اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اباحه ظاهری در حدیث کل شیء مطلق در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت روایت «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی» در بحث برائت اصول فقه می‌پردازد. ابتدا دیدگاه‌های آیت‌الله خویی و محقق نائینی درباره اباحه ظاهری، اباحه واقعی و معنای ورود (صدور یا وصول) تحلیل می‌شود. سپس نقدهای وارد بر تفسیر نائینی در حمل روایت بر لا حرجیّت ماقبل شرع و نیز اشکالات دیدگاه خویی درباره لغویت یا تصویب بررسی می‌گردد. در ادامه معنای صحیح «شیء» به عنوان مجهول‌الحکم و نقش آن در جعل اباحه ظاهری توضیح داده می‌شود. همچنین نسبت این روایت با ادله احتیاط و امکان جمع میان آنها تبیین می‌گردد. در نهایت روشن می‌شود که ظهور روایت ناظر به اباحه ظاهری در موارد شک و جهل است و قابل تخصیص کلی به همه موارد نیست و جمع درست آن با ادله احتیاط در تفکیک موارد اهمیت شرعی روشن می‌شود.

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (3)

توضیحات:

اباحه ظاهری در حدیث کل شیء مطلق در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت روایت «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی» در بحث برائت اصول فقه می‌پردازد. ابتدا دیدگاه‌های آیت‌الله خویی و محقق نائینی درباره اباحه ظاهری، اباحه واقعی و معنای ورود (صدور یا وصول) تحلیل می‌شود. سپس نقدهای وارد بر تفسیر نائینی در حمل روایت بر لا حرجیّت ماقبل شرع و نیز اشکالات دیدگاه خویی درباره لغویت یا تصویب بررسی می‌گردد. در ادامه معنای صحیح «شیء» به عنوان مجهول‌الحکم و نقش آن در جعل اباحه ظاهری توضیح داده می‌شود. همچنین نسبت این روایت با ادله احتیاط و امکان جمع میان آنها تبیین می‌گردد. در نهایت روشن می‌شود که ظهور روایت ناظر به اباحه ظاهری در موارد شک و جهل است و قابل تخصیص کلی به همه موارد نیست و جمع درست آن با ادله احتیاط در تفکیک موارد اهمیت شرعی روشن می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (3)

19
  • تلمیذ: پس در حقیقت «کُلُّ شیءٍ مطلق» می‌شود عام و ادلّۀ احتیاط می‌شود خاص و تخصیص هم به مورد می‌خورد.

  • استاد: نه اصلاً منظور این است که «کُلُّ شَیءٍ مطلق» گرچه اینجا «کلّ» است و دلالت بر عموم می‌کند؛ ولی وقتی که با توجه به موارد بخواهیم نگاه کنیم می‌گوییم که منظور این موارد جزئیه و موارد سهل است که شارع بنای بر سهولت دارد.

  • تلمیذ: در واقع تصرف بر آن «شیء» می‌کنیم که «کلُّ شیءٍ» غیر از اعراض و اینها.

  • استاد: بله.

  • تلمیذ: دیگر عام و خاص نمی‌توانیم بگیریم.

  • توضیحی دربارۀ عموم «کلُّ شیءٍ»

  • استاد: البته می‌توانیم عام بگیریم چون «کلّ» است.

  • اشکال خوبی کردید که نسبت به این قضیه دقت کنیم؛ یک وقتی ما در مورد عام از اول بحث عام را این‌طور می‌دانیم که ـ در بحث عام من این مطلب را عرض کردم ـ نمی‌توانیم عام را به مبنای یک‌طرفه و به یک منوال عام بدانیم بدون اینکه به آن موارد توجه کنیم.

  • منظور از عام و منظور از تخصیص این است که مولا در مقام بیان در وهلۀ اول منظورش یک حکم عام الشمول نسبت به افراد است، بعد آن مولا می‌آید و یک مورد خاص استثناء می‌کند. مثلاً اول می‌گوید: أکرم کل العلماء منظور تمام علماء است. وقتی که گفت: أکرم کلَّ العلماء، بعد یک مواردی به نظرش استثناء می‌آید؛ لذا فردا می‌آید به عبد می‌گوید: لا تُکرِم زیداً و بکراً و لا خالداً بَل أکرم بقیّةَ العلماء.

  • در اینجا این مورد، مورد عام و خاص است یعنی از اول منظور مولا عام است بعد مخصص می‌آید آن افراد را از تحت آن عام خارج می‌کند. اما اگر از اول مولا گفت: أکرم العلماء، و ما با قرائن حالیه و مقالیه متوجه شدیم که منظور مولا از علماء، اتقیای از علماء است، نه‌اینکه فسّاق از علماء باشد؛ دأب و دیدن مولا بر این است که فسّاق از علماء را اکرام نکند برعکس آنچه که متداول است! فقط اتقیاء از علماء را اکرام می‌کند نه فسّاق از علماء ـ عالم فاسق مگر می‌شود؟! ـ دراین‌صورت، در وقتی که عبد این کلام را از مولا اصغاء می‌کند، در آنجا آیا از اول عام را می‌فهمد یا خاص را می‌فهمد؟! از اول مورد خاص را می‌فهمد. این عام دیگر در اینجا دلالت بر عموم ندارد، این عام از اول انصراف به موارد اتقیاء دارد؛ یعنی با توجه به قرائن و شواهد، ذهن مخاطب و ذهن عبد به اتقیای از علماء می‌رود نه اتقیاء و فسّاق از علماء تااینکه بعداً [به بیان] محتاج باشد.

/ 613