
بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه
قاعده قبح عقاب بلا بيان در شبهات موضوعيه در اين جلسه توسط آيتالله سيد محمدمحسن حسيني طهراني بررسي ميشود و محور بحث، گستره اجراي اين قاعده در شبهات موضوعي و نقش عقل در تعيين منجزيت تكليف است. بحث از اشكال اختصاص اين قاعده به شبهات حكمي آغاز ميشود و سپس ديدگاه عدم جريان آن در موضوعات نقد ميگردد. استاد با تأكيد بر عقلي بودن قاعده، بيان ميكند كه ملاك «بيان» اعم از بيان شرعي و عقلي است و در موارد شك موضوعي نيز فقدان بيان موجب جريان برائت ميشود. در ادامه، تفصيل مهمي ميان شبهات ساده و موارد مورد اهتمام شارع مطرح ميشود؛ جايي كه عقل و عرف به دليل اهميت موضوع، صرف احتمال را منجز ميدانند. نتيجه جلسه اين است كه قاعده برائت در همه شبهات جاري نيست و در موارد حساس، احتياط بر اساس حكم عقل مقدم ميشود.
بررسی اجرای قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در شبهات موضوعیه
8مسئلۀ دماء
یااینکه فرض کنید که در مسئلۀ دماء؛ هیچ مسئلهای مهمتر از دماء ما نداریم مسئلۀ دَم؛ ««الحدود تُدرؤ بالشبهات»؟!1 و امثالذلک. الآن در جامعه در دادگاهها در قضاوت و اینها شما بخواهید نگاه بکنید میبینید که در مسئلۀ دماء نهایت اهتمام را میکنند. اگر یک قاضی حکم به قتل یکی بکند دادگاه تجدیدنظر میآید، دادگاه استیناف میآید، مدام پرونده را بررسی میکنند، بعد که آن دادگاه بالا امضا کرد و حکم به پایینی داد و پایینی هم حکم آن دادگاه اوّل را...، آن موقع تازه سراغ اولیاء دَم میروند که آقا بیا ببخش، میخواهند به یک نحوی هرطوری میشود این مسئله را بردارند، این دَم را بردارند، این قصاص را بردارند، این قتل را بردارند. چرا؟! بهخاطر اینکه نفس انسان محترم است، نفس آدمی محترم است، انسان حاضر است مالش برود ولی جانش حفظ باشد.
شما نگاه میکنید میبینید اسلام دقیقاً روی این مسئله دست گذاشته است «الحدود تُدرؤ بالشبهات»؟! اگر شخصی ببخش فلان ﴿وَلَكُمۡ فِي ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٞ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾2 «و إن تَعفوا و هو خیرٌ لکم»3 یا شخصی زنا میکند نزد امیرالمؤمنین میآید شهادت به زنا میدهد؛ چون پای قتل در کار است رجم در کار است، حضرت میگوید: برو اصلاً این حرفها چیست یادت رفت خواب بودی، خواب دیدی فلان و این حرفها، دوباره برمیگردد حضرت میفرماید: برو پی کارت برا چه آمدی؟! یک دفعه به تو گفتم: برو!4 امیرالمؤمنین نمیخواهد این زن را بکشد؛ حالا یک اشتباهی کرده خودش میداند و خدای خودش توبه بکند، خدا میبخشد چرا بیاید یکی را بگیرد و بکشد.
لذا در زنا شما میبینید که چهار نفر باید بیایند شهادت بدهند که این قضیه اتفاق افتاد! یک جهت مهم بهخاطر عدم افشاء نسبت به اسرار مردم و این حرفهاست. این مسئلۀ قتل نفس اینقدر مهم است که حضرت میخواهد این را به هر وسیلهای که شده دفع کند و اجازه ندهد که این مسئله اتفاق بیفتد و مانع بشود. در اینجا شرع با عقل منطبق شد.
- من لا یحضره الفقیه، ج 4، كِتابُ الحُدودِ، بابُ نَوادِرِ الحُدودِ، ص ۷4، ح 5146:
«قال رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم: ادرَءوا الحُدودَ بالشُّبُهاتِ و لا شَفاعَةَ و لا كَفالَةَ و لا یَمینَ فی حَدٍّ.»
ترجمه: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حدود را با شبهات دفع كنيد، و شفاعت و و كفالت و سوگند در حدّ وجود ندارد.» (محقق) - سوره بقره (2) آيه 179. امام شناسى، ج 12، ص 273:
«اى صاحبان خرد و انديشه! از براى شما در قصاص، زندگى و حيات است.» - سوره بقره (2) آيه 178: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِصَاصُ فِي ٱلۡقَتۡلَى ٱلۡحُرُّ بِٱلۡحُرِّ وَٱلۡعَبۡدُ بِٱلۡعَبۡدِ وَٱلۡأُنثَىٰ بِٱلۡأُنثَىٰ فَمَنۡ عُفِيَ لَهُۥ مِنۡ أَخِيهِ شَيۡءٞ فَٱتِّبَاعُۢ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَأَدَآءٌ إِلَيۡهِ بِإِحۡسَٰنٖ ذَٰلِكَ تَخۡفِيفٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَرَحۡمَةٞ فَمَنِ ٱعۡتَدَىٰ بَعۡدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾. نور ملكوت قرآن، ج 1، ص 40:
«اى كساني كه ايمان آوردهايد، دربارۀ شما حكم قصاص ب هطور قانون ثابت و لازم شد كه راجع به كشتگانتان شخص آزاد را در برابر آزاد، و بنده را در برابر بنده، و زن را در برابر زن قصاص كنيد! و اگر دربارۀ قاتل از طرف برادرش كه مقتول باشد چيزى بخشيده شد، و به قبول ديۀ آن در برابر قصاص، ارفاقى به عمل آمد، دراينصورت برعهدۀ وارثان مقتول است كه بهطور نيكو و پسنديده ديه را از قاتل بگيرند و او را در شدّت و سختى و عُنف نگذارند.» - جهت اطلاع بیشتر به الکافی، ج ۷، كِتابُ الحُدودِ، بابٌ آخَرُ مِنهُ، ص ۱۸5، ح 1 رجوع شود.
- من لا یحضره الفقیه، ج 4، كِتابُ الحُدودِ، بابُ نَوادِرِ الحُدودِ، ص ۷4، ح 5146:
