
بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح
بطلان سیره عقلائیه در حسن و قبح، این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای حکم عقل در حسن و قبح و نقد تمسک به سیره عقلاییه میپردازد. دو دیدگاه مطرح میشود: یک دیدگاه که عقل مستقلاً صدق، کذب، ظلم و عدل را در نفس الامر ادراک میکند، و دیدگاه دوم که حسن و قبح را تابع اتفاق عقلا و سیره عقلاییه میداند. سپس استاد نشان میدهد که سیره عقلاییه چیزی جدا از حکم عقل نیست و پشتوانه آن همان ادراک عقلی است. در ادامه با چند اشکال اساسی مانند عدم اتکای به گذشته و آینده، مشکل تعیین ملاک وحدت در اتفاق عقلا، و فرض جامعه دو نفره، استقلال سیره از عقل رد میشود. در نهایت نتیجه میگیرد که آنچه به عنوان سیره عقلاییه شناخته میشود، در واقع چیزی جز ظهور حکم عقل در مستقلات عقلی نیست و تفکیک این دو مبنا قابل دفاع نیست.
بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح
توضیحات:
بطلان سیره عقلائیه در حسن و قبح، این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مبنای حکم عقل در حسن و قبح و نقد تمسک به سیره عقلاییه میپردازد. دو دیدگاه مطرح میشود: یک دیدگاه که عقل مستقلاً صدق، کذب، ظلم و عدل را در نفس الامر ادراک میکند، و دیدگاه دوم که حسن و قبح را تابع اتفاق عقلا و سیره عقلاییه میداند. سپس استاد نشان میدهد که سیره عقلاییه چیزی جدا از حکم عقل نیست و پشتوانه آن همان ادراک عقلی است. در ادامه با چند اشکال اساسی مانند عدم اتکای به گذشته و آینده، مشکل تعیین ملاک وحدت در اتفاق عقلا، و فرض جامعه دو نفره، استقلال سیره از عقل رد میشود. در نهایت نتیجه میگیرد که آنچه به عنوان سیره عقلاییه شناخته میشود، در واقع چیزی جز ظهور حکم عقل در مستقلات عقلی نیست و تفکیک این دو مبنا قابل دفاع نیست.
بطلان تمسک به سیرۀ عقلائیه در موارد حسن و قبح
8پس اصلاً سیرۀ عقلائیه غیر از حکومت عقل هیچ مَنشأیی ندارد و جدا کردن قضیه ـ سابقاً هم خدمتتان عرض کردم ـ و مجزا کردن قضایا که بعضی از این قضایا مربوط به عقل است و بعضی از این قضایا در حکومت سیرۀ عقلائیه است این بهطورکلی اصلاً کنار میرود.
فقط یک مطلب در اینجا میماند و آن این است که گاهی از اوقات یک جامعه براساس نوع فرهنگ خاص و ثقافت خاصِّ مختصِّ به خودشان بعضی از مسائل را در عالم اعتبار دارای حسن و قبح میدانند؛ مانند بعضی از روابط اجتماعی، مانند بعضی از قوانینی که آن قوانین در جامعه برای حفظ نظام لازم است؛ به مقتضای شرایط محیط و به مقتضای خصوصیت قومی و فرهنگی و به مقتضای مسائل دیگر یک سری از مسائل بهعنوان فرهنگ و بهعنوان ثقافت در آنها با حسن و قبح اعتباری نه حسن و قبح عقلی وجود دارد.
مثلاً احترام را در بعضی از فرهنگها به بلند شدن میدانند؛ وقتی شخص بزرگی وارد میشود بلند میشوند؛ بعضیها احترام را به سر خم کردن و به زمین نزدیک کردن میدانند، این مسئله اصلاً به عقل مربوط نیست؛ این مسئله براساس روابط و کیفیت تنظیم روابط و مسائل اعتباری است. کسی اعتبار میکند که وقتی بههم میرسند مصافحه میکنند، بعضیها هستند حالت احترامشان این است که دستها را به پاهایشان بچسبانند این حالت احترام است. در نظام و ارتش حالت احترام به این است که دست را بالا ببرند و به سر بیاورند؛ در عسکر و نظام حالت احترام به این کیفیت است و این در همۀ دنیا بهعنوان یک قانون عسکری متداول است. اما منبابمثال در سایر ادارات و در سایر مؤسسات اینطور نمیکنند؛ بلکه دست میدهند و مصافحه میکنند.
این براساس مسائل اعتباری است که اینهم به عقلا برنمیگردد؛ بلکه به کیفیت تمدّن و به کیفیّت شرائط قوم برمیگردد. به عقلا کاری ندارد به عقلا ارتباطی ندارد به افرادی که این فرهنگ را بهوجود آوردند برمیگردد و این خارج از مسائل حسن و قبح عقلی است؛ گرچه شارع به اینها در بعضی از موارد ارزش و قیمت داد و اینها را اعتبار دانسته است؛ اما بحث ما در حسن و قبح عقلی و در حکومت عقل در قضایایی مثل قبح عقاب بلا بیان و امثالذلک که مستقلات عقلیه هستند، در آنجا به مسائل اعتباری رجوع ندارد؛ بلکه حکومت عقل در آنجا به مستقلات عقلیه براساس قضایای عقلی است نه براساس قضایای اعتباری.
