
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
اجماع بر برائت در این جلسه از سلسله دروس اصول فقه، با تمرکز بر بررسی حجیت اجماع بهعنوان یکی از ادله برائت مورد تحلیل قرار میگیرد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تکیه بر دیدگاه آخوند خراسانی، نشان میدهد که اجماع منقول و حتی اجماع محصّل، در صورتی که مستند به دلیل عقلی یا نقلی باشد، کاشف از رأی معصوم نخواهد بود. در ادامه، اقسام اجماع از جمله اجماع عملی و نقلی بررسی شده و اشکالات قاعده لطف در تبیین حجیت اجماع مطرح میشود. همچنین نسبت اجماع با سیره عقلاء و ضرورتهای شرعی تبیین شده و مرز میان احکام ضروری و غیرضروری روشن میگردد. نتیجه بحث این است که اجماع بهتنهایی توان اثبات برائت شرعی را ندارد و نمیتواند دلیل مستقل در اصول فقه محسوب شود.
بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)
7تلمیذ: در سقط اجماع که نیست.
استاد: نه من این را میخواهم بگویم که ایشان از باب برهان لطف دارند وارد میشوند و میگویند که چون امام ـ بقیه هم این را میگویند ـ نسبت به شرع و نسبت به شیعه لطف دارند، از این باب اگر نظر امام مخالف با این رأی باشد بیان میکند ـ دقت کنید چه دارم میگویم از راه خلف این مسئله هست ـ خودش ثابت نمیکند بلکه خلف، این اصل را ثابت میکند. وقتی که خلف باطل بود پس معلوم میشود اصل صحیح است. چون امام علیهالسّلام بر شیعه لطف دارد، بنابراین اگر قرار بر این باشد که نظر امام مخالف نظر قاطبه باشد باید دلیل خلاف را بیان کند؛ پس چون بیان نکرده است پس معلوم میشود اصل صحیح است. چون خلف باطل است در اینجا نظر مخالفی که امام علیهالسّلام بخواهد بیان بکند نیامده بیان بکند پس معلوم میشود اصلش که اجماع شیعه است مورد نظر امام است.
از اینجاست که میگویند که اجماع کافّۀ علماءِ یک عصر دلیل بر رضای امام علیهالسّلام است. اگر نظر امام برخلاف بود باید در ضمن فتوای یک مجتهدی آن را القاء بکند یا در ضمن عمل یک طایفهای از مسلمین باید آن را القاء کند تااینکه بفهماند که نظر من با این نظر مخالف است. بعد از مدتی بیایند و بفهمند که مثلاً در این عصر هیچگونه مخالفتی نبوده مردم به شک و شبهه نیفتند، بگویند که اگر نظر امام مخالف این نبوده پس چرا همه بالاِتفاق دارند عمل میکنند؛ پس این لطف امام نسبت به افراد کجا رفته است؟! پس باید بهواسطۀ یک عدهای امام بیاید نظر فقهی خودش را بیان کند تااینکه برای مجتهدین بعدی جا برای سؤال و برای تفحّص و تحقیق وجود داشته باشد. این دلیل کلی این قضیه است.
اشکال در حجیت اجماع بر اساس قاعدۀ لطف
صحبت ما در اینجا از همین قضیه نشأت میگیرد. فرض میکنیم که تمام استدلال مثبتین اجماع و محتجّین به حجّیت اجماع بر دلیل خلف است؛ یعنی نفس خود آن اجماع بر یک حکم یا بر عدم یک حکمی، هیچگونه تلازمی بینش نیست؛ چون اجماع در اینجا وجود دارد این اجماع حکایت از رضای معصوم بکند؛ از دلیل خلف این اصل ثابت میشود. حالا ما فرض را بر این میگذاریم که این اجماع چون اتفاق در آن هست و لطف امام شامل حال اینها است؛ لذا اگر نظر امام مخالف اینها بود، پس باید نظرش را در یک مجتهدی القاء کند در یک گروهی باید القاء کند و آنها بیایند [بیان کنند].
