اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

جلسه ۳۱۰

توضیحات:

الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۱۰

7
  • بنا بر این فروض ثلاثه ما حالت یقینی سابق که موجب استصحاب عدم تذکیه بشود در اینجا نداریم بنابراین قضیه به استنباط از کلیات موکول می‌شود. فرض کنید که قرشی بودن یا غیر قرشی بودن؛ من‌باب‌مثال «المرأة لا تَری الحمرة بعد خمسین سنة إلّا أن تکون قرشیةٍ»1 در اینجا یک مستثنیٰ منه عام داریم؛ کلُّ المرأة، بِکلِّ العناوین؛ القرشیة و غیر القرشیة و الفارس و العجم و الإمریکیّة و الفرنسیّةِ و کلّها، به تمام اقسام مرأة در اینجا به‌عنوان المرأة عام صدق می‌کند. شک در قرشی و عدم قرشی بودن در اینجا هست، گرچه در اینجا هم باز موضع اشکال است اما دیگر متعرض اشکال نمی‌شویم. کلام ایشان هم محل اشکال است. اصلش مفید است ولی دیگر مطرح کردن آن به‌عنوان مجلس بحث دیگر فقط به همین مقدار کافی است چون دیگر می‌مانیم و باید سراغ بقیۀ آراء افراد در بحث تذکیه برویم ما به همین مقدار بحث مرحوم اصفهانی را جمع کردیم.

  • در اینجا القرشیة یک وجود ناعتی است در اینجا عدم آن می‌شود عدم القرشیة و این عدم قرشی بودن که در اینجا حالت سابقه ندارد، العدم القرشیة وصف وجودی است وصف به حالت ماهیت نیست بلکه وصف به حال وجود ماهیت است یعنی این ماهیتی که می‌خواهد موجود بشود یا قرشی است یا غیر قرشی است. اگر از اوصاف ماهیت بود استصحاب عدم ازلی در اینجا بود ولی چون در اینجا وصف به حال وجود است در اینجا نمی‌توانیم استصحاب عدم ازلی را جاری کنیم. پس باید چه‌کار کرد؟ باید در اینجا رجوع به عمومات کرد همان «المرأة لا تَرَی الحُمرَة» در اینجا شامل این می‌شود. پس باید در شک بین قرشی و عدم قرشی حکم عام را بر این مرأه مترتب کرد یااینکه باید بگوییم که «لا تُصّلِ فی الفِراء إلاّ فی ما کانَ منه ذکیّاً»2 در هر فرائی لا تُصّلِ، إلّا أن یکونَ مذکّیٰ. اگر شک بین تذکیه و غیر تذکیه در اینجا کردیم حکم لا تُصّلِ در اینجا آمد یعنی شامل می‌شود و از این باب باید حکم عام را بر این مورد صدق کرد، زیرا مستثنیٰ منه در اینجا معنون به عنوانی نیست؛ الفراء مِن حیث أنَّهُ فراء، یُستثنیٰ مِنه ما کانَ ذکیّاً. چون تذکیه برایمان ثابت نشده بنابراین اصل آن شمول عام نسبت به فراء به هر عنوان که می‌خواهد باشد در اینجا صادق است.

    1. . الكافي، ج ‌3، أبوابُ الحَیض، بابُ المَرأةِ یَرتَفِعُ طَمثُها ثُمَّ یَعودُ وَ حَدِّ الیَأسِ مِنَ المَحیض، ص 107، ح 3:
      «عَن أبی‌عَبدِاللهِ علیه‌السلام قال:‌ ”إذا بَلَغَتِ المَرأةُ خَمسینَ سَنَةً لَم تَرَ حُمرَةً إلّا أن تكونَ امرَأةً مِن قُرَیش“.»‌
      ترجمه: «يكى از اصحاب ما گويد: امام صادق عليه‌السّلام فرمود: هرگاه زن به پنجاه سالگى برسد، خونى نمى‌بيند، مگر زنى كه از قريش باشد.» (محقق)
    2. . الکافی، كتابُ الصَّلاة، بابُ اللِّباسِ الَّذی تُكرهُ الصَّلاةُ فیهِ و ما لا تُكره، ج ۳، ص ۳۹۷، ح 3:
      «عَن عَلیِّ بنِ أبی‌حَمزَةَ قالَ: سَألتُ أباعَبدِالله و أباالحسنِ علیهِماالسّلامُ عن لِباسِ الفِراءِ و الصّلاةِ فیها فقال: ”لا تُصلِّ فیها إلاّ فیما كان مِنهُ ذكیّاً.“»
      ترجمه: «على بن أبى حمزه گويد: از امام صادق و امام كاظم عليهما‌السّلام دربارۀ نماز خواندن در پوستين‌ها پرسيدم‌، فرمود: در پوستين نماز مگزار، مگر آنكه ذبح شرعى شده باشد.» (محقق)
/