اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

جلسه ۳۰۰

توضیحات:

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقرير 1: العلم الإجماليّ

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۰۰

6
  • پس حالت سابقه‌ای ما برای این قابلیت نداریم که بگوییم: اصل، عدم قابلیت است و به‌واسطۀ اصل عدم قابلیت حیوان برای تذکیه اصالة عدم تذکیه جاری کنیم. چون عدم قابلیت حالت سابقۀ بر حیوان نداشته است. از آن وقتی که از شکم مادرش بیرون می‌آید و شروع به بع بع کردن می‌کند، از همان موقع با خودش قابلیت را آورده است. این‌طور نیست که یک برهه‌ای بگذرد مثلاً چند ساعتی بر این حیوان بگذرد و بعد خدا قابلیت برای تذکیه را به او افاضه کند، نه‌خیر این‌طور نیست. از همان وقتی که در شکم مادرش هست در آنجا قابلیت دارد یا عدم قابلیت دارد منتها حالت سابقه ندارد.

  • تلمیذ: این را نمی‌شود استصحاب کرد. برفرض هم بتوانیم این را یک حالت سابقه‌ای بدهیم ولی نمی‌توان استصحاب کرد چون استصحاب اثری ندارد.

  • استاد: استصحاب در اینجا اگر حالت سابقه داشته باشد آن حالت سابقه را به زمان فری اوداج می‌کشانیم و می‌گوییم که این مسئلۀ عدم قابلیت ـ عدم قابلیت ذاتی ـ تا زمان فری اوداج موجود بوده حالا به‌واسطۀ فری اوداج و سایر شرایط رفع آن قابلیت شده یا نه؟ استصحاب عدم قابلیت موجب عدم تذکیه است.

  • تلمیذ: چون قابلیت و عدم قابلیت یک امر تکوینی است آن‌وقت شک دیگر نمی‌کنیم که می‌بینیم آیا به سبب فری اوداج آن قابلیت رفع شده یا نشده چون ما فرض کردیم که هر حیوانی یا این است یا آن، فرض کنید یک مورد هم ثابت کردیم که اصل بر وجود مثلاً ...

  • استاد: آنها می‌گویند که اعتباری است؛ یعنی شارع اعتبار کرده است.

  • تلمیذ: منظورم همین این است که شارع تکوین آن موجود را اعتبار کرده است.

  • استاد: نه، در آن مواردی که شک در قابلیت داریم این مسئله هست مثلاً یک حیوانی مشتبه بین غنم و کلب است و صحبت در این است که آیا به این حیوان قابلیت اعطاء شده یا نشده؟ یعنی فرض بکنیم که ممکن است این قابلیت همراه با این حیوان نیامده باشد شارع به او اعطاء کند؛ شارع یک زمان به او اعطاء بکند و یک زمان نکند، امر در اختیار شارع است و به یکی قابلیت می‌دهد و به یکی نمی‌دهد. آن بحثی که احتمالاً جلسۀ بعد به آن می‌رسیم این است که اصلاً قابلیت یک مسئلۀ تکوینی است یعنی به عبارت دیگر گرچه از اوصاف وجود است ولی از اوصاف وجودِ صرف نیست بلکه از اوصافِ وجود ماهیت است نه از اوصافِ نفسِ وجودِ عارض بر ماهیت. مثلاً حرکت از آثار وجود زید است و تا ماهیت زید در خارج متکوّن نباشد حرکت و قیام هم متکوّن نمی‌شود اینها از آثار وجود است ولی من‌باب‌مثال ضحک و تعجب و فکر از آثار وجود است ولی از آثار وجود مختصۀ به ماهیت است؛ حیوان نمی‌خندد آیا دیده‌اید حیوان بخندد؟! من که ندیدم!

/