اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

جلسه ۲۸۶

توضیحات:

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۲۸۶

5
  • اشکال دومی که بر این نظریه وارد است این است که در اینجا می‌فرماید که در ادلّۀ احتیاط مطلوب، رجحان احتیاط است یعنی رجحان احتیاط بدون توجه به خصوصیت آن مطلوب است که آیا خصوصیت استحباب است یا خصوصیت فرض کنید که ... و ما در ضمن روایات و ادلّه و اینها داریم که در بعضی موارد در یک سیاق واحد ممکن است چند مورد را ذکر کنند. نسبت به بعضی از این موارد مولا مطلوبش کراهت است ـ البته کراهت به معنای خاص، نه کراهت به معنای عام که به معنای عدم المطلوبیه و عدم الرضا می‌باشد ـ و نسبت به بعضی از موارد منظور مولا حرمت است.

  • مثلاً روایتی داریم که «لَیس عَلى النِّساءِ جُمُعةٌ و لا جَماعةٌ و لا اتِّباعُ جَنازةٍ وَ لا وَ لا تَوَلّی القَضاءِ».1 جمعه و جماعت قطعاً مکروه است و حرام نیست، تشییع جنائز هم مکروه است و حرام نیست ولی تولّی قضا و اینها دیگر مکروه نیست بلکه حرمت است و این حرمتش هم از باب همان عدم جواز تولّی مرئه است و ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾2 و همین‌طور سیرۀ قطعیه و همین‌طور اجماع و تمام ادلّه‌ای که بر این مسئله دلالت می‌کنند. حالا این عدم رجحانی که در اینجا هست مقصود از عدم رجحان چیست؟! یا رجحانی که فرض کنید در اینجا به‌عنوان امور راجح هست ـ در آنجا امور مرجوح است ـ منظور مولی چیست؟ آیا مولا و شارع در مقام انشاء می‌تواند چند امری را که مختلفة الحقائق و مختلفة النوعیه هستند، از نظر ترتّب رجحان و ترتّب اثر به لحاظ میزان رجحانی که در این موارد هست باهم بیان کند؟ نمی‌تواند بیان کند، یعنی منظور شارع نفس کراهت باشد که من نسبت به تشییع جنائز کاره هستم، نسبت به شرکت در جمعه و جماعت کاره هستم، نسبت به تولّی قضا و اینها کاره هستم، نسبت به تمام اینها شارع در مقام انشاء بیاید امور مختلفة النوعیه را در تعلق کیفیت رضا و عدم رضای خود به آن امور، به سیاق واحد و بدون هیچ قرینه‌ای بر تعیّن نوع آن عدم رضا بیان کند. خب این مخاطبین در اینجا چه‌کار بکنند؟! ما الآن از اجماع و از سیره استفادۀ حرمت تولّی قضا می‌کنیم، اما در زمانی که این شارع آمده جعل کرده آن مخاطبینی که در آنجا نشسته‌اند آیا استفادۀ حرمت می‌کنند یا استفادۀ کراهت می‌کنند؟! استفادۀ کراهت می‌کنند. استفادۀ کراهت می‌کنند تأخیر بیان از وقت حاجت می‌شود.

    1. . الخصال، ج ۲، أبواب التسعة عشر، وضع عن النساء تسعة عشر شیئاً، ص 5۱۱:
      «أنَسُ بنُ مُحَمَّدٍ أبومالِكٍ عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَن أبیهِ عَن جَدِّهِ عَن عَلیِّ بنِ [أبی] طالِبٍ عَلَیهِ السَّلامُ عَنِ النَّبیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سلّم أنَّهُ قالَ فی وَصیَّتِهِ لَهُ:”لَیس عَلى النِّساءِ جُمُعةٌ و لا جَماعةٌ و لا أذانٌ و لا إقامةٌ و لا عیادةُ مَریضٍ و لا اتِّباعُ جَنازةٍ وَ لا هَروَلَةٌ بَینَ الصَّفا وَ المَروَةِ وَ لا استِلامُ الحَجَرِ وَ لا حَلقٌ وَ لا تَوَلّی القَضاءِ وَ لا تُستَشارُ وَ لا تَذبَحُ إلاَّ عِندَ الضَّرورَةِ وَ لا تَجهَرُ بِالتَّلبیَةِ وَ لا تُقیمُ عِندَ قَبرٍ وَ لا تَسمَعُ الخُطبَةَ وَ لا تَتَولَّى التَّزویجَ وَ لا تَخرُجُ مِن بَیتِ زَوجِها إلاَّ بِإذنِهِ فَإن خَرَجَت بِغَیرِ إذنِهِ لَعَنَها اللهُ وَ جَبرَئیلُ وَ میكائیلُ وَ لا تُعطی مِن بَیتِ زَوجِها شَیئاً إلاَّ بِإذنِهِ وَ لا تَبیتُ وَ زَوجُها عَلَیها ساخِطٌ وَ إن كانَ ظالِماً لَها.“»
      ترجمه: «انس بن محمّد ابومالك از پدرش از امام رضا عليه‌السّلام و او از پدرانش نقل مى‌كند كه على بن ابى طالب عليه‌السّلام گفت: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در وصيتى به من فرمود: يا على، براى زنان نماز جمعه و جماعت نيست و نه اذان و نه اقامه و نه عيادت مريض و نه تشييع جنازه و نه هروله (دويدن) ميان صفا و مروه و نه دست زدن به حجرالأسود و نه سر تراشيدن و نه مباشرت در امر قضاوت، و با آنان مشورت نشود و آنان ذبح نكنند مگر در حال ناچارى و (در احرام حج) تلبيه را بلند نگويد و در قبرستان نايستد و خطبه را استماع نکند و مباشرت در امر ازدواج نكند و از خانۀ شوهرش بدون اجازۀ او خارج نشود و اگر بدون اجازۀ او خارج شود، خداوند و جبرئيل و ميكائيل او را لعنت كند، و از خانۀ شوهرش چيزى را نبخشد مگر با اجازۀ او و شب را روز نكند درحالى‌كه شوهرش به او خشمناك است، هرچند كه در حق او ستم كند.» (محقق)
    2. . سوره نساء (4) آیه 34. رساله بدیعه، ص 38 و 39:
      «مردان بر زنان به‌واسطۀ برتري‌اى كه خداوند يكى را بر ديگرى داده است قيموميت دارند.»
/ 380