اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حدیث سعه (4)

14٬132
اصول

حدیث سعه و دلالت آن بر برائت شرعی محور اصلی این جلسه از مباحث آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان دیدگاه‌های مختلف درباره معنای عبارت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بررسی می‌کند و به اختلاف میان تفسیر «ما» به‌عنوان موصوله یا زمانیه می‌پردازد. در ادامه، آرای محقق نائینی، آیت‌الله خویی، مرحوم کمپانی و علامه طهرانی درباره مفاد روایت و نسبت آن با ادله احتیاط نقد و ارزیابی می‌شود. بخش مهمی از بحث به بررسی حجیت ظهورات، شخصی یا نوعی بودن ظهور، و تأثیر این مسئله در فهم روایت اختصاص دارد. همچنین اشکال تعارض حدیث سعه با اصل عدم تذکیه و ارتباط روایت با شبهات موضوعیه و حکمیه مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث این است که حدیث سعه در اصل می‌تواند مؤید برائت باشد، اما نسبت آن با اخبار و ادله احتیاط نیازمند بررسی دقیق تعارض و نحوه جمع میان این دو دسته دلیل است.

بررسی حدیث سعه (4)

توضیحات:

حدیث سعه و دلالت آن بر برائت شرعی محور اصلی این جلسه از مباحث آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان دیدگاه‌های مختلف درباره معنای عبارت «الناس فی سعة ما لا یعلمون» را بررسی می‌کند و به اختلاف میان تفسیر «ما» به‌عنوان موصوله یا زمانیه می‌پردازد. در ادامه، آرای محقق نائینی، آیت‌الله خویی، مرحوم کمپانی و علامه طهرانی درباره مفاد روایت و نسبت آن با ادله احتیاط نقد و ارزیابی می‌شود. بخش مهمی از بحث به بررسی حجیت ظهورات، شخصی یا نوعی بودن ظهور، و تأثیر این مسئله در فهم روایت اختصاص دارد. همچنین اشکال تعارض حدیث سعه با اصل عدم تذکیه و ارتباط روایت با شبهات موضوعیه و حکمیه مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث این است که حدیث سعه در اصل می‌تواند مؤید برائت باشد، اما نسبت آن با اخبار و ادله احتیاط نیازمند بررسی دقیق تعارض و نحوه جمع میان این دو دسته دلیل است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث سعه (4)

9
  • دو روایت در اینجا درقبال این اصل تذکیه هست که فقط اصل تذکیه در اینجا نیست. یک روایت در باب اطعمه و اشربۀ وسائل است باب 36، عن کافی مسنداً إلی شعیب عن أبی‌عبدالله علیه‌السّلام:

  • فی رَجل دخلَ قریةً فَأصابَ بِها لحماً لَم یَدر أ ذَكیٌّ هوَ أم میِّتٌ فَقالَ فاطرَحهُ عَلَى النّار فَكلُّ ما اِنقَبَضَ فَهو ذَكیٌّ وَ كُلُّ ما اِنبَسَطَ فَهو میِّتٌ.1

  • این روایت در باب اطعمه و اشربه هست.

  • روایت دیگر این است:

  • مُحمّدُ بنُ علیِّ بنِ الحُسینِ قال: قال الصّادِقُ علیهِ‌السّلامُ: «لا تَأكُلِ الجِرّیّ» إلى أن قال: «و إن وَجدت سَمكاً و لَم تَعلم أ ذكیٌّ هو أو غیرُ ذكیٍّ و ذكاتُهُ أن یُخرج مِن الماءِ حیّاً فخُذ مِنهُ فاطرحهُ فی الماءِ فإن طَفا على الماءِ مُستلقیاً على ظهرِهِ فهو غیرُ ذكیٍّ و إن كان على وجهِهِ فهو ذكیٌّ و كذلِك إذا وجدت لحماً و لم تعلم أ ذكیٌّ هو أم میتةٌ فألقِ مِنهُ قِطعةً على النّارِ فإنِ اِنقَبضَ فهو ذكیٌّ و إنِ اِستَرخى على النّارِ فهو میتةٌ.»2

  • این‌هم روایت دیگر است که در اینجا این دو روایت کیفیت تذکیه و عدم تذکیه را بیان می‌کنند.

