
تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم نائینی (2)
قاعده قبح عقاب بلا بیان و نسبت آن با وجوب دفع ضرر محتمل محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بررسی دیدگاه مرحوم نائینی، ابتدا تفاوت ضرر دنیویِ متیقن و ضرر دنیویِ محتمل را توضیح میدهند و نقش عقل و شرع را در هر یک بررسی میکنند. سپس به این پرسش میپردازند که آیا احتمال صدور حکم از سوی شارع میتواند مانع جریان قاعده قبح عقاب بلا بیان شود یا خیر و در همین راستا مبنای اخباریان و اصولیان را با یکدیگر مقایسه میکنند. در ادامه، بحث به جایگاه مصالح و مفاسد احکام کشیده میشود و این مسئله بررسی میگردد که آیا عقل به تنهایی میتواند لزوم دفع مفسده احتمالی یا جلب مصلحت احتمالی را اثبات کند. حاصل بحث روشن شدن حدود جریان برائت عقلی و موارد تنجّز تکلیف در نگاه مرحوم نائینی است.
تقریر قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان در بیان مرحوم نائینی (2)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم1
دیدگاه مرحوم نائینی در تنافی بین قاعدتین قبح عقاب بلابیان و دفع ضرر محتمل
در کلام مرحوم نائینی دو مسئله بود که به اجمال عرض شد و تتمهای داشت که عرض میکنیم؛ بحث راجع به این بود که آیا دفع ضرر محتمل منافاتی با قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان دارد یا ندارد؟
ایشان ضرر را تقسیم کردند که ضرر یا دنیوی است و یا ضرر اخروی است و یا مصالح و مفاسد و ملاکات احکام.
ضرر دنیوی
راجع به ضرر دنیوی کلام ایشان این بود که اگر عقل اطلاع و اشراف بر ضرر متیقّن داشته باشد، نفس اطلاع و اشراف بر ضرر متیقّن موجب میشود که عقل در سلسلۀ علل ملاکات احکام و علل تشریع قرار بگیرد و روی این حساب موجب الزام نسبت به بعث و زجر به حکم بشود. این کلام ایشان بود.
و اما اگر عقل احتمال ضرر دنیوی را بدهد، این احتمال موجب ارشاد حکم عقل به دفع ضرر محتمل خواهد شد. و لا یتَّرتبُ علیه الضرر إلاّ ما یَترتَّب علی الضررِ الواقعی؛ یعنی بر خود ضرر محتمل مفسدهای متعلق نمیشود اگر بخواهد باشد، بر آن ضرر واقعی لو یُصادف، اگر این محتمل مصادف با آن ضرر واقعی بشود در آنجا این اشکال پیش میآید و آن مفسده مترتب بر آن خواهد شد.
بنابراین در قسم اول از این ضرر متیقّن مرحوم نائینی میفرمایند که به ملازمۀ حکم عقل و شرع در آنجا وجوب شرعی بر تجنّب از مفسده و وجوب شرعی بر اقدام بر مصلحت و اقدام بر آن فعل هم وارد میشود. وقتی که وجوب شرعی آمد این وجوب شرعی حکم بلاغ واصل را دارد؛ با وجود بلاغ واصل قاعدۀ قبح عقاب بلا بیان دیگر دراینصورت بلا موضوع میماند؛ چون در اینجا بلاغ هست. بلاغ واصل که عبارت از حکم شرع بر بعث یا حکم شرع بر زجر، به ملاحظۀ تلازم بین حکم شرع و حکم عقل در اینجا آن بلاغ واصل میتواند دلیل باشد. این در صورت تیقّن است.
- .پیشگیری از بارداری
... [به نظر ایشان] بهصرف لقاح بین اسپرم و اوول انعقاد محقق است یعنی همینقدر که اسپرم وارد تخمک شد این دیگر میشود گفت: نطفه منعقد شده است؛ اما به نظر حقیر این انعقاد نیست بلکه این باید به دیواره ملصق بشود تااینکه انعقاد به او صدق بکند. اگر شد دیگر حرام است.
