
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
اجماع بر برائت در این جلسه از سلسله دروس اصول فقه، با تمرکز بر بررسی حجیت اجماع بهعنوان یکی از ادله برائت مورد تحلیل قرار میگیرد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تکیه بر دیدگاه آخوند خراسانی، نشان میدهد که اجماع منقول و حتی اجماع محصّل، در صورتی که مستند به دلیل عقلی یا نقلی باشد، کاشف از رأی معصوم نخواهد بود. در ادامه، اقسام اجماع از جمله اجماع عملی و نقلی بررسی شده و اشکالات قاعده لطف در تبیین حجیت اجماع مطرح میشود. همچنین نسبت اجماع با سیره عقلاء و ضرورتهای شرعی تبیین شده و مرز میان احکام ضروری و غیرضروری روشن میگردد. نتیجه بحث این است که اجماع بهتنهایی توان اثبات برائت شرعی را ندارد و نمیتواند دلیل مستقل در اصول فقه محسوب شود.
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
4نکتهای دربارۀ تفاوت اجماع با ضروریات شرعی و اجتماعی
ما قبل از اینکه راجع به این مسئله بخواهیم صحبت کنیم فرق بین اجماع و آن قول و مجمع علیه و ضرورات مسلّم دینی و شرعی را باید بدانیم؛ در ضرورتهای مسلّم شرعی آنچه را که آن اطلاق ضرورت بر آن میشود عبارت است از حکمی که هیچگونه دلیل بر خلاف شرعاً درقبال آن دلیل قرار نگرفته است؛ یعنی اصل این حکم تشریعش از ناحیۀ شارع است و به حدّی این تشریع مسلّم است که این جزء مبانی یک شرع بهحساب میآید. درست شد؟!
منبابمثال وقتی راجع به قانون یک کشور صحبت میشود میگویند که یک سری قوانین است که برای هر کشوری ضرورت دارد. بعضی از قوانین ضرورت ندارند؛ لذا در یک زمان وضع میشوند و بعد در یک زمان برداشته میشود. یک مجلس یک قانونی را وضع میکند که فرض کنید از فلان طایفه از کسبه این مقدار مالیات گرفته بشود، مجلس بعدی میآید از آن کسبه آن قانون را برمیدارد و به یک جای دیگر میزند. یا امسال اینقدر مالیات گرفته بشود سال دیگر کمتر گرفته شود. البته کمتر که معنا ندارد، ـ در خود ما البته! ـ پس بیشتر مثلاً گرفته بشود. یااینکه فرض کنید قانون میآید برای اینکه سن افرادی که به سربازی میروند منبابمثال باید هیجده سال باشد. ممکن است چند سال دیگر قانون بیاید بگوید: سن آنها باید شانزده سال باشد. حالا ما نمیدانیم بهسمت جنگ میرویم یا بهسمت صلح میرویم، اگر به سمت جنگ میرویم سن سربازیها شانزده سال میشود! إنشاءالله که بهسمت صلح میرویم! سن افرادی که میخواهند سربازی بروند بیست سال میشود؛ دو سال تغییر میکند. اینها قوانینی است که بنا بر مصالح آن کشور در هر زمانی ممکن است تغییر و تبدیل پیدا کند.
یک سری قوانینی داریم که اینها قوانین ضروری کشور است مثل حفظ امنیت؛ حفظ امنیت یک کشور، قانون ضروری است. کسی که برخلاف امنیت و مصالح یک کشوری قیام بکند مجرم است. ما در دنیا یک کشوری که چنین قانونی نداشته باشد نداریم که یک نفر بیاید و اسرار نظامی یک مملکت را افشاء کند و بگویند: هیچ اشکالی ندارد! چنین چیزی معنا ندارد. چرا؟ چون این مسئله با آن قانون کلی که حفظ امنیت است منافات دارد. پس این جزء ضروریات است.
