
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (3)
اباحه ظاهری در حدیث کل شیء مطلق در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت روایت «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی» در بحث برائت اصول فقه میپردازد. ابتدا دیدگاههای آیتالله خویی و محقق نائینی درباره اباحه ظاهری، اباحه واقعی و معنای ورود (صدور یا وصول) تحلیل میشود. سپس نقدهای وارد بر تفسیر نائینی در حمل روایت بر لا حرجیّت ماقبل شرع و نیز اشکالات دیدگاه خویی درباره لغویت یا تصویب بررسی میگردد. در ادامه معنای صحیح «شیء» به عنوان مجهولالحکم و نقش آن در جعل اباحه ظاهری توضیح داده میشود. همچنین نسبت این روایت با ادله احتیاط و امکان جمع میان آنها تبیین میگردد. در نهایت روشن میشود که ظهور روایت ناظر به اباحه ظاهری در موارد شک و جهل است و قابل تخصیص کلی به همه موارد نیست و جمع درست آن با ادله احتیاط در تفکیک موارد اهمیت شرعی روشن میشود.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (3)
توضیحات:
اباحه ظاهری در حدیث کل شیء مطلق در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دلالت روایت «کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی» در بحث برائت اصول فقه میپردازد. ابتدا دیدگاههای آیتالله خویی و محقق نائینی درباره اباحه ظاهری، اباحه واقعی و معنای ورود (صدور یا وصول) تحلیل میشود. سپس نقدهای وارد بر تفسیر نائینی در حمل روایت بر لا حرجیّت ماقبل شرع و نیز اشکالات دیدگاه خویی درباره لغویت یا تصویب بررسی میگردد. در ادامه معنای صحیح «شیء» به عنوان مجهولالحکم و نقش آن در جعل اباحه ظاهری توضیح داده میشود. همچنین نسبت این روایت با ادله احتیاط و امکان جمع میان آنها تبیین میگردد. در نهایت روشن میشود که ظهور روایت ناظر به اباحه ظاهری در موارد شک و جهل است و قابل تخصیص کلی به همه موارد نیست و جمع درست آن با ادله احتیاط در تفکیک موارد اهمیت شرعی روشن میشود.
بررسی حدیث «الأشیاءُ مُطلَقةٌ...» (3)
5بله اگر ما این را بهعنوان یک چیز بدانیم آن مسئله اوّل هست که در اینجا لغو خواهد بود، فرض کنید که اگر بگوییم: «کُلُّ شَیءٍ مطلق حَتی یَرِد فیه نهی» معنایش این است که هر شیئی در اطلاقش هست تااینکه نهی بیاید. آن اشکال اول هم به تبع این اشکال دوم منتفی خواهد شد؛ یعنی اگر ما بخواهیم این را ثابت کنیم که یک مسئلهای مترتّب بر این هست یک مطلبی مترتّب بر این هست، همانطور که مرحوم آقا ضیاء این مطلب را فرمودند ...1 البته منظور آقا ضیاء مسئلۀ دیگری بود، مطلب این است که افراد را بهعنوان تعبّد وارد در مهلکه نکنند؛ یعنی شخص بعنوان أنّ لِهذا الشیء أمرٌ و لِهذا الشیءٌ نهیٌ بِعنوان أنّه متعبّد بِالأمر و بالالتزام بِالأمرِ المولوی و بالنهی المولوی، به این جهت حضرت در مقام دفع چنین بدعتی هستند، آن جوابش داده شد.
وجود لاحرجیت تکوینی ماقبل شرع
این مسئلهای که اینجا هست این است که آیا وظیفۀ امام در هر برهه و در هر ظرفی انشاء است یا ممکن است اِخبار باشد؟ اگر اِخبار مفیدی باشد و لغو نباشد چه اشکال دارد که بگوییم: «کُلُّ شیءٍ مُطلق حَتی یَرِد فیه نهی» در اینجا دلالت بر اِخبار میکند اما اِخبار، اخبار مفید است؛ یعنی تمام احکامی که در زمان جاهلیّت، افراد آنها را مرتکب میشدند، تمام گناهانی را که مرتکب میشدند؛ شرب خمر میکردند، زنا میکردند، سرقت میکردند، دختران خودشان را زندهبهگور میکردند، به نوامیس و اینها تجاوز میکردند و امثالذلک چون هنوز شرع نیامده است این یک ارسال تکوینی در اینجا هست، لا اقتضائیت تکوینی هست، لا حرجیّت تکوینی هست؛ چون پیغمبر ندارند.
اگر در ماقبل شرع کسی زنا بکند این زنا حرام است؟! نه، چون هیچ دلیلی بر حرمت زنا وجود ندارد الاّ شرع، الآن در خیلی از ملل و در خیلی از جاها اصلاً زنا یک امر متداول است و اصلاً قبیح نمیدانند. مسلمانها هم قبیح نمیدانند!
- جهت اطلاع رجوع شود به نهایة الأفکار، ج 2، ص 230 ـ 233.