تلمیذ: یعنی جفت بشوند یا جفت نشوند؟
استاد: نه، رحم دوتا مجرا دارد؛ قسمت یسار و قسمت یمین در هردوی اینها... آنوقت بعضی از این نطفهها وقتی پایین آمدند در اینجا در قسمت ثالث میآیند با اوول با اسپرم مرد با همدیگر پیدا میکنند، بعد از اینکه لقاح پیدا کرد به مدت سه روز یا بهسمت چپ حرکت میکند در سمت یسار رحم استقرار پیدا میکند که این بهترین قسم از حمل است که بچه در قسمت چپ قرار داشته باشد. قسم دوم در قسمت راست است، قسم سوم در قسمت نه راست و نه چپ است در همین جهت تحتانی است که احتمال خطرات در اینجا زیاد است. اینکه میگویند: جفت پایین است بهخاطر این است که نه در قسمت چپ قرار میگیرد و نه در قسمت بالای آن رحم قرار میگیرد.
آنوقت این برای مدت سه روز حرکت میکند بالا میآید و خودش را به دیوارۀ رحم میچسباند کمکم با چسبیدن به دیوارۀ رحم اصلاً جزء دیواره میشود و بعداً تشکیل جفت میشود. تا قبل از اینکه بالا بیاید این راهی را که دارد طی میکند، در این مدت هنوز انعقادی انجام نگرفته است، گرچه لقاح انجام گرفته است. تقسیمبندی هم هنوز نشده است یعنی تقسیم گذاری؛ گاهی اوقات تقسیم میشوند به هسته، به دو قسم که دوقلو میشوند سهقلو میشوند اینها همه هستند؛ بعد از اینکه این به دیوارۀ رحم منعقد شد باز تقسیمبندی در آنجا انجام میگیرد حالا در وقتی که این مسیر را دارد طی میکند در این مدت «آی یو دی» باعث میشود که این دیوارۀ رحم لغزنده باشد و نگذارد این به دیوارۀ رحم بچسبد.
تلمیذ: برفرض سه روز از «آی یو دی» نگذشته است و مرحلۀ لقاح هم انجام شده...
استاد: حتی اگر قرصی انسان بخورد و بداند که الآن در چه وضعیتی هست و از انعقاد نطفه جلوگیری بکند اشکالی ندارد.
تلمیذ: بعد از لقاح؟
استاد: بعد از لقاح.
تلمیذ:... جنین...
استاد: بله سقط.
تلمیذ:... از بالاست؟
استاد: نه آن یک مسئلۀ اخلاقی است، الزام که نیست. اصلاً از میان ائمه علیهمالسّلام هم بعضی یک بچه داشتند. امام حسن عسکری علیهالسّلام یک بچه بیشتر نداشت که امام زمان علیهالسّلام است! البته او کار همه را کرد، کار اول و آخر! خود امام رضا علیهالسّلام دو سهتا بچه بیشتر نداشت یکی امام جواد بود و...
تلمیذ: خودشان نمیخواستند یا نمیشده؟!
استاد: نمیتوانیم بگوییم که نمیشده. چرا نمیشده؟! مگر امام رضا از امام موسی بن جعفر چه کم داشت؟! نمیخواستند دیگر! امام حسن عسکری با این کنیزها...
تلمیذ: امام رضا علیهالسّلام غیر از امام جواد پسر دیگری هم دارند؟!
استاد: بله، حسین.
تلمیذ: مثل اینکه دختر هم دارند؟
استاد: نمیدانم.2
تلمیذ: پس با این تهدید نسل از چه بابی مقابله کنیم؟! تکثیر نسل که مستقر شد، نقص عضو هم بهخاطر آن حلّ شد، پس این برنامه که ریختند در جامعه، تهدید نسل...
