اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (2)

0
اصول
اصول

دلیلیت اجماع بر برائت در این جلسه به نقد مبانی مختلف حجیت اجماع در اصول فقه اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی تقریرهایی مانند قاعده لطف، تلازم عادی میان اجماع و رضایت امام، علم اجمالی به وجود امام در میان مجمعین، و فرض کشف رضایت امام از اجتماع فقهاء، نشان می‌دهد هیچ‌یک از این مبانی اجماع را دلیل مستقل و قابل اتکا اثبات نمی‌کند. ایشان توضیح می‌دهد که بخش مهمی از این استدلال‌ها یا به علم شخصی، یا به تلازم‌های اتفاقی، یا به حدس‌های غیرقابل تعمیم برمی‌گردد و بنابراین برای همه فقها در همه اعصار حجیت ندارد. همچنین اجماع منقول به‌سبب حدسی بودن و عدم انطباق با معیار «صدق العادل» از نظر ایشان مخدوش است و نمی‌تواند جایگزین سنت یا دلیل مستقل شرعی شود. در نهایت، اجماع در این مسئله نه دلیل مستقل است و نه کاشف معتبر از قول معصوم، و تنها سیره عقلاییه در اصل برائت باقی می‌ماند.

بررسی دلیلیت اجماع بر برائت (2)

6
  • فرض کنید راجع به تعریفی که دربارۀ تواتر می‌کنند؛ تعریفی که می‌کنند این است که توارد اخبار به حیثی که برای شخص، علم به صحت این و عدم تطرق در این خبر پیدا بشود. اشکالی که بر این وارد می‌شود این است که علمی که برای شخص پیدا بشود این مسئلۀ نفسی است. ممکن است برای شخصی با پنج‌تا خبر علم پیدا بشود، ممکن است برای شخص دیگر با پنجاه‌تا هم علم پیدا نشود، اینکه برای شخصی علم حاصل بشود به نفس شخص برمی‌گردد، به تواتر چه مربوط است؟! درست شد؟! ممکن است که با یک اماره هم برای شخصی قطع قطّاع پیدا بشود، این تعریف تواتر نیست. بله می‌توانیم این‌طوری تصحیح کنیم که عادتاً برای یک فرد علم حاصل بشود، نه‌اینکه برای شخصی این علم حاصل بشود. آن‌وقت دیگر در اینجا اشکال دیگر دراین‌صورت برطرف می‌شود علیٰ‌کلِّ‌حال این‌هم یک مسئله است.

  • حجیت اجماع بر مبنای دیدار ناقل اجماع با امام زمان

  • مطلب دیگری هم که در مورد منشأ حجّیت اجماع فرمودند این است که شخصی خودش فی‌حد‌نفسه امام زمان علیه‌السّلام را ببیند و بعد برای اخفاء، ادعای اجماع کند. اگر این است که این‌هم ماست‌مالی است. اگر شخصی دراین‌صورت ادعای اجماع بکند دیگر اجماع تحصیل نشده است؛ فقط کلام مولاناست که می‌گوید... یک مولانایی بیاید و ادعای اجماع بکند و ما حالا با قرائن و شواهد و ضمّ ضمائم اینها به‌دست بیاوریم که این امام زمان را دیده و تشرّف به خدمت امام پیدا کرده است و برای اینکه نگویند: «فَمَنِ اِدَّعَى المُشاهَدَةَ قَبلَ خُروجِ السُّفیانیِّ و الصَّیحَةِ فَهو كَذّابٌ مُفتَرٍ»1 از باب اینکه متهم نشود می‌گوید که اجماعی در اینجا هست. مثلاً سید بحرالعلوم بیاید ادعای اجماع کند و ما هم بدانیم که منظورش این است و از لابه‌لای حرف‌هایش بفهمیم که در هرجا که ایشان ادعای اجماع کرده منظور تشرّف به خدمت حضرت است.

  • من‌باب‌مثال همان‌طور که بگویند: در هرجا که لفظ شیخ هست منظور شیخ روائی آن نویسنده است؛ مثلاً صدوق یا احمد بن الخالد برقی است یا ابن قولویه یا مثلاً کذاست یا اگر تعبیر به سیدنا کرد منظورش مشخص است که کیست. این‌هم همین‌طور است. در اینجا فرض کنید که اگر ما قضیه را به‌دست بیاوریم، باز در اینجا اجماع حجت نمی‌شود، این کلام یک مسئلۀ شخصی است که آن‌هم تازه با شواهد و قرائن ثابت می‌شود.

    1.  الغیبة، شیخ طوسی، ج ۱، ذكر السفراء الممدوحین فی زمان الغیبة، ذكر أمر أبی الحسن علی بن محمد السمری، ص ۳۹5، ح 365.
      ترجمه: «[حضرت مهدی عج الله تعالیٰ فرجه الشریف فرمودند] بدانيد كه هركس پيش از خروج سفيانى و رسيدن زمان صيحۀ آسمانى ادّعا كند كه مرا ديده است، دروغگو و افترا زننده است.» (محقق)