
بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه
قاعده قبح عقاب بلا بيان در شبهات موضوعيه در اين جلسه توسط آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني بررسي ميشود و محور بحث، گستره اجراي اين قاعده در شبهات موضوعي و نقش عقل در تعيين منجزيت تكليف است. بحث از اشكال اختصاص اين قاعده به شبهات حكمي آغاز ميشود و سپس ديدگاه عدم جريان آن در موضوعات نقد ميگردد. استاد با تأكيد بر عقلي بودن قاعده، بيان ميكند كه ملاك «بيان» اعم از بيان شرعي و عقلي است و در موارد شك موضوعي نيز فقدان بيان موجب جريان برائت ميشود. در ادامه، تفصيل مهمي ميان شبهات ساده و موارد مورد اهتمام شارع مطرح ميشود؛ جايي كه عقل و عرف به دليل اهميت موضوع، صرف احتمال را منجز ميدانند. نتيجه جلسه اين است كه قاعده برائت در همه شبهات جاري نيست و در موارد حساس، احتياط بر اساس حكم عقل مقدم ميشود.
بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه
5لذا در اینجا ما میبینیم که عرف در بعضی از موارد میگوید که مجرّد احتمال خودش منجّز است؛ و نیاز به قطعیت نداریم. یعنی صرف احتمال موضوع، خودش اصلاً جعل حکم میکند. لذا اگر شما در چنین موقعی منبابمثال تیری رها کردید و خورد بعد معلوم شد که انسان است در محکمه قاضی شما را محکوم میکند؛ البته نه محکوم به اعدام کند که شما یقین داشتید، اما شاید محکوم به حبس ابد بکند یا پرداخت دیه و امثالذلک.
اینها چیزهایی است که ملزِم است و بعد هم عقاب اخروی هم هست در عقاب اخروی خداوند میگوید: تو که احتمال میدادی که این انسان است چرا آمدی این اقدام را کردی؟! این معلوم میشود که این مسئله یک مسئلۀ واقعی است.
کشف اهتمام یا مسامحه، بر اساس ملاک عقلی
احکام شرعی که مستفاد از جریان اصول عملیه هستند براساس ملاک، آن احکام شرعی، ثبوت پیدا میکنند. آن ملاک عبارت از همان ملاکی است که عقل آن ملاک را در مورد قضایای خودش مدّنظر قرار میدهد. در یکجا شما میبینید که عقل نسبت به یک موضوعی مسامحه دارد؛ منبابمثال یک فقیری در خیابان دارد راه میرود و از شما تکدّی میکند و شما برمیگردید بیست تومان به او میدهید، پنجاه تومان به او میدهید، صد تومان به او میدهید، در اینجا عقل نمیگوید که حالا برو از این فقیر تحقیق کن و ببین که آیا واقعاً فقیر است یا فقیر نیست، میگوید: بابا همینقدر که دارد تکدّی میکند معلوم است که فقیر است، صد تومان به او بده. اما یک وقتی شما نذر میکنید که یک صدهزار تومان برای شفای فرزندتان به یک فقیر بدهید؛ آیا هر فقیری که در خیابان هست به او یک چک صدتومانی میدهید یا میروید تحقیق میکنید؟ میبینید که یک فقیری مستحق است، گرفتار است طلبۀ کذاست پول ندارد، برمیدارید آن پول را به او میدهید. به هر کسی که در خیابان هست نمیدهید؛ لعلّ این کسی که در خیابان هست اصلاً فقیر نیست و خودش را به تکدّی میزند و خود را فقیر نشان میدهد. این برای چیست؟ این برای این که دو دوتا چهارتا است.
