اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)

0
اصول
اصول

اجماع بر برائت در این جلسه از سلسله دروس اصول فقه، با تمرکز بر بررسی حجیت اجماع به‌عنوان یکی از ادله برائت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تکیه بر دیدگاه آخوند خراسانی، نشان می‌دهد که اجماع منقول و حتی اجماع محصّل، در صورتی که مستند به دلیل عقلی یا نقلی باشد، کاشف از رأی معصوم نخواهد بود. در ادامه، اقسام اجماع از جمله اجماع عملی و نقلی بررسی شده و اشکالات قاعده لطف در تبیین حجیت اجماع مطرح می‌شود. همچنین نسبت اجماع با سیره عقلاء و ضرورت‌های شرعی تبیین شده و مرز میان احکام ضروری و غیرضروری روشن می‌گردد. نتیجه بحث این است که اجماع به‌تنهایی توان اثبات برائت شرعی را ندارد و نمی‌تواند دلیل مستقل در اصول فقه محسوب شود.

بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (1)

8
  • اشکال اول

  • حالا ما می‌گوییم که از این افرادی که الآن همه مجمعٌ علیه هستند... ما الآن در عالم تئوری داریم بحث می‌کنیم که می‌خواهیم زیر اصل این تعریف را بزنیم و گفتیم که کار به خارج نداریم در خارج یک مورد هم ما نداریم که بدون دلیل اجماعی در یک مسئله باشد. ما اصلاً می‌گوییم که این تعریف اصلاً از بیخ باطل است

  • چرا؟! چون در اجماع فرض را بر این می‌گذاریم که این مجموعه‌ای که متفقٌ علیه هست، اگر نظر امام علیه‌السّلام مخالف باشد باید در ضمن یک نفر این نظر را القاء بکند. فرض می‌کنیم یکی از این مجموعه می‌آید نظر خلاف می‌دهد؛ حالا ما فرض را بر این می‌گذاریم پس همین که یک نفر آمد نظر برخلاف داد ما باید بگوییم که الآن این شخص که نظر خلاف دارد قطعاً نظر امام باید در این باشد! از کجا می‌توانید اثبات کنید؟! مثلاً از میان کافّۀ فقهای یک عصر ابن ادریس یا ابن عقیل در اینجا نسبت به این حکم کلی نظر خلاف می‌دهد، در اینجا باید قائل باشیم از باب لطف اگر نظر امام خلاف باشد پس باید بگوییم که نظر ابن عقیل نظر امام است. شما از کجا می‌توانید اثبات کنید؟! این اصل مثبت می‌شود.

  • تلمیذ: اجماع شکسته شد. یک نفر که مخالفت کند اجماع ازبین می‌رود.

  • استاد: بله می‌دانم اجماع ازبین می‌رود ما این را می‌خواهیم صحبت کنیم؛ ما در مقام فرض و تئوری داریم می‌گوییم: اینکه الآن یک عده آمده‌اند و یک نظر داده‌اند ما می‌خواهیم از دلیل خلف به صحت اینها پی ببریم نه وجود خود اینها؛ هیچ تلازمی بین نظر امام و وجود خود اینها ندارد. بالأخره نظر امام یا مخالف است یا موافق با نظر کل فقهای عصر است خلاصه یکی از این دوتاست. دیگر ما که علم به نظر امام نداریم ما نگاه به فقها می‌کنیم و می‌بینیم فقهای یک عصری همه فتوا بر حلّیت خمر دادند! حالا من‌باب‌مثال می‌گوییم! فعلاً شطرنج که حلال شد و بقیه هم آمدند فتوا به حلّیت دادند! موسیقی هم حلال شد همه هم آمدند گفتند که حلال است! بزن و بکوب و اینها هم همه حلال شده‌اند چیزی مثل اینکه به انتهای آن نمانده است! خلاصه این را هم بیایند فتوا بدهند و دیگر قضیه را تمام کنند! الآن فقهاء یک عصری آمدند فتوا بر حلّیت شطرنج داده‌اند؛ بعد هم به گردن امام می‌اندازیم که امام هم راضی است خودش هم بازی می‌کند! حالا لابد چند سال از وقتش را امام زمان به شطرنج می‌گذارند! برای فکرش خوب است؛ چون اگر هم قمار نباشد تقویت فکر می‌کند، به‌خصوص امام که خیلی لازم دارد که فکرش را تقویت کند چون باید بتواند عالم را بگرداند!