جلسه ۳۱۰
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۱۰
6تصور دوم این است که این شارع این تذکیه را زهاق روح اطلاق بکند به الحیوانُ الذی زهَقَ روحُهُ مَعَ هذِهِ الشرائط. فرق بین این مورد و ماقبل این است که در هردوی اینها مسئله، مسئلۀ زهاق روح هست ولی در آنجا زهاق روح با شرائط موضوع برای تذکیه است ولی در اینجا زهاق روح با شرائط موضوع برای حلیت نیست آنچه که موضوع برای حلیت است عبارت از خود حیوان است حیوانی که این شرائط را دارد. یعنی زهاق روح بهعنوان جزء برای موضوع نیست بلکه بهعنوان شرط مقارن با موضوع است یعنی شرائط در اینجا محقق شده است؛ شرایط تذکیه که بسم الله است محقق شده است قطعاً شرایط تذکیه بر زهاق روح تعلق میگیرد یعنی خود زهاق روح در اینجا نیست، ذبح عن شرائطٍ، نه زهاق روح عن شرائطٍ یعنی در صورت اول زهاق روح در اینجا مَعَ الشرائط موضوع مرکب برای حلیت و طهارت بود اما در اینجا زهاق روح مطرح نیست بلکه الذبح مع هذه الشرائط در اینجاست. زهاق روح معلول برای ذبح است نهاینکه موضوع برای حلیت و طهارت است. موضوع برای حلیت و طهارت عبارت از ذبح است؛ این ذبح با همین شرائط. مقابل این عدم الذبح بهذِهِ الشرائط است که باز در اینجا ما حالت سابقه نداریم بهجهت اینکه موضوع برای ما ذبح است و حیوان مادامحیّاً لم یُذبح، و وقتی هم که ذُبِحَ، لا نَدری أ مع الشرائط هذا الذبح أو غیر هذِهِ الشرائط، باز در اینجا مسئله فرق میکند و حالت سابقه در اینجا نیست.
تصور سوم از احتمالات این است: الحیوانُ الذی زُهِقُ روحُهُ بهذِهِ الشرائط نهاینکه الحیوان الذی ذَبِحناها، حیوانی که زهاق روح او با این شرائط است درمقابل میشود: عدم الزَّهاق مَعَ هذِهِ الشرائط، این عدم الزّهاق مَعَ هذِهِ الشرائط در حال حیات صدق میکند این در حال حیات است. آن عدم الزّهاق مَعَ هذِهِ الشرائط که در حال حیات هست حالت سابقه دارد، این عدم الزهاق در حال حیات را ما استصحاب میکنیم به زهاق بعد حال الحیات و میگوییم که در حال حیات عدم الزهاق صدق میکرد و هوَ یکفی للِاستصحاب، عدم الزّهاق مَعَ هذِهِ الشرائط که مقابل برای این تذکیه است در اینجا همین را استصحاب میکنیم. ایشان میگویند که اشکال ندارد میشود استصحاب کرد. ولکن چون در اینجا عدم زهاق اخذ شده و درمقابلش اثبات عدم زهاق است، اثبات بهعنوان احراز موضوع و احراز وجود ناعتی یعنی مقابلی که یک جنبۀ اتّصاف در اینجا لحاظ شده باشد، چون وجودش، وجود ناعتی است، سلب آنهم باید سلب ناعتی باشد، آن استصحاب عدم زهاق بهذِهِ الشرائط در حال حیات، بخواهد العدم الرابطی و العدم الناعتی را اثبات بکند، این اصل مثبت میشود.

