جلسه ۲۸۱
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ احکام شرعی ـ دلیل عقل (احتیاط)
جلسه ۲۸۱
7بله، آنچه را كه ايشان در اينجا ميخواهند بفرمايند كه حل اشكال را میکند آن حل اشكال اين است كه همين كه شك در اينجا در طرف ديگر باقي است، اين دلالت میکند علم اجمالي باقي است يعني وقتي كه اينطرف را متيقنُ النجاسه ميدانيم آيا متيقنُ النجاسه بودن دراينصورت دليل بر اين است كه اين محكوم به طهارت است يا نه باز اين مشكوكُ النجاسه است؟! اين شك از كجا ناشي ميشود؟! اين شك از علم اجمالي ناشي ميشود پس معلوم ميشود كه اين بقاء شك در اينطرف ديگر موجب بقاء علم اجمالي است الاّ اينكه شارع در اينجا با دليل تنزيلي حكم به عدم احتياط را در اينطرف ديگر کرده است. در اينجا علم اجمالي ما حقيقتاً منحل نشده است بلکه علم اجمالي ما حكماً و تنزيلاً منحل شده است.
يعني منبابمثال وقتي كه شما يك عده از اوامر و نواهي را داريد كه اين اوامر و نواهي شما تكافي اين مقدار معلوم بالإجمال اول شما را میکند؛ الآن در كتب اربعه شما نگاه كنيد يك سري اوامر و نواهي داريم که اين اوامر و نواهي بهاندازۀ آن معلوم بالإجمال اول شماست كه اگر شما اين اوامر و نواهي را اتيان كنید، در اينجا آن مقدار معلوم بالإجمال شما انجام شده است، اگر شكي باقي بماند اين شك، شك بدوي ميشود يعني اين شك، شك بعد از رفع قطع است، الآن ديگر ما نميتوانيم بگوييم که قطع داريم بر اينكه در اين شرع يكسري اوامر و نواهي وجود دارد كه آن قطع ما موجب بشود كه تمام اطراف علم اجمالي را حيازت كنيم. الآن ديگر نميتوانيم اين حرف را بزنيم. نميتوانيم اين حرف را بزنيم، نهاينكه شك ازبين رفته است.
در مورد إنائين هم همين است؛ در مورد إنائين مسئله از اين قرار است كه ما ـ يعني كلام مرحوم آقاي حكيم را ميخواهم عرض كنم حالا تا بعد به آن مبناي خودمان برسيم ـ الآن آيا با وجود اينكه از اين احتراز ميكنيم و يقين به نجاست این داريم آيا الآن ميتوانيم بگوييم که قطع داريم كه احد الإنائين نجس است؟! يعني وقتي كه ما از اين احتراز كرديم آيا ميتوانيم بگوييم كه همانطوريكه در اول قطع داشتيم به اينكه إمّا أن یكون هذا نجس و إمّا أن یكون هذا نجس، آن قطع اوليۀ ما با وجود علم تفصيلي به نجاست اين ديگر باقي نيست؟! چرا باقي نيست؟! بهجهت اينكه وقتي كه قطع به تيقن نجاست اين شد، مقصود به تيقن نجاست اين شد، حالا شاهد عادل آمدهاند شهادت دادند يااينكه ما بالأخره علم تنزيلي پيدا كرديم بر اينكه اين بهواسطۀ جهت ديگر نجس شده است مثلاً قطرۀ خون موجب نجاست شده است الآن اينطرف مفروضُ الاحتراز است و وقتي كه بهخاطر نجاست مفروضُ الاحتراز شد، آن قطع اوّلي ما نسبت به اينكه یَجبُ الاحتراز عنه أو عن هذا آن قطع ديگر بهحال قوّت خودش باقي نيست و قوّت خودش را ازدست داده است چون يك طرف يجبُ الاحتراز شد وقتي كه يجبُ الاحتراز شد، ديگر دراينصورت موجب تنجّزي براي طرف ديگر وجود ندارد چون تنجّز براي طرف ديگر درصورتي بود كه تكافي بين طرفين در اينجا محقق باشد. اين جواب مرحوم آقاي حكيم بود.