  • حالا صرف‌نظر از این دو روایت یک بحث اجمالی راجع به تذکیه و عدم تذکیه می‌کنیم تا بعد راجع به این روایت صحبت کنیم و تأیید بر کلام خود و بعد وارد مطلب دیگر بشویم و مسئله را از نقطه‌نظر تقریرات تمام کنیم تا بعد ببینیم که نظر خودمان بالأخره نسبت به این روایات به چه تعلق می‌گیرد.

  • راجع به مخالفت قطعیه با اصل عدم تذکیه مرحوم آقا در بیانشان دارند که اولاً اصل عدم تذکیه یک اصل شرعی نیست؛ بلکه عبارت از یک اصل عدم ازلی است و این اصل عدم ازلی مترتب بر همان استصحاب است و استصحابش هم عرفی است؛ اما اینکه در شرع اگر هم روایتی باشد ناظر بر همین حکم عرف و بر همین استصحاب است. این یک مطلب که در اینجا این اصل نمی‌تواند با روایت تعارض کند و درهرصورت تعارض بین روایت و بین اصل، آن را حمل می‌کنیم بر آن مواردی که شبهه یک شبهۀ جدّی است؛ نه‌اینکه یک سفره‌ای هست و در آن لحم مطبوخی هست، در اینجا اصلاً اصل نمی‌آید؛ اصل عدم تذکیه در اینجا نمی‌آید و اصل عدم تذکیه در آن مواردی که قرائن و شواهد بر این است که فاعل مختار و حیّ و انسان این تذکیه را کرده است، وجود ندارد، این مربوط به آن مورد خواهد شد؛ یعنی این روایت این اصل را در این مورد کنار می‌زند، این مسئلۀ اول بود.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۲4 ، أبوابُ الأطعِمةِ المُحرّمة، بابُ أنّ اللحم إذا لم یُعلم كونُهُ میتةً أو مُذكًّى طُرِح على النّارِ فإنِ اِنقبض فهو ذكیٌّ حلالٌ و إنِ اِنبسط فهو میتةٌ حرامٌ، ص ۱۸۸، ح 1؛ الکافي، ج 6، كتابُ اَلأطعِمَة، بابٌ آخَرُ مِنه، ص ۲6۱، ح 1.
      ترجمه فروع کافی، ج ۷ ص 644: «شعيب گويد: از امام صادق عليه‌السّلام پرسيدند: اگر كسى به دهستانى وارد شود و گوشتى بيابد كه نداند گوشت قصابى است و يا گوشت مردار، آيا مى‌تواند از آن بخورد؟ فرمود: گوشت را بر روى آتش بيندازد، اگر گوشت منقبض شود و درهم برود، گوشت قصابى است و اگر پهن و منبسط‍‌ شود، گوشت مردار است.»
    2.  وسائل الشیعة، ج 24، أبوابُ الأطعِمةِ المُحرّمةِ، بابُ أنّ من وجد سمكاً و لم یعلم أنّهُ ذكیٌّ أم لا طرح فی الماءِ فإن طفا على ظهرِهِ فهو غیرُ ذكیٍّ و إن كان ... ، ص 144، ح 1.
      ترجمه: «امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: ماهی را نخورید تا اینکه فرمود: و اگر ماهی یافتید و ندانید که تذکیه است یا نه، تذکیه شدنش به این است که او را زنده از آب بیرون آورند. پس او را بگیرید و در آب بیندازید، اگر بر روی آب شناور شد و به پشت دراز کشید، تذکیه نیست و اگر بر رویش روی آب قرار گرفت، پس تذکیه است، همین‌طور اگر گوشتی پیدا کردید و شما ندانید که تذکیه است یا میته، پارهای از آن را روی آتش بیندازید اگر منقبض شد تذکیه شده است و اگر گوشت منبسط رها شد که میته می‌باشد.» (محقق)
/ 0