اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حدیث «کل شیء مطلق» و اباحه در موارد مجهول الحکم محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی این روایت، ابتدا دیدگاه مرحوم نائینی را درباره حمل روایت بر اباحه و لاحرجیتِ پیش از شرع مطرح کرده و اشکالات مرحوم آیت‌الله خوئی بر این تفسیر را بررسی می‌کند. سپس با تحلیل دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی و مرحوم کمپانی، به این پرسش می‌پردازد که منظور از «شیء» در روایت چیست و آیا روایت ناظر به خود موضوعات است یا به مواردی که حکم آنها برای مکلف مجهول است. در ادامه، تفاوت اباحه واقعی و اباحه ظاهری، نسبت روایت با ادله احتیاط، و نقش علم و جهل مکلف در فهم روایت تبیین می‌شود. بخش مهمی از بحث نیز به جایگاه عقل در تشخیص مصالح و مفاسد و تأثیر حکم عقل در تنجیز تکلیف اختصاص دارد. حاصل جلسه اثبات این نکته است که روایت ناظر به موارد مجهول الحکم و بیان‌کننده اصل برائت در ظرف شک است.

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (2)

توضیحات:

حدیث «کل شیء مطلق» و اباحه در موارد مجهول الحکم محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی این روایت، ابتدا دیدگاه مرحوم نائینی را درباره حمل روایت بر اباحه و لاحرجیتِ پیش از شرع مطرح کرده و اشکالات مرحوم آیت‌الله خوئی بر این تفسیر را بررسی می‌کند. سپس با تحلیل دیدگاه مرحوم آقاضیاء عراقی و مرحوم کمپانی، به این پرسش می‌پردازد که منظور از «شیء» در روایت چیست و آیا روایت ناظر به خود موضوعات است یا به مواردی که حکم آنها برای مکلف مجهول است. در ادامه، تفاوت اباحه واقعی و اباحه ظاهری، نسبت روایت با ادله احتیاط، و نقش علم و جهل مکلف در فهم روایت تبیین می‌شود. بخش مهمی از بحث نیز به جایگاه عقل در تشخیص مصالح و مفاسد و تأثیر حکم عقل در تنجیز تکلیف اختصاص دارد. حاصل جلسه اثبات این نکته است که روایت ناظر به موارد مجهول الحکم و بیان‌کننده اصل برائت در ظرف شک است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (2)

13
  • استاد: اگر شارع نمی‌گفت ما همین کار را می‌کردیم، فرض کنید در اینجا می‌گوید: هر شیئی مطلق است تااینکه نهی بیاید، خب من هم می‌دانم که هر شیئی مطلق است تااینکه نهی بیاید.

  • تلمیذ: نه دیگر نمی‌دانیم.

  • استاد: چرا می‌دانم!

  • تلمیذ: شما یک احتمالی می‌دهید.

  • استاد: چه احتمالی؟!

  • تلمیذ: ما حتی گمان قوی می‌دهیم که خداوند مؤاخذه کند که آقا شما که عقل داشتید که اینجا مفاسد را می‌فهمیدید.

  • استاد: اگر عقل، عقل منجِّز باشد، اگر عقل طوری باشد که به‌نحوی آن مفسده را ملزمه بداند که ترک بشود، بله خداوند در آنجا بر همین عقل مؤاخذه می‌کند.

  • تلمیذ: ما می‌خواهیم بگوییم که نمی‌کند.

  • استاد: مؤاخذه می‌کند.

  • تلمیذ: روایت می‌خواهیم بگوییم که نمی‌کند.

  • استاد: چطور ممکن است روایت با عقل خلاف دربیاید؟!

  • تلمیذ: آن بحث دیگری است.

  • استاد: نه اتفاقاً همین بحث است.

  • نکته‌ای دربارۀ نقش عقل در فقه روایات

  • به‌خاطر اینکه وقتی روایت می‌گوید: «کُلُّ شَیءٍ مُطلقٌ حَتَّی یَرِدَ فیه نَصٌ» آیا اگر راوی از امام سؤال می‌کرد که یابن رسول الله در یک جایی من قطعاً به یک مسئله‌ای ازنظر عقلی پی می‌برم آیا به‌هیچ‌وجه من‌الوجوه مفرّی ندارد و یک بچۀ سیزده‌ساله حاکم به این است، چه برسد به شما که اعقل عقلاء هستید! حضرت می‌گوید: نه‌خیر منظور من از «کلُّ شیءٍ مطلقٌ» این است که شما در آن مورد انجام بدهید؟! این حرف‌ها چیست؟!

  • تلمیذ: پس نهی هم باید اعمّ از ورود شرع و ورود در مقام عقل باشد.

  • استاد: خب باشد.

  • تلمیذ: پس تصرف در نهی به‌وجود می‌آید.

  • استاد: نه تصرف نمی‌خواهد، فرق نمی‌کند.

  • اگر یادتان باشد در همان بحث بلوغ یک مسئله‌ای که مطرح بود،1 اتفاقاً ما همین مسئله را خیلی مهم روی آن تکیه می‌کردیم؛ فرض کنید که دختر دوازده‌ساله که همه می‌گویند: بالغ است و از نه‌سالگی هم بالغ است، ما می‌گوییم که یک دختر دوازده‌ساله که اصلاً عقلش نمی‌رسد و عروسکش را به پدرش ترجیح می‌دهد و محبتش به یک مجسمه و عروسک از پدرش بالاتر است این دختر دوازده‌ساله را فرض کنید به‌خاطر ترک نمازی که می‌کند عذاب می‌کنند؟! این دختری که به مادرش می‌گوید: یا باید برای من عروسک بخری یا من نماز نمی‌خوانم، حالا مادر عروسک نمی‌خرد و او هم نماز نمی‌خواند. سه سال هم از بلوغش می‌گذرد و این به‌خاطر اینکه مادرش عروسک نخریده نماز نمی‌خواند! آقای بقّال و قصاب محلّه می‌گویند: این عقابش غیر حکیمانه است! حالا این بقّال و قصاب یعنی مردم عوام بگویند که این عقابش لغو و سفیهانه است آن‌وقت آن علاّمُ الغیوب و أعقلُ العقلاء و مدبِّرُ العقل بگوید که نه‌خیر او را در جهنم می‌اندازم؟!

    1. جهت اطلاع رجوع شود به رساله بلوغ دختران.
/ 260