
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
اجماع بر برائت در این جلسه از سلسله دروس اصول فقه، با تمرکز بر بررسی حجیت اجماع بهعنوان یکی از ادله برائت مورد تحلیل قرار میگیرد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تکیه بر دیدگاه آخوند خراسانی، نشان میدهد که اجماع منقول و حتی اجماع محصّل، در صورتی که مستند به دلیل عقلی یا نقلی باشد، کاشف از رأی معصوم نخواهد بود. در ادامه، اقسام اجماع از جمله اجماع عملی و نقلی بررسی شده و اشکالات قاعده لطف در تبیین حجیت اجماع مطرح میشود. همچنین نسبت اجماع با سیره عقلاء و ضرورتهای شرعی تبیین شده و مرز میان احکام ضروری و غیرضروری روشن میگردد. نتیجه بحث این است که اجماع بهتنهایی توان اثبات برائت شرعی را ندارد و نمیتواند دلیل مستقل در اصول فقه محسوب شود.
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
13نسبت به اصل رسالت نمیگوییم بلکه نسبت به یک عدۀ خاص، نسبت به یک خاص لطف یک نحو است، نسبت به یک عده خاص نحو دیگری است؛ نهاینکه حالا لطف نسبت به اصل رسالت باشد نسبت به کل افراد، نه، کل افراد نه اصلاً پیغمبر میبینند، نه از اسلام خبر دارند، مستضعفینی در خود مملکت اسلامی هستند که اصلاً از اسلام خبر ندارند.
لطف یک امر کارساز است همانطوریکه من در اینجا گفتم. اینکه اگر نظر امام علیهالسّلام مخالف باشد باید در ضمن یک عدّه بیان کند اینکه فقط یک عدّۀ خاص مورد لطف امام واقع شدهاند آن بیچارههایی که اکثریت هستند چه؟! چرا آنها از لطف امام بیبهره هستند؟! اینهم اشکال دوم بر این قضیه بود.
اشکال سوم
اشکال سوم اینکه اصلاً مگر نظر مخالف بنا بر قاعدۀ لطف، مثبِت لطف نیست؟! یعنی صرفنظر مخالف یک فقیه، دو فقیه، سه فقیه؛ اگر اینها نظر مخالف بیان کنند اثبات لطف میکند که اگر آن نظر اکثریت مخالف باشد، اقلاً نظر این سه نفر مثبِت نظر امام باشد؛ درحالیکه ما میبینیم در تمام این اجماعات یکی که هیچ بلکه اگر ده یا پانزدهتا هم نظر مخالف باشد میگویند که لا یعتَدُّ عنه است! این چه اجماعی شد؟! از یک طرف شما میگویید که امام نظر مخالفش را بیاید بیان کند. از یک طرف هم میگویید که این یک نفر است دو نفر یا سه نفر است [بهخاطر قلّت] اعتناء به آنها نکنید! ما نفهمیدیم که کدام از این حرفهای شما را قبول کنیم؟!
اگر قرار بر این است که امام از باب لطف بیاید نظرش را به یک نفر یا دو نفر یا پنج نفر القاء کند پس شما چرا آن اکثریت را حجت میدانید و این را از حجت میاندازید؟! اگر قرار بر این است که این سه نفر و چهار نفر و پنج نفر از باب لطف، نظر امام و طرد نظر مخالف را اثبات نمیکنند بنابراین این تعریفی که شما برای اجماع آوردید دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت. این به اصل اجماع برمیگردد.
