اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه

0
اصول
اصول

برائت عقلیه و نسبت آن با قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه از درس اصول فقه، محور اصلی بحث آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند، به بررسی قاعده وجوب دفع ضرر محتمل و اشکال به عدم تلازم میان مفسده و ضرر می‌پردازند. سپس نشان داده می‌شود که درک عقل از «ضرر» محدود به امور دنیوی نیست و ضرر اخروی در مرتبه‌ای بالاتر و مهم‌تر قرار می‌گیرد، بنابراین نمی‌توان آن را از دایره حکم عقل خارج دانست. در ادامه، اشکالات وارد بر جمع برخی اصولیان میان این دو قاعده و نیز تقریر مرحوم شیخ در باب احتیاط عقلی بررسی می‌شود. همچنین نقش فطرت در پرهیز از هلاکت و نحوه مواجهه عقل با شک در تکلیف توضیح داده می‌شود. حاصل بحث این است که تصویر ارائه‌شده از تقابل این دو قاعده نیازمند بازنگری دقیق‌تری در مبانی عقل عملی و مفهوم ضرر است.

دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه

4
  • روی این حساب قاعدۀ عقلی موضوعش در اینجا وجود ضرر است. این وجود ضرر در مسائل اخروی قطعاً اولیٰ است تا در مسائل دنیوی پس همان‌طوری که عقل نسبت به ضرر دنیوی حکم به وجوب دفع ضرر محتمل می‌کند... البته در ضرر متیقن که اصلاً عرض شد نیاز به قاعده ندارد مگر انسان احمق و دیوانه باشد که محتاج به قاعده و اینها باشد. این بداهتش یک بداهت فطری است و اقدام بر ضرر متیقن جنون و حماقت است و نیاز به قاعده ندارد. آنچه که نیاز به قاعده دارد و عقل برای استبصارِ مستبصر و مکلف و عاقل این قاعده را جعل می‌کند عبارت از [دفع] ضرر محتمل است.

  • پس مطلبی که مرحوم آخوند می‌فرمایند که این قاعده مربوط به ضرر است و تلازمی بین مفسده و ضرر نیست در اینجا این مسئله قطعاً مردود است.

  • نظر مرحوم شیخ در جمع بین دو قاعده

  • مرحوم شیخ در اینجا برای جمع بین این دو قاعده و حکومت قبح عقاب بلا بیان بر قاعدۀ وجوب دفع ضرر محتمل یک مطلبی را می‌فرمایند؛ این قاعدۀ وجوب دفع ضرر محتمل عبارت از بیان برای یک قاعدۀ کلیه است و این قاعدۀ کلیه در مسائل ظاهریه است و کاری اصلاً به بیان نسبت به تکلیف و مکلّف ندارد؛ سواءٌ اینکه فی الواقع تکلیفی وجود داشته باشد یااینکه تکلیفی اصلاً وجود نداشته باشد؛ یعنی عقلاء مکلف را بر مخالفت با این قاعده مؤاخذه می‌کنند؛ یعنی وقتی که در یک مورد مشکوکی که احتمال ضرر در آنجا می‌رود این مکلف بیاید اقدام بر ضرر کند در اینجا عقلاء او را مذمّت می‌کنند ولو اینکه در واقع ضرری هم نباشد؛ در اینجا خیلی نکته هست. یعنی عقلاء فی‌حد‌نفسه التزام به این قاعده را لازم می‌دانند می‌گویند: آدم عاقل وقتی که در مقابلش مایعی هست و احتمال می‌دهد ـ در دوران امر ـ بین مائیّت و سمیّت، هیچ‌وقت آدم عاقل نمی‌آید اقدام کند و بگوید که در اینجا دوران امر بین محذورین است و ما یقین به قاتلیّت هذه الإناء نداریم، پس این را می‌خوریم؛ یااینکه بنا بر آنچه را که ما گفتیم اگر یکی از آن طرف علم اجمالی از مورد بحث و ابتلا خارج بشود این شک بدوی می‌شود، پس بخوریم! اگر این کار را بکند این دیوانه است چرا می‌گویند: دیوانه است؟! به‌خاطر اینکه مورد، مورد مهم است حفظ جان است. التفات کردید؟!