
دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه
برائت عقلیه و نسبت آن با قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه از درس اصول فقه، محور اصلی بحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند، به بررسی قاعده وجوب دفع ضرر محتمل و اشکال به عدم تلازم میان مفسده و ضرر میپردازند. سپس نشان داده میشود که درک عقل از «ضرر» محدود به امور دنیوی نیست و ضرر اخروی در مرتبهای بالاتر و مهمتر قرار میگیرد، بنابراین نمیتوان آن را از دایره حکم عقل خارج دانست. در ادامه، اشکالات وارد بر جمع برخی اصولیان میان این دو قاعده و نیز تقریر مرحوم شیخ در باب احتیاط عقلی بررسی میشود. همچنین نقش فطرت در پرهیز از هلاکت و نحوه مواجهه عقل با شک در تکلیف توضیح داده میشود. حاصل بحث این است که تصویر ارائهشده از تقابل این دو قاعده نیازمند بازنگری دقیقتری در مبانی عقل عملی و مفهوم ضرر است.
دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه
3همانطور که ما در سایر موارد هم همین مطلب را مشاهده میکنیم مثلاً حیات در قرآن به حیات اخروی تعبیر میشود ﴿وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُ لَوۡ كَانُوا يَعۡلَمُونَ﴾.1 عمیٰ و بصر به عمیٰ و بصر معنوی و روحی و نفسی در لسان شرع تعبیر میشود تا به عمیٰ و بصر ظاهری؛ ﴿فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾.2 یااینکه عقل به آن عقلی که هدایت باطن را بکند تعبیر میشود تااینکه آن مکر و شیطنتی را که امور دنیا را برای انسان اصلاح کند. قلب به همان قلب معنوی اطلاق میشود تا به این قلب ظاهری. علیکلّحال آن حقیقتی که بهواسطۀ آن حقیقت وضع الفاظ برای مفاهیم تصحیح میشود آن حقیقت در جنبۀ معنوی اقویٰ از جنبۀ ظاهری است. به عبارت دیگر ملاک مصححیّت وضع الفاظ برای معانی در جنبۀ معنوی، اقویٰ است و عقل هم غیر از این کاری را انجام نمیدهد. در دلیل عقلی، وجوب دفع ضرر محتمل است و قطعاً ضرر اخروی به مراتبی از ضرر دنیوی محقتر و اطلاق اسم ضرر بر او اولیٰ و الیق از ضرر دنیوی است.
تلمیذ: پس اینکه میگویند: وضع الفاظ بهخاطر احتیاج بشر است درست است؟! وضع الفاظ برای رفع احتیاج است؟!
استاد: مگر نسبت به مسائل معنوی ما احتیاج نداریم؟!
تلمیذ: منشأ اساسی وضع الفاظ بهخاطر امور دنیوی بود.
استاد: نه برای دنیوی نبود برای مایحتاجشان بود چه امور دنیوی چه غیر دنیوی؛ اینطور نیست که فقط برای امور دنیوی باشد. بشر برای آنچه که میخواهد الفاظ را وضع میکند؛ حالا در یک زمان علم به این ندارد بعداً علم پیدا میکند در یک زمان مصداقش برایش روشن نیست بعداً مصداق پیدا میکند. این دلیل نیست بر اینکه از اول وضع لفظ برای این نبوده است. بشر در مخیّلۀ خودش نور را وضع میکند برای آنچه که موجب هدایت و روشنایی و ضیاء است. حالا در یک زمان نور چراغ نفتی و دهن بود در یک زمان نور کهرباء است؛ این دیگر به این مسئله کار ندارد وضع الفاظ دلالت بر معانی عام میکند.
- سوره عنکبوت (29) آیه 64. معادشناسی، ج 5، ص 204:
«و بهدرستی كه خانه آخرت محلّ حيات و زندگى است، اگر مردم بدانند.» - سوره حج (22) آیه 46. آیین رستگاری، ص 111:
«زيرا حقّ مطلب از اين قرار است كه چشمهاى سر ابداً كور نمىشوند؛ وليكن كورى فقط عارض دلهایى مىشود كه در سينهها قرار دارد.»
- سوره عنکبوت (29) آیه 64. معادشناسی، ج 5، ص 204:
