
بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه
قاعده قبح عقاب بلا بيان در شبهات موضوعيه در اين جلسه توسط آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني بررسي ميشود و محور بحث، گستره اجراي اين قاعده در شبهات موضوعي و نقش عقل در تعيين منجزيت تكليف است. بحث از اشكال اختصاص اين قاعده به شبهات حكمي آغاز ميشود و سپس ديدگاه عدم جريان آن در موضوعات نقد ميگردد. استاد با تأكيد بر عقلي بودن قاعده، بيان ميكند كه ملاك «بيان» اعم از بيان شرعي و عقلي است و در موارد شك موضوعي نيز فقدان بيان موجب جريان برائت ميشود. در ادامه، تفصيل مهمي ميان شبهات ساده و موارد مورد اهتمام شارع مطرح ميشود؛ جايي كه عقل و عرف به دليل اهميت موضوع، صرف احتمال را منجز ميدانند. نتيجه جلسه اين است كه قاعده برائت در همه شبهات جاري نيست و در موارد حساس، احتياط بر اساس حكم عقل مقدم ميشود.
بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه
6این قضیۀ عقلی است عقل میگوید: در هر مسئلۀ مهم شما باید تحقیق کنید، فلهذا اگر شما همینطور در خیابانها یک فقیر پیدا کردید و به او صد هزار تومان دادید و بعد معلوم بشود که این فقیر نبود ذمّۀ شما بری نمیشود؛ چون شما تحقیق نکردید. اما اگر تحقیق کردید و دیدید یک نفر واقعاً فقیر است و بعد به او اعطا کردید و بعد مشخص بشود که این فقیر نبود باز ذمّۀ شما بری است؛ چرا؟! چون به مقتضای دلیل عقلی فحص کردید، این را شرع نگفته است، این را مجتهد استنباط میکند و شرع نگفته است که اگر در این مورد باشد ذمّه بری است و در آن مورد باشد بری نیست. عقل در اینجا حکم میکند؛ عقل میگوید: وقتی که شما نذر کردید، ذمّۀ شما نسبت به اعطاء این مال مشغول میشود و باید بری شود، این برئ الذمه شدن بهواسطۀ اعمال این ادای نذر است. این ادای ذمّه را عقل در آنجا حکم میکند که در چه موردی ذمّه بری شده است و در چه موردی ذمّه بری نشده است. درست شد؟! این دیگر حکم عقل است و این هم حکم عرف است یعنی حکم عرف و عقل در اینجا یک مسئله است. حالا این یک مسئلۀ بدیهی است خیلی مثال پیش پا افتاده است.
مثالهایی از امور مهمه در عرف، تأییدشدۀ در شرع
هزاران هزار مثال ما در اینجا داریم.
حصول شرط عدالت در امام جماعت و مرجع تقلید
یک وقتی شما میخواهید بروید پشت سر یک نفر نماز بخوانید دیگر نمیروید خیلی تحقیق بکنید؛ بلکه همینقدر که نگاه میکنید یک وجب ریش دارد و ریشش سفید هم هست و عصا هم دارد میگویید: این دیگر سلمان فارسی است و این دیگر احتیاجی به تحقیق ندارد! چرا؟! یک نماز خواندن اینقدر مئونه ندارد، میخواهید یک نماز بخوانید و بعداً پی کارتان بروید این دیگر خیلی چیز ندارد؛ ولی یک وقتی میخواهید از یک نفر تقلید بکنید اینجا دیگر به ریش و عمامه نباید نگاه کنید که ریشش یک وجب است یا دو وجب یا عصای آبنوس کربلایی کاظمینی دارد یا ندارد یا نعلین زرد نجفی به پا دارد یا ندارد! نعلین زرد و عمامه و ریشِ دو وجب در اینجا موجب احراز مرجعیّت و جواز فتوا و جواز تقلید نمیشود، باید بروید پدر خودتان را دربیاورید، تحقیق کنید، تفحّص کنید، از اینطرف از آنطرف بپرسید، در مجلس درسش حاضر شوید، اطرافیانش را ببینید، آن جنبۀ تقوی و قدسش را مدّنظر قرار بدهید تا بتوانید تقلید کنید. اگر این کارها را انجام ندهید در روز قیامت نسبت به تقلیدتان معاقب هستید ولو اینکه آن تقلید صحیح باشد! چرا؟ چون در اینجا اقدام عَلی اقتضاء جری عقل و جری إعمال العقل انجام ندادید؛ درحالیکه شرع نگفته است؛ نیاز به بیان شرع ندارد عقل میگوید: تقلید با اقامۀ جماعت خیلی فرق میکند آن عدالتی که در اقامۀ جماعت است با آن عدالتی که در مسئلۀ تقلید است خیلی تفاوت دارد و این مسئلۀ عقلی است و نیاز به بیان شرع ندارد. شرع هم براساس این مسائل عقلی احکام خود را پیاده کرده است.