جایگاه سنن و واجبات در شریعت
استاد: ببینید این مسئلهای هست که تأکید دین و تأکید اسلام بر این تعلق گرفته است. خیلی چیزها هست که بهعنوان یک سنّت است ولی واجب نیست؛ مثلاً سلام کردن یک سنت اسلامی است و مستحب هم هست حالا جوابش واجب است؛ ولی آیا بهصرف استحباب شما میتوانید آن را ترک کنید و به یک نفر برسید و سلام نکنید و همینطور او را نگاه کنید؟! میگوید: این بیتربیت است آدم بیادب است چرا سلام نمیکند؟! مثلاً الآن سلام نکردن شاید از نماز نخواندن در میان عرف جامعه بدتر باشد؛ چون سلام کردن شعار محبّت و ایجاد ودّ و وحدت و اینهاست و اصلش با سلام است دیگر.
چرا الآن بعضیها سلام نمیکنند و از ما در میروند؟! بهخاطر اینکه اگر سلام بکنند یعنی دیگر کار تمام است! میگویند: سلام نکنیم که پشتی او هم نیاید! این است اما ما اِبا نداریم سلام علیکم میخواهی بیای میخواهی نیا. او میگوید: نه، نه نروید سلام نکنید چون وقتی میگوید: سلام علیکم یک خاطره ایجاد میشود، بالأخره خواهینخواهی در دل ایجاد میشود، سلام دوم کمی بیشتر و یکدفعه ممکن است اصل و فرع و بنا و مبنا و همه چیز بههم بریزد. لذا این مسئلۀ سلام بهعنوان یک مسئلۀ مهم اسلام است، در روایات ائمه اینقدر تأکید بر سلام هست؛ داریم که در سلام همیشه رسول خدا مقدم بودند و ایشان اول سلام میکردند.3 بهخاطر این است که اصلاً حیات اجتماع و حیات تمدّن اسلامی در کیفیت معاشرت و مراوده است و یکی از محورها و مبانی اصیل معاشرت و مراوده همین سلام کردن است، اینهمه تأکید روی سلام دارند. این از همه مهمتر است حالا چیزهای دیگر هم هست؛ مثل زیارت اخوان، معاشرت با اخوان، برآوردن حوائج مسلمین یا رسیدگی و انجام حوائج جیران تا اربعین جدران،4 اینها همه از مسائلی است که اساس تمدّن اسلامی و فرهنگ اسلامی بر آن اساس هست.
حالا بهصرف استحباب، شما میتوانید بگویید که چون مستحب است چرا اصلاً تبلیغ به سلام بکنیم؟ اینهمه واجب داریم، اینهمه حرام داریم،... اگر نکنیم آن اساس [دین] ازبین میرود، یعنی بگوییم: سلام یک امر مستحب است ترک کنید به همدیگر میرسید رد شوید و فلان کنید! در مسئلۀ نکاح تأکید اسلام بر نکاح بهخاطر این است که شاید از باب «لَو لاَ أن أشُقَّ عَلَى أُمَّتی لَأمَرتُهُم بِالسِّواكِ [مَعَ كُلِّ صَلاَةٍ]»5 در آنجا اگر امر به سواک میکرد شاید بعضیها انجام نمیدادند، در اینجا اینقدر مسئله مهم است که اگر میگفت: واجب است شاید واقعاً بر بعضیها شاق بود؛ یعنی برای خیلیها شرایط آماده نیست، اصلاً بعضی از خانوادهها هستند مثلاً امنیت خانوادگی ندارند که بخواهند بچه بهوجود بیاورند، مثلاً اختلافات بین زن و شوهر یک اختلافاتی است که میگویند همین دوتا همین سهتا یا همین یکی فعلاً کافی است. چرا بیاییم بچهدار شویم؟! آدم نمیداند چه میشود.
تلمیذ: ملاحظات باید شرط بشود؟
استاد: بله این مسائل همه هست. اعصاب زن و [امثالذلک باید لحاظ شود] انسان نمیتواند بیگدار به آب بزند و بگوید: حالا علیٰ الله بچهدار شویم بعد خدا یک کاری میکند!
