اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم آقاضیاء عراقی

14٬055
اصول

محور اصلی این جلسه بررسی تقریر مرحوم آقاضیاء عراقی از قاعده قبح عقاب بلا بیان و نقد اشکال دور در نسبت میان این قاعده و قاعده لزوم دفع ضرر محتمل است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تبیین مرحوم عراقی را مطرح می‌کند که بر اساس آن، حکومت قاعده قبح عقاب بلا بیان بر قاعده دفع ضرر محتمل به دلیل دور عقلی قابل اثبات است. سپس با تحلیل مبنای مرحوم کمپانی و مرحوم عراقی، ملاک خروج از زیّ رقیت و نقش احتمال تکلیف در سیره عقلایی را بررسی می‌کند. در ادامه با طرح نمونه‌های عرفی و اجتماعی، نشان می‌دهد که در امور مهم، نفس احتمال ضرر می‌تواند منجّز باشد و عقلاء بر اساس حفظ نظام و جلوگیری از مفاسد، جانب احتیاط را ترجیح می‌دهند. همچنین اهتمام شارع نسبت به نفوس، اعراض و اموال و جایگاه ادله احتیاط در این حوزه تبیین می‌شود. نتیجه بحث آن است که در موارد مهم، احتمال ضرر موضوعیت پیدا کرده و می‌تواند مانع جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان شود.

تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم آقاضیاء عراقی

توضیحات:

محور اصلی این جلسه بررسی تقریر مرحوم آقاضیاء عراقی از قاعده قبح عقاب بلا بیان و نقد اشکال دور در نسبت میان این قاعده و قاعده لزوم دفع ضرر محتمل است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تبیین مرحوم عراقی را مطرح می‌کند که بر اساس آن، حکومت قاعده قبح عقاب بلا بیان بر قاعده دفع ضرر محتمل به دلیل دور عقلی قابل اثبات است. سپس با تحلیل مبنای مرحوم کمپانی و مرحوم عراقی، ملاک خروج از زیّ رقیت و نقش احتمال تکلیف در سیره عقلایی را بررسی می‌کند. در ادامه با طرح نمونه‌های عرفی و اجتماعی، نشان می‌دهد که در امور مهم، نفس احتمال ضرر می‌تواند منجّز باشد و عقلاء بر اساس حفظ نظام و جلوگیری از مفاسد، جانب احتیاط را ترجیح می‌دهند. همچنین اهتمام شارع نسبت به نفوس، اعراض و اموال و جایگاه ادله احتیاط در این حوزه تبیین می‌شود. نتیجه بحث آن است که در موارد مهم، احتمال ضرر موضوعیت پیدا کرده و می‌تواند مانع جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم آقاضیاء عراقی

8
  • یک دادگاه وقتی که حکمی را برای اعدام یک نفر صادر می‌کند این‌قدر این عقلا شعور دارند که بیایند استیناف کنند اگر آن شخص تقاضای استیناف کند، دادگاه استیناف وجود دارد؛ یعنی حق می‌دهند به یک شخص که بیاید و بگوید که این دادگاه در اینجا اشتباه کرده است. می‌گویند: ادلّۀ این دادگاه کافی نبوده است، وافی به اثبات اعدام نبوده است، این تقاضای به استیناف حکومت را می‌کند. دادگاه استیناف می‌آید به حکم این دادگاه بدوی اظهارنظر می‌کند و یا حکم را تنجیز کند، یا این حکم را اقاله می‌کند و حکم مِن جدیدٍ صادر می‌کند. این برای چیست؟! به‌خاطر این است که «الحدود تُدرؤ بالشبهات»،1 اقل شبهه‌ای که در این اینجا هست باید این شبهه مورد ملاحظه قرار بگیرد.

  • صحبت من این است که با وجود دلیل قاطعی که دادگاه آمده طبق آن دلیل قاطع رأی داده باز عقلا دادگاه استیناف دارند؛ یعنی این در سیرۀ عقلائیه هست. در هر کشوری دادگاه استیناف و محکمۀ استیناف برای چه وجود دارد؟! برای اینکه تا آن مرحلۀ آخر باز یک نظر دیگری بکنند. مگر اینکه خود محکوم بگوید که ما هیچ مطلبی نداریم؛ یعنی قضیه آن‌قدر روشن باشد خودش هم قبول کند. ولی درعین‌حال باز آن‌قدر به این محکوم حق می‌دهند که بیاید تقاضای استیناف کند. آن‌وقت آن آقا که یک دلیل عقلایی و احتمال جدّی عقلایی دارد بر اینکه این عملی که دارد انجام می‌دهد، این دَم در اینجا دارد احراق می‌شود، می‌گوید: به‌خاطر شبهات بدویه هیچ اشکالی ندارد بگذار انجام شود. کدام عاقلی می‌آید چنین حرفی می‌زند؟!

