیّه، حرمت کلب، حرمت خنزیر، اینها را اطلاع پیدا میکنیم، این قسم حرام، یک محلّلاتی هم داریم مثل لحم غنم، لحم بقر، لحم ابل و امثالذلک، این علم اجمالی ما و این شبهۀ ما همانطوریکه روایت میفرماید مورد شبهه نهاینکه احتمال حرام و احتمال حلّیت در مورد شبهه است [بلکه] وجود قسم حلال و وجود قسم حرام الآن در میان اینها وجود دارد و با توجه به این نکته اصلاً علم اجمالی در اینجا مفید نیست؛ علم اجمالی مربوط میشود به آن جایی که محتمل الوجهین است، نهاینکه قسمت فعلیه در آنجا وجود دارد، این علم اجمالی در اینجا نمیآید. اینهم مطلب دیگری که نسبت به این مسئله بهنظر میرسید.
آیةالله خویی: قصور روایات از دلالت بر شبهات حکمیه
روی این حساب مرحوم آقای خوئی فرمودند که این روایات نمیتواند برای شبهات حکمیه دلیل باشند، البته در آنجا هست که بعضیها با تمسک به همین روایت در شبهات حکمیۀ مقرون به علم اجمالی که مسئلۀ غناء است، قائل به برائت هستند؛ مثلاً هر مورد غناء را از باب اینکه اجمال در دلیل وجود دارد گرچه علم به حرمت بالإجمال است، ولی از باب اجمال در دلیل گفتند هر مورد غنایی را که نمیدانیم آنطرف است یا اینطرف است تا خودت نچرخیدی، اشکال ندارد. برائت را در موارد علم اجمالی بهواسطۀ این روایت ذکر کردند که البته این روایت آن مورد را شامل نمیشود؛ حالا بحثش در علم اجمالی میآید.