تلمیذ: مستأجر بودن یکی از عواملش است؟! هرجا میروی میگویند که چندتا بچه داری؟! اخوی میگوید که وقتی طرف به شما سلام میکند شما را در حیطۀ وجودی خودش میآورد و از جهت سلوکی هم صحبتی هست که وقتی آدم شروع به سلام کردن کند بالأخره مشکلات ایجاد میکند مثل صحبت کردن است همانطوری که اگر صحبت کردن فضه باشد صحبت نکردن مثل طلاست حالا ظاهراً سلام کردن هم چنین چیزی دارد.
استاد: نه، چنین چیزی نبود.
تلمیذ: اینطور نیست؟!
استاد: سلام کردن یعنی شما در سلم هستید، از نظر من ابراز محبت و ودّ نسبت به شما شده و اظهار محبت شده و ما باهم رفیق هستیم، مسلمانیم.
تلمیذ: همینکه فرمودید: خطورات در ذهن میآورد؛ اگر انسان بخواهد با همه این کار را بکند همیشه خطورات این افراد میآید.
استاد: حالا لازم نیست انسان با هرکسی سلام بکند، دستی به گردنش هم بیندازد و حالا معانقه هم بکند! سلام علیکم حال شما بعد دنبال کارش میرود!
تلمیذ: پیغمبر از باب اشاعۀ این فرهنگ این کار را میکرد، حالا هر که را دیدهایم سلام بکنیم که نمیشود!
استاد: نه منظور این نیست که آدم از کنار خیابان فریاد بزند آقا سلام علیکم! منظور این است با افرادی که انسان برخورد میکند کلهاش را اینطرف نکند.
نقل حکایتی شیرین از مرحوم همایونی
خدا بیامرزد یکی از دوستان سابق ما آقای همایونی بود، خطّاطی بود در همدان پیرمردی بود. او خیلی مقیّد به رعایت آداب بود مثلاً اول ظهر یا اول مغرب یا اول صبح اذان میگفت؛ در هر جا میخواهد باشد! اگر وسط رستوران بود در همانجا بلند میشد: توکلتُ علی الحیّ الذی...! یک دفعه ما با او از بازار داشتیم بهسمت خیابان سعدی میآمدیم مسجد برویم سوار تاکسی بودیم موقع نماز شد ـ زمان شاه هم بود ـ یک دفعه رو کرد به من و گفت: ظهر شده؟! گفتم: بله، در تاکسی شروع کرد: توکلتُ علی الحیّ الذی...! یک روز هم موقع غروب بود جایی رفته بودیم ـ بد جایی البته به دو جهت که از یک جهت خوب بود چون در تهران و وضع و اوضاع یکی از این خیابانهای کذا... ـ کنار یک دبیرستان دخترانه رسیدیم من هم عمامه داشتم، یکدفعه صدای اذان آمد ساعت درآورد و گفت: موقع اذان است؟! گفتم: بله! شروع کرد...! من دویست متر کنار رفتم! این دخترها جمع شده بودند! ما میدانستیم چه خبر است خلاصه فرار کردیم! او عصا داشت و یک عبا، با کت بلند، قشنگ اذانش را تا آخر گفت و اینها هم میگفتند و میخندیدند و او هم انگارنهانگار! وقتی تمام شد ـ من را ندید که رفتم ـ مدام دنبال من میگشت! گفتم: بیا من اینجا هستم! اینطوری بود یعنی خیلی مرکّز بود، مواظب بود، مرحوم آقا هم خوششان میآمد که آدم اینطوری باشد. بعد هم نمازش را اول وقت میخواند. خلاصه هرجا که جا بود میخواند اگر مسجدی اول مغرب پیدا میکرد که میخواند اگر نه در مغازهای میرفت ـ در خیابان ندیدم ـ و میگفت: اجازه هست من اول وقت نماز بخوانم؟! بفرمایید! حالا هر مغازهای بود میرفت عبایش را هم میانداخت و نماز میخواند. خیلی آدم خوبی بود خدا رحمتش کند خیلی کارش را روی حساب میکرد، دیگر هر چه تشخیص میداد انجام میداد ولی روی حساب بود.
