اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی

14٬069
اصول

قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته می‌پردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح می‌دهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص می‌دهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل می‌کند و روابط مولا و عبد یا انسان‌ها را نیز بر همین مبنا می‌سنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.

بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی

توضیحات:

قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این نکته می‌پردازد که ملاک حکم عقلی صرفاً حفظ نظام اجتماعی نیست، بلکه انطباق فعل با فطرت است. ایشان توضیح می‌دهد که عقل بر اساس فطرت، حسن عدل و قبح ظلم را تشخیص می‌دهد و حسن و قبح را مستقل از صرف قراردادهای اجتماعی تحلیل می‌کند و روابط مولا و عبد یا انسان‌ها را نیز بر همین مبنا می‌سنجد. در این نگاه، حتی اگر اخلالی به نظام اجتماعی رخ ندهد، در صورت مخالفت با جهت فطری، عقاب موجه است و در صورت عدم انطباق، عقاب قبیح خواهد بود. نتیجه آن است که قاعده قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی نیز جاری است، اما معیار آن عقل و فطرت است نه صرف مصلحت نظام.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی جریان قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در امور دنیوی

12
  • نتیجه: جریان قاعده در امور دنیوی بر اساس انطباق افعال با قضایای فطری

  • بنابراین قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان قطعاً در امور دنیوی بین موالی و عبید جاری است و این براساس محوریّت و ملاک اخلال به نظام و عدم اخلال به نظام نیست؛ بلکه براساس انطباق این افعال با قضایای فطری است که آیا تطبیق می‌کند یا تطبیق نمی‌کند.

  • اینجاست که من گفتم: بهتر است که ما به‌جای موالی و عبید، قانون را بگذاریم؛ من‌باب‌مثال اگر حالا عبدی هم نباشد این افراد در خارج اگر یک عملی را انجام می‌دهند محکمه و قانون چه حکمی برای آنها می‌کند؟ آن‌وقت این را ما ملاک قرار دهیم چرا بگوییم: موالی و عبید؟! البته قانون همیشه در امور عادی این را براساس اختلال و عدم اختلال به نظام قرار می‌دهد؛ یعنی الآن در محاکمی که در اجتماع هست اگر شخصی خودش را بکشد، اعدام کند، قانون برای او حکمی جعل نمی‌کند؛ چون خودش را اعدام کرده است؛ اما عقل در اینجا این شخص را مذمت می‌کند که چرا خودت را اعدام کردی؟! چرا موجب هلاکت نفس شدی؟! ﴿وَلَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ﴾1 خود انسان نمی‌تواند خودش را از یک حائطی ساقط کند و بعد موجب هلاکت و بوار خودش بشود. اما قوانین مملکت چون براساس حفظ نظام و حفظ امنیت است، می‌گویند: هر کاری خواستی بکن، اگر می‌خواهی برو دستت را قطع بکن، قانون به شما کاری ندارد اگر می‌خواهی خودت را اعدام کن، قانون کاری به شما ندارد قانون می‌گوید: هر کاری می‌خواهید بکنید، بکنید. مثلاً همۀ اموال خودت را در دریا بریز، همۀ اموالت را آتش بزن، همۀ اموالت را دفن کن، قانون به شما کاری ندارد. اینها چیزهایی است که به قانون ارتباطی ندارد؛ چون در مسائل شخصی است ولیکن ما گفتیم که عقل نسبت به افعال ذات و ذات کار دارد.

  • قانون نسبت به دو مسئله در اینجا کار دارد [اول فعل انسان نسبت به غیر] این سه مسئله‌ای که گفته شد فعل انسان به غیر بود مثل فعل انسان نسبت به زن، فعل انسان نسبت به بچه، فعل انسان نسبت به اشخاص خارجی، قانون نسبت به آنها نظر دارد. [دوم] فعل دیگران نسبت به انسان است. قانون نسبت به این مورد هم نظر دارد. اما قانون نسبت به فعل انسان برای خود انسان نظر ندارد؛ می‌گوید: هر کاری دلت می‌خواهد بکن اصلاً برو خودت را اعدام کن، اختیار خودت را داری، ما کاری به آن نداریم. خدا و پیغمبر و معاد را خودت می‌دانی، آن مطلبی که ما به آن کار داریم این است که جلوی تعدّی تو را نسبت به دیگران و تعدّی دیگران را هم نسبت به تو بگیریم، این مقدار را ما در قانون ملاحظه می‌کنیم؛ اما خودت را می‌خواهی هرجا ببری خودت می‌دانی و خدای خودت.

    1. سوره بقره (2) آیه 195. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 188:
      «و در راه خدا انفاق كنيد! و با دست‌هاى خودتان خود را در تهلكه نيفكنيد! و نيكى بنمایيد كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد.»
/ 0