جلسه ۲۹۱
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۹۱
6پس این مسئلۀ اقتران علمین از نظر عقلی مستحیل است، اگر نگوییم مستحیل است باید بگوییم که نادر الوجود است یعنی از اول ظهور آدم تا قیام قیامت، شاید یک یا دو مورد پیدا بشود که علمین باهم مقترن باشند، آنهم برای نفوس کلیه و نفوس قویهای که میتوانند اجتماع بین اسباب متعدده و مسببات متعدده را در آنِ واحد بکنند، والاّ برای ما بیچارهها و ضعفا یک همچنین چیزی پیدا نمیشود!
حالا ما از این مسئله صرفنظر کنیم و مسامحه کنیم و بگوییم که علم پیدا میشود یعنی در هنگام التفات منظور ایشان است، یعنی التفات پیدا میکند و مقصود از اقتران یعنی مثلاً مجلس واحد، مثلاً دقائق واحد که آن موقعیت زمان و موقعیت مکان این مسئله را در موضوع واحد قرار بدهد، مثل اینکه انسان میبیند یک قطره دَم در اینجا افتاد و قطع دارد بر اینکه این قطره دم در اینجا موجب تنجّس شده است، بعد شک میکند که آیا تسرّی کرده است ... البته این شبهۀ بدوی است اما احتمال میدهد از جایی دیگر یک قطرۀ دیگر هم افتاده باشد یعنی یک قطره را قطعاً میبیند در اینجا افتاده است مثل اینکه گوسفندی را ذبح کردند یکی از قطرات دم را میبیند که افتاد، قطرۀ دوم را هم میبیند که افتاد، حالا نمیداند آن قطرۀ دوم در این افتاده است یا در آن افتاده است و رنگ هم مشخص نمیکند که قطعاً در اینجا بهخاطر همان قطرۀ ثانیه است، خب میگوییم که حالا در اینجا مجلس واحد است و خیلی عرف به این اختلاف زمانین اطلاق نمیکند.
حالا ما از ایشان سؤال میکنیم که این اقتران علمین و اختلاف علمین در تکلیف چه تأثیری دارد؟! اگر شما علم را منجّز میدانید و از نقطهنظر فعلیت کاشف میدانید یعنی حکم انشائی وجوب احتراز نسبت به إنائین بهواسطۀ نفس آن هویت خارجی و تشخّص خارجی فعلیت پیدا کرده است یا تنجّز پیدا کرده است و بعد فعلیتش متوقف بر علم است ـ یا بگوییم که تنجّزش فعلیت پیدا کرده است این اصطلاح خیلی مورد نظر نیست ـ یعنی حکم به احتراز آمده است، البته نسبت به خصوص نجاست، علم در انشاء حکم هم دخالت دارد ولی حالا ما سایر مسائل را داریم میگوییم، منبابمثال مسئلۀ غصب را میگوییم یا مثلاً مسائل دیگر که علم دخالت ندارد و فقط علم بهعنوان کشفیت موجب تنجّز میشود. فرض کنید که ثوبین مشتبهین به نجاست هست که در آنجا خود علم بهعنوان جزء العلة محقق موضوع برای احتراز است لذا اگر در نجاست خَبثیّه مکلف جاهل به نجاست باشد و بعد نماز بخواند نمازش درست است چون جزء العلة برای تحقق موضوع انجام نشده است. فرض کنید که قطع به یک نجاست حدثیه دارد و یک علم اجمالی به یک نجاست حدثیۀ دیگر هم دارد یعنی دو کیفیت حدث، خب در آن موارد بگوییم که علم در آنجا دخالت ندارد و اگر انسان محدثاً نماز را بخواند در آنجا موجب بطلان نماز خواهد شد، مسئله در حدث اینطور است.

