جلسه ۳۱۰
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۱۰
5اقسام وجود رابطی
پس وجود رابطی یا وجود نفسی است مانند وجود جواهر و موضوعات یا وجود رابطی ناعتی است مانند وجود اَعراض و وجود اوصاف و نعوت. این تذکیه قطعاً وجودش وجود ناعتی است بسیار خوب، این وجود ناعتی مقابلش عدم وجود ناعت است، عدم وجود ناعتی بهعنوان العدم الناعت لحاظ میشود.
حالا ایشان میگویند که شارع موضوع برای حلیت را در اینجا سه قسم میتواند تصور کند:
تصور اول اینکه شارع موضوع حلیت و طهارت را ما زَهَقَ روحُهُ بِشرائطٍ مخصوصَة قرار داده است یعنی حیوانی که زَهَقَ روحُهُ بشرائطٍ مَخصوصَة مِنَ الإسلامِ و الحدید و الاستقِبالِ وَ البِسملة و غیر ذلک. پس این ما زَهَقَ روحُه به شرایط خاص، موضوع برای حلیت و طهارت است. مقابلش چه میشود؟ ما زَهَق روحُهُ بِغیر هذِهِ الشَّرائط که ملحوظ بالوجدان است، بالوجدان زَهَقَ روحُهُ حالا صحبت در این است که شما در اینجا عَدَمی که بخواهید آن عدم را ثابت کنید ندارید. زَهَق روحُهُ بغیر هذِهِ الشَّرائط یقین به آن ندارید. بحث در این است که شک داریم که زَهَق روحُهُ بشرائط، أو زَهَقَ روحُهُ بغیر الشرائط.
وقتی که شما شک دارید حالت سابقه ندارید تا بخواهید حالت سابقه را استصحاب کنید و این لَم یزهَق روحُهُ بِالشرائط، این ما لَم یَزهَق روحُهُ بِالشرائط بگویید که بر حال حیات هم ثابت میشود. حیوان در حال حیات هم لَم یزهَق روحُهُ بِالشرائط همان را استصحاب میکنیم، استصحاب حیوان که لَم یزهَق روحُهُ بِالشرائط بهدرد ما نمیخورد چون در حال حیات که حیوان حرمت أکل ندارد، آن حرمت ابتلاء حیوان و بلعیدن، نه بهخاطر تذکیه است بهخاطر این است که حیات دارد چون زنده است نمیشود او را خورد نه بهخاطر این است که تذکیه نشده است و ما بتوانیم عدم تذکیه را بهعنوان العدم الناعتی و العدم الرابطی بخواهیم استصحاب کنیم.
بنابراین دراینصورت حالت سابقه نداریم زیرا بر حال حیات هم این عدم، صدق میکند حیوان در حال حیات لَم یَزهَقَ روحُهُ بِهذه الشرائط صدق میکند و این بهدرد ما نمیخورد. ما باید اثبات کنیم که زهاق روح با عدم شرایط بود و این مشکوکٌ فیه است. این یک صورت و تصور بود.

