
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
اجماع بر برائت در این جلسه از سلسله دروس اصول فقه، با تمرکز بر بررسی حجیت اجماع بهعنوان یکی از ادله برائت مورد تحلیل قرار میگیرد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تکیه بر دیدگاه آخوند خراسانی، نشان میدهد که اجماع منقول و حتی اجماع محصّل، در صورتی که مستند به دلیل عقلی یا نقلی باشد، کاشف از رأی معصوم نخواهد بود. در ادامه، اقسام اجماع از جمله اجماع عملی و نقلی بررسی شده و اشکالات قاعده لطف در تبیین حجیت اجماع مطرح میشود. همچنین نسبت اجماع با سیره عقلاء و ضرورتهای شرعی تبیین شده و مرز میان احکام ضروری و غیرضروری روشن میگردد. نتیجه بحث این است که اجماع بهتنهایی توان اثبات برائت شرعی را ندارد و نمیتواند دلیل مستقل در اصول فقه محسوب شود.
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
5منبابمثال رعایت عدالت اجتماعی در افراد، این جزء ضرورات کشور است که بله الحمدلله در کشور ما که به تمام معنا این قضیه دارد انجام میشود! حفظ حقوق و شخصیتهای افراد و عِرض اینها که الحمدلله بسیار أتم و أکملش هست! حفظ امنیت جانی از ضروریات مبانی قانونی یک کشور هست که بعضی از کشورها ظاهراً این را انجام میدهند. اینها ضروریاتی است که هیچ شکی در این قوانین راه ندارد.
حالا ما در اسلام هم یک سری احکام ضروری داریم مثل وجوب صلاة یا مثلاً نماز صبح که دو رکعت است یا وجوب صوم ـ حالا کاری به مفطرات آن نداریم ـ اصل وجوب حج و امثالذلک اینها یک سری احکام ضروری هستند که این احکام ضروری از بحث اجماع جدا هستند؛ یعنی اینکه ما بیاییم و از راه اجماع اثبات اینها را بکنیم یک امر لغوی است یعنی اصلاً جزء اصل تشریع است و بدون اینها دین اصلاً قوام ندارد. وجوب صلاة یااینکه در خصوصیات صلاة که اصلاً مخالفت با آنها معنا ندارد. اینها یک سری ضروریات هستند.
مصداق نداشتن اجماع معتبر بر غیر ضروریات
درقبال اینها آنچه را که میتوان ادعای اجماع کرد احکامی است که آن احکام خارج از ضروریات هستند و هیچ دلیلی هم ما برای اثبات آنها از آیات قرآن و روایات نداریم پس دلیل چیست؟! صرف عمل فقهاء از زمان امام علیهالسّلام إلی زماننا هذا این دلیل است. شما اگر تمام فقه را بگردید چنین اجماعی پیدا نخواهید کرد که هیچ دلیلی برای او وجود نداشته باشد درعینحال از زمان غیبت إلی زماننا هذا همه به این فتوا داده باشند! شما بروید تمام این فقه را بگردید یک مورد پیدا کنید که آن مورد و آن حکم جزء ضروریات نباشد و از یکطرف همه به آن فتوا داده باشند و جزء ضروریات نباشد. این مسئله از نقطهنظر اصل اجماع است که چنین اجماعی اصلاً وجود ندارد.