  • منجِّز بودن احتمال ضرر در امور مهمه

  • شما یک احتمال ضرر فقط شنیده‌اید دیگر بقیۀ مسائل را فراموش کرده‌اید! احتمال ضرر در سیرۀ عقلائیه موارد مختلف دارد؛ در بعضی از موارد نفس احتمال ضرر خودش منجّز است، خود احتمال منجّز است و ما در بین خودمان این مسئله را می‌بینیم. فرض کنید یکی مریض است، وقتی که یکی مریض است یا احتمال جدّی مرض می‌رود... ـ واقعاً از شما سؤال می‌کنم ـ حالا یک وقتی بچه‌ای دلش درد می‌کند یک روغن کرچک می‌مالید و یک ماساژ می‌دهید و خوب می‌شود؛ یک وقتی بچه‌‌ای دلش درد می‌کند یک مقداری طول می‌کشد، شما مقداری اطلاعات پزشکی دارید احتمال می‌دهید اینجا شاید پیچیدگی روده باشد، پیچیدگی روده بعد از دو ساعت می‌کُشد، یااینکه احتمال آپاندیسیت می‌دهید ـ گاهی اوقات آپاندیسیت در بسیاری موارد دردش پخش می‌شود، حتی گاهی اوقات درد در قسمت کبد ظاهر می‌شود، حتی 20 سانتی متر بالاتر از خود آپاندیس ظاهر می‌شود ـ اگر شما احتمال جدّی آپاندیس بدهید و به‌خاطر اینکه هنوز منجّز برای رجوع به طبیب را پیدا نکرده‌اید، شبهۀ شما شبهۀ بدویه است دکتر نبرید اگر این بچه بمیرد شما ضامن نیستید؟! یعنی واقعاً ضامن نیستید؟! یک وقتی قطع به آپاندیسیت دارید، قطع به پیچیدگی روده و امثال آن دارید، این قطع به ناراحتی است یا مثلاً قطع به ناراحتی سنگ و امثال آن دارید یا ناراحتی‌های حادّ مثل طحال که شخص می‌داند قضیه حادّ است ـ که اگر طحال متورم شود فوری باید عمل شود والاّ خطر به‌وجود می‌آورد، چون به خون می‌زند و خلاصه فشارخون را بالا می‌برد و احتمال سکته زیاد است ـ اگر واقعاً شما در محدودۀ فکر خودتان و در محدودۀ تعقل خودتان احتمال خطر مهم بدهید نه تنجز، آیا شما به طبیب رجوع نمی‌کنید و می‌گویید: حالا بگذار باشد عیبی ندارد، یک روغنی به آن می‌مالیم یا چیزی به آن می‌مالیم خوب بشود؟! چرا؟! چون مسئلۀ جان است، مسئلۀ نفس محترمه است، اگر دکتر نروید و دو دقیقه دیر کنید، همۀ عقلا شما را مذمت می‌کنند، همین عقلا که قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان را می‌گویند شما را مذمّت می‌کنند و می‌گویند: مگر چلاق بودی که دکتر نرفتی؟! چه اشکال داشت می‌رفتی؟! می‌گویید که من احتمال می‌دادم، علم اجمالی که نداشتم به اینکه دائر مدار بین انسداد روده و یک الم ساده است! احتمال بدوی می‌دادم! قضیه این‌طور نیست و همین‌طور در مسائل دیگر.

    1.  من لا یحضره الفقیه، ج 4، كِتابُ الحُدودِ، بابُ نَوادِرِ الحُدودِ، ص ۷4، ح 5146:
      «قال رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم:‌ ادرَءوا الحُدودَ بالشُّبُهاتِ و لا شَفاعَةَ و لا كَفالَةَ و لا یَمینَ فی حَدٍّ.»‌
      ترجمه: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حدود را با شبهات دفع كنيد، و شفاعت و كفالت و سوگند در حدّ وجود ندارد.» (محقق)
/