
بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح
بطلان سیره عقلائیه در حسن و قبح، این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای حکم عقل در حسن و قبح و نقد تمسک به سیره عقلاییه میپردازد. دو دیدگاه مطرح میشود: یک دیدگاه که عقل مستقلاً صدق، کذب، ظلم و عدل را در نفس الامر ادراک میکند، و دیدگاه دوم که حسن و قبح را تابع اتفاق عقلا و سیره عقلاییه میداند. سپس استاد نشان میدهد که سیره عقلاییه چیزی جدا از حکم عقل نیست و پشتوانه آن همان ادراک عقلی است. در ادامه با چند اشکال اساسی مانند عدم اتکای به گذشته و آینده، مشکل تعیین ملاک وحدت در اتفاق عقلا، و فرض جامعه دو نفره، استقلال سیره از عقل رد میشود. در نهایت نتیجه میگیرد که آنچه به عنوان سیره عقلاییه شناخته میشود، در واقع چیزی جز ظهور حکم عقل در مستقلات عقلی نیست و تفکیک این دو مبنا قابل دفاع نیست.
بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مسئلۀ حکومت عقل
قول اول: ادراک قضایای خارجیه در نفسالأمر بر عهدۀ عقل
... محمول برای هر موضوعی در قضایای شرعیه و قضایای عرفیه فرمودند که خود عقل فیحدنفسه تشخیص نفسالأمر اشیاء و متعاقب بر آن، تشخیص رابط بین موضوع و محمول را در اشیاء میدهد؛ یعنی علاوه بر اینکه عقل خود نفس اشیاء را ادراک میکند، خود آن نفس عمل خارجی را ادراک میکند، مانند ضرب مظلوم مانند کذب، صدق، عدل، ظلم و اینها را ادراک میکند، البته خود این مسائل در نفسالأمر یک واقعیتی دارند؛ ضرب در عالم خارج یک واقعیتی دارد، واقعیتش خارج است؛ کذب یک واقعیتی دارد، عقل کذب را ادراک میکند، عدم مطابقت مخبرٌ به با مخبرٌ عنه میشود کذب، مطابقت مخبرٌ به با مخبرٌ عنه میشود صدق، این ادراک قضایای خارجیه در نفسالأمر بر عهدۀ عقل است. همینطور ملاک دیگری را که آن عبارت از صدق صدق و قبح کذب است [را هم ادراک میکند] اینکه صدق دارای حقیقت و واقعیت است و کذب عاری از واقعیّت و حقیقت و ظلم است، این ادارکش هم بهواسطۀ عقل است، این یک قول در مسئلۀ حکومت عقل است. حالا دوباره به این مسئله برمیگردیم.
قول دوم: حکم عقل یعنی متابعت سیرۀ عقلائیه
مطلب دوم این است که حکم عقل عبارت از متابعت سیرۀ عقلائیه است؛ یعنی عقلای اجتماع، افراد مجرّب و خبیر و بصیر در اجتماع، این افراد از زمان قدیم إلیٰ زماننا هذا بر یک مسئله استمرار داشته باشند؛ مثلاً بر قبح ظلم به مظلوم اتفاق داشته باشند، بر قبح اکل مال یتیم اتفاق داشته باشند، بر قبح ضرب طفل صغیر اتفاق داشته باشند، بر قبح کذب و حسن صدق اتفاق داشته باشند؛ این را سیرۀ عقلائیه میگویند؛ یعنی عقلای قوم از زمان سابق إلیٰ زماننا هذا و همینطور زمانهای بعد بر یک مسئله اتفاق دارند و قضایای منتج از سیرۀ عقلائیه هم إلی ماشاءالله وجود دارد؛ مثلاً ایثار و انفاق نسبت به مستحق، یکی از مُنشئات و منتجات سیرۀ عقلائیه است، سخا و جود یکی از صور سیرۀ عقلائیه است، رفع ظلم و ایجاد عدل یکی از منتجات سیرۀ عقلائیه است، منبابمثال رفع احتیاج مضطر و کمک و مساعدت به همنوع یکی از منتجات سیرۀ عقلائیه است و این نتایج همه در یک راستا قرار میگیرند، در یک خط قرار میگیرند که عبارت از اتفاق عقلا بر یک مسئله است. و از آنجایی که شارع در رأس عقلا هست أحدٌ من العقلا و در رأس عقلا است، احکامی را که شارع بهعنوان تقریر و تأیید نه بهعنوان تجدید و نه بهعنوان جعل، این احکام را بیان میکند، بهلحاظ متابعت از همان سیرۀ عقلائیه است؛ شارع هم أحدٌ منهم است. این دو نحوه مسئله در اینجاست.
