جلسه ۲۹۶
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ
جلسه ۲۹۶
7این وجوبی که الآن علم یقینی تعلق بأحدهما گرفته است موجب انحلال علم اجمالی نمیشود چون این وجوب منبعث از علم اجمالی است و خود این علم اجمالی این وجوب را بهوجود آورده است و اگر آن علم اجمالی نبود، این تیقّن به وجوب هذا الإنائین هم پیدا نمیشد. پس این تیقّن تا وقتی است که علم اجمالی ما به حال تنجیزش باقی باشد.
اگر علم اجمالی منجّز نبود تیقّن هم نیست درحالیکه بحث راجع به این است که آن وجوب متیقّن سوای از آن علم اجمالی بر علم اجمالی طاری بشود اما در مانحنفیه این وجوب متیقّن أحد الإنائین نمیتواند از این وجوب امر دیگر رفع ید کند، این یکی از مواردی است که ذکر فرمودند. و همینطور مورد دیگری که علم اجمالی مثلاً منجِّز باشد؛ یعنی درصورت تنجّز علم اجمالی وجوب و یقین علم تفصیلی حاصل میشود.
مثالهای زیادی میگویند، میفرمایند که اگر کسی در رکعت ثالثه در سهو از سجدۀ ثانیه یا سهو از تشهد شک کند، اگر کسی در این مورد شک کند که سجدۀ ثانیه از او فوت شد یا تشهد از او فوت شده است علیٰکلّحال در اینجا باید تشهد را اتیان کند. چرا باید تشهد را اتیان کند؟! چون درصورت تنجّز علم اجمالی، هم باید سجده را انجام بدهد و هم باید تشهد را انجام بدهد. وقتی که علم اجمالی درصورت فوات منجَّز شد، اگر فوات سجدۀ سهو بود دیگر دراینصورت در اینجا باید تشهد را انجام بدهد چون وقتی که سجده [انجام میشود]، تشهد مابعد سجده در اینجا لازم است. اگر واقعاً سجده فوت شد، تشهد لازم نیست. لذا داریم برای کسی که یقین داشته باشد بر اینکه یکی از دو سجده فوت شده است [لازم است] بعد از نماز دو سجدۀ سهو بهجا آورد و آن سجدۀ فائته را تدارک میکند اما دیگر لازم نیست تشهد را انجام بدهد، مسئلۀ تشهد به حال خودش هست.

