جلسه ۳۰۶
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۰۶
6وقتی که موضوع برای این، این شد در اینجا باز ما اصلی در اینجا نداریم که بیاید این حیوان را ثابت و به غیر تذکیه ملحق بکند. چرا؟ چون در اینجا حیوان ما زُهِقَ روحُهُ موضوع برای مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ است نه حیوان حیّ، حیوان حیّ لا یکونُ مذکّیٰ کما لا یکونُ غیر مذکّیٰ هیچ فرقی نمیکند. تا وقتی که این حیات دارد صدق مذکّیٰ و غیر مذکّیٰ بر او نمیشود. فرض کنید دیوار، دیوار لیس بِبصیرٍ و لیس بِأعمیٰ؛ بصیر نیست و اعمیٰ نیست بلکه اینهم همینطور است تا حیّ است لا یکونُ مذکّیٰ و لا یکونُ غیر مذکّیٰ وقتی که زهاق روح شد ما اصلی نداریم که ثابت کند غیر مذکّیٰ است.
عدم و ملکه دو امر وجودی هستند نهاینکه امر عدمی هستند. یعنی امر عدمیاش هم به وصف وجودی برمیگردد. وقتی ما میگوییم که هذا لیس بِبصیرٍ معنای لیس بِبصیرٍ سالبۀ محصّله نیست بلکه معنای لیس بِبصیرٍ موجبۀ معدولة المحمول است. یک وقتی میگوییم که زیدٌ لیس بِقائم؛ در اینجا ربط و سلب است؛ سلب را ما در اینجا به این موضوع ربط میدهیم و منظور از لیس بِقائم اعم است از اینکه لیس بِقائم و جالس یااینکه بگوییم که زیدٌ لیس بِقائمٍ و لا جالسٍ و لا أدری جالسٌ أو لا، مقصود و منظور از عدم قیام، جلوس نیست بلکه مقصود فقط نفی وصف قیام است. حالا سواءٌ کانَ جالساً لا نَعتَنی به، سواءٌ لم یکن جالساً لا نَعتَنی به. ما به آن طرفِ مقابلِ قیام کاری نداریم بلکه میگویند که زید این آدم را کشته است؟! ما فقط میگوییم که نکشته است حالا زید دیگری را کشته ما کاری نداریم اصلاً این آدم قاتلی باشد [کاری نداریم]. آیا زید دیگری را کشته است؟! نمیدانیم آیا زید دیگری را نکشته است؟ نمیدانیم. ما فقط در محکمه میخواهیم شهادت بدهیم الآن این قتلی که شما مستند به زید میکنید این قتل الآن مستند به این نیست.

