اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه

0
اصول
اصول

قاعده قبح عقاب بلا بيان در شبهات موضوعيه در اين جلسه توسط آيت‌الله سيد محمدمحسن حسيني طهراني بررسي مي‌شود و محور بحث، گستره اجراي اين قاعده در شبهات موضوعي و نقش عقل در تعيين منجزيت تكليف است. بحث از اشكال اختصاص اين قاعده به شبهات حكمي آغاز مي‌شود و سپس ديدگاه عدم جريان آن در موضوعات نقد مي‌گردد. استاد با تأكيد بر عقلي بودن قاعده، بيان مي‌كند كه ملاك «بيان» اعم از بيان شرعي و عقلي است و در موارد شك موضوعي نيز فقدان بيان موجب جريان برائت مي‌شود. در ادامه، تفصيل مهمي ميان شبهات ساده و موارد مورد اهتمام شارع مطرح مي‌شود؛ جايي كه عقل و عرف به دليل اهميت موضوع، صرف احتمال را منجز مي‌دانند. نتيجه جلسه اين است كه قاعده برائت در همه شبهات جاري نيست و در موارد حساس، احتياط بر اساس حكم عقل مقدم مي‌شود.

بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه

7
  • مسئلۀ نکاح و اعراض

  • تصور بکنید یک جامعۀ مدنی، جامعه‌ای که می‌خواهد براساس عدالت و مقتضای عقل عمل بکند، آیا انسان می‌شود نسبت به اعراض و نسبت به مسائل نکاح، برائت و اینها را جاری کند؟! اصلاً مسلمان هم نیستند، می‌گویند: نه! در یک جامعه ممکن است شخص حتی از جانش بگذرد ولی از عرضش نگذرد! خیلی اتفاق افتاده است. ممکن است اتفاق بیفتد که شخصی به‌خاطر کاری که زنش می‌کند او را طلاق بدهد؛ یک کار جزئی، نه حالا به آن مسائل مهم و امثال‌ذلک برسد. خیلی اتفاق افتاد حتی در افراد عادی که در زمان سابق در مجالسی شرکت می‌کردند همین‌قدر که زنشان بلند می‌شد می‌رفت با یک نفر می‌رقصید، طلاقش می‌دادند بااینکه اصلاً دین ندارد، ریش‌تراش است اما می‌گوید: این عملِ خلاف، تصرف در شئون من تلقّی می‌شود و حق هم دارد طلاقش بدهد؛ زنی که بلند شود برود با یکی برقصد باید طلاقش داد بااینکه زنا نکرده و قضیه به‌جای دیگر هم نرسیده است. چرا؟! به‌خاطر اهمیت مسئله است.

  • من یک وقتی به یکی از رفقا که در طهران بود گفتم که شنیدم که فلانی چنین حرفی زده است مثلاً گفته که یک زنی آمده به شوهرش به شوخی گفت: ـ پس جدّی می‌خواست بگوید! ـ من در بیمارستان بودم فلان پرستار مرد که آمده بود دیدم عجب آدم ترگل ورگلی است! گفتیم که بدمان نمی‌آید که یک مدتی با او باشیم. شوخی کرده بود جدی که نگفت، اگر جدی می‌گفت که مسئله...، ولی آن شخصی که کنار من نشسته بود گفت: اگر من بودم درجا طلاقش می‌دادم! چون زنی که بیاید حتی به شوخی به آدم این را بگوید این به‌درد زندگی نمی‌خورد! حق هم هست راست هم می‌گوید؛ آدم باغیرت چنین زنی را نگه نمی‌دارد! حالا جدّی بخواهد بگوید که هیچ، التفات می‌کنید؟! این به‌خاطر اهتمام است بااینکه آدم عادی بود. حالا شما می‌بینید که این قضیه در عرف این‌قدر مسئلۀ مهمی است و شرع می‌آید روی همین مسئله دست می‌گذارد و می‌گوید: در اعراض و در مسئلۀ نکاح باید در آنجا نهایت دقّت و رعایت انجام بشود.