
دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه
برائت عقلیه و نسبت آن با قاعده قبح عقاب بلا بیان در این جلسه از درس اصول فقه، محور اصلی بحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ادامه تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند، به بررسی قاعده وجوب دفع ضرر محتمل و اشکال به عدم تلازم میان مفسده و ضرر میپردازند. سپس نشان داده میشود که درک عقل از «ضرر» محدود به امور دنیوی نیست و ضرر اخروی در مرتبهای بالاتر و مهمتر قرار میگیرد، بنابراین نمیتوان آن را از دایره حکم عقل خارج دانست. در ادامه، اشکالات وارد بر جمع برخی اصولیان میان این دو قاعده و نیز تقریر مرحوم شیخ در باب احتیاط عقلی بررسی میشود. همچنین نقش فطرت در پرهیز از هلاکت و نحوه مواجهه عقل با شک در تکلیف توضیح داده میشود. حاصل بحث این است که تصویر ارائهشده از تقابل این دو قاعده نیازمند بازنگری دقیقتری در مبانی عقل عملی و مفهوم ضرر است.
دیدگاه مرحوم آخوند در برائت عقلیه
6نقد نظر شیخ در جمع دو قاعده
صحبت ما در این است که اگر قرار بر این باشد که ما قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان را حاکم بر این قاعده قرار بدهیم، شما یک مورد هم پیدا نمیکنید که به این قاعده در اینجا عمل بشود؛ کجا عمل میشود؟! شما هر جا را میخواهید بگویید؛ اگر فرض کنید ضرر دنیوی باشد ـ البته اینها که بحث در ضرر دنیوی نمیکنند بلکه بحث در ضرر اخروی میکنند بر فرض که ضرر دنیوی مطرح باشد ـ باز اگر عبد در آنجا امر یا نهی از مولا نداشته باشد قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در آنجا میآید؛ پس اصلاً نوبت به این قاعده نمیرسد. یعنی عقل یک قاعدۀ ساختگی از خودش ساخته است اما یک مصداق برای جریان این قاعده وجود ندارد.
تلمیذ: آخوند هم همین را میگوید آخوند هم زیر قاعده را میزند.
استاد: کلام مرحوم شیخ را دارم عرض میکنم که ایشان میفرمایند: عمل برخلاف این قاعده موجب عقاب است ولو اینکه اصلاً تکلیفی هم وجود نداشته باشد.1
صحبت ما با شیخ در این است که آیا شما قاعده را قبول دارید یا ندارید؟! اگر قبول ندارید پس چرا این حرف را میزنید که در سیرۀ عقلائیه عمل بر خلاف این قاعدۀ وجوب دفع ضرر محتمل، موجب عقاب است؛ اگرچه هم در واقع تکلیفی نباشد؟! یعنی نفس این قاعده ملزم است و مکلف را الزام بر توقف و احتیاط میکند. اگر احتیاط نکرد آنوقت در اینجا معاقب است؛ حالا یا عقاب دنیوی یا عقاب اخروی. صحبت ما با مرحوم شیخ این است که منظور شما از اینکه مخالفت با این قاعده موجب عقاب است؛ إمّا دنیوی و إمّا اخروی چیست؟! آیا شما این قاعده را قبول دارید یا ندارید؟! اگر قاعده را قبول ندارید که پس اصلاً نیاز به این حرفها نیست بگویید: اصلاً این قاعده بیخود است و این قاعده جریان عادی دارد و مصبّ این قاعده اوامر و نواهی مولا و عبید در عالم غیر تشریع است؛ یااینکه مصبّش اعمّ از اوامر و نواهی در عالم تشریع و در عالم اجتماع و عالم ظاهر است. درست شد؟! اگر شما این قاعده را قبول دارید پس یک مورد به ما بگویید که مخالفت با این قاعده با وجود قبح عقاب بلا بیان، موجب عقاب است، کجاست؟! اصلاً ما نداریم؛ چون اگر مسئله مربوط به ظاهر باشد شما باید بگویید که این قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان میآید حکومت میکند. میگوید: وقتی که عبد در جریان بین امر و نهی یا در جریان بین نهی و اباحه شک کند که آیا از طرف مولا نهیای در این مورد آمده یا نه؟ در اینجا بیانی نیست و عقلاء مذمّت نمیکنند. میگویند: شک دارد که نهی از مولا آمده یا نیامده. پس چطور شما میگویید که این قاعده در مسائل دنیوی یک قاعدۀ ظاهریه است که مخالفتش موجب عقاب است ولو اینکه تکلیفی هم نباشد. در مسائل اخروی هم که دیگر جای خود دارد که در مورد مسائل اخروی بنا بر قول شما که هنوز بیان نیامده یا دوران امر بین محذورین هست یا منبابمثال دوران امر بین نهی و اباحه هست در آنجا که قطعاً بیان نیست؛ وقتی که بیان نبود دیگر ضرری هم در آنجا مترتّب نمیشود، ضرری مترتّب نشد موضوع برای این قاعده دیگر منتفی میشود، دیگر این قاعده در اینجا موضوع ندارد. پس ما یک مورد، یک مصداق برای اینکه مخالفت با این قاعده موجب عقاب است نداریم پس بگوییم: این قاعده اصلاً از اول بیخود است. این اشکالی است که بر مرحوم شیخ در اینجا وارد میشود.
- فرائد الأصول، ج 2، ص 56.