تلمیذ: یک حُسنی دارد که اگر در جامعه همه این سنت را عمل کنند در خیابان و بیابان همه اذان بگویند...
استاد: نه یعنی چه؟! آدم در خیابان بگوید: الله اکبر...! این دارد آخر! اذان هم حساب و کتاب دارد؛ یا آدم در مسجد بگوید یا در منزل خودش.
تلمیذ: منزل خودشان میرفتند روی پشت بام میگفتند.
استاد: بالأخره نه دیگر در خیابان جلوی مردم! یعنی انسان نباید کاری را بکند که آن احترام و ارزش آن سنت مورد ملعبه و استهزاء افراد قرار بگیرد.
ما امروز میخواستیم کلام مرحوم نائینی را تمام کنیم ظاهراً دیگر وقت نیست حالا إنشاءالله خلاصه میگوییم.
1) آی یو دی یک دستگاه پلاستیکی است که در رحم قرار میگیرد و مس یا هورمون آزاد میکند. مس و هورمونهای آزاد شده از دستگاه مخاط دهانه رحم را تغییر میدهد و از رسیدن اسپرم به تخمک جلوگیری میکند. در واقع استفاده از IUD مانع بارور شدن تخمک میشود. (محقق)
2) بحار الأنوار، ج 48، نبذة فیما یتعلق بالإمام على بن موسى الرضا، ص 320:
قیل لم یعرف له وُلد سِوىٰ إبنه الامام محمد بن علی علیهماالسَّلام كما هو فی الارشاد* و الأصح أنَّ له أولاداً و قد ذكر غیر واحد مِن العامةِ له خَمسة بَنین، و ابنة واحدة و هم: محمد القانع، و الحسن، و جعفر، و إبراهیم، و الحسین، و عائشة، و فی بعض كُتب الأنساب مذكور العقب مِن بَعضِهم فَلاحظ.
ترجمه: گفته شده که او را پسری جز پسرش امام محمد بن علی علیهماالسّلام نمیدانند همانطور که در الارشاد آمده است و صحیحتر این است که او دارای اولادی است و بسیاری از عامه پنج پسر و یک دختر برای او ذکر کردهاند و آنها عبارتاند از: محمد القانع و حسن و جعفر و ابراهیم و حسین و عایشه و در برخی از کتب نسبها از اولاد برخی از آنان فرزندانی ذکر شده است، پس توجه کنید. (محقق)
*. الإرشاد، شیخ مفيد، ج 2، ص 271.
3) المناِقب، ج ۱، باب ذكر سیدنا رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلم، فصل فی آدابه و مزاحه، ص ۱45:
«وَ یَبدَأُ مَن لَقیَهُ بِالسَّلاَمِ»
ترجمه: [پیامبر] به هرکس برخورد میکرد در سلام کردن بر او سبقت میجست. (محقق)
کليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى، ج 1، ص 103:
نقلى وارد شده كه در ايام حضرت نبوى شخصى در جایى پنهان شده بود كه شايد در سلام بر آن حضرت سبقت گيرد. مقارن اين حال جبرئيل آمد و آن حضرت را خبر داد و گفت: حق تعالى مىفرمايد كه فلان شخص در فلان موضع پنهان است تا در سلام بر تو سبقت گيرد و ما نخواستيم كه مدعاى آن شخص حاصل شود، شما بايد بر آن شخص در سلام سبقت كنى.
4) لغتنامه دهخدا: «جدران: جمع جدر به معنی دیوار. در اینجا مراد همسایه است.»
5) الکافی، ج ۳، كِتابُ الطَّهارةِ، بابُ السِّواك، ص ۲۲، ح 1.
ترجمه: «امام صادق عليهالسّلام فرمود که رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند: اگر بر امّتم سخت نبود، به راستى كه مردم را به مسواك زدن براى هر نماز دستور مىدادم.» (محقق)
- .پیشگیری از بارداری
