جلسه ۳۱۵
توضیحات:
الدليل 3: العقل و الجواب عنه - التقریر 3: وجوب دفع الضرر المحتمل
جلسه ۳۱۵
9منبابمثال ـ حالا مثالش را من میگویم ـ ما شک در لونیّت یک بچه میکنیم که آیا او وقتی که بهدنیا آمده است سفید است یا زرد است یا لون دیگر دارد، آیا میتوانید شما در اینجا بگویید که شیءِ متولّد ابیض نیست؟! نمیتوانید، گرچه بیاض در اینجا از اوصاف ماهیت مِنحیث هیهی نیست ولی بیاض از لوازم تحقق ماهیت در خارج است؛ نمیشود بچهای متولّد بشود و رنگ نداشته باشد؛ نه سیاه باشد، نه سفید باشد، نه زرد باشد، نمیشود باشد و استصحاب عدم بیاض با استصحاب عدم سواد منافات پیدا میکند، با استصحاب عدم اصفرار تعارض پیدا میکند، استصحاب عدم لون هم که نداریم. فرض کنید بچهای بهدنیا بیاید ما استصحاب عدم ناطقیت را در او بکنیم، این نمیشود! چون ناطق از لوازم ذات است و از ذاتیات این طفل است.
... [استصحاب عدم] وجودی که همراه با این بچه بهدنیا میآید و قبلاً نبود و لازمۀ اوست، آن استصحاب را هم نمیشود در اینجا کرد. فقط استصحابی را در اینجا میشود کرد که آن وصف در برههای از برههها مترتب بر این موضوع نبوده است. و این وصف یا اعتباراً یا حقیقتاً بعد از تحقق موضوع بر این موضوع مترتب شده است. در آنجا میشود استصحاب عدم را کرد مانند جلَل و امثالذلک. و چون این قابلیت محل از لوازم وجود است ازلاً، حیوان إمّا أن یکونَ قابلاً لِلتّذکیه متولّد میشود و إمّا أن لا یکون قابلاً لِلتّذکیة. پس ما حالت سابقۀ یقین به عدم را نداریم که بهواسطۀ آن حالت سابقه، استصحاب عدم تذکیه یا عدم قابلیت محل را در اینجا داشته باشیم. اصل در اینجا همان قاعدۀ حلّ و طهارت است.
بعد ایشان میفرماید که شقّ سوم هم از این دو شقّ روشن میشود. این شُقوقی بود که ایشان فرمودند. اما راجع به اختلافی که بین شقوق و در صورت شقّ اول که بساطت تذکیه است و قائل به اصالت عدم تذکیه شدند مطالبی که فرمودند، آنچه که به نظر میرسد این است که این مسئله محلّ حرف است که خیال میکنم قبلاً بحثش شده باشد که قابلیت محل و تذکیهای که معلول است به معنای متحصل معلول از فعل مذکّی و قابلیت محل است مرجعش به همان افعال خارجی و سلسلۀ علل برمیگردد و تفاوتی نمیتواند داشته باشد. گرچه تمام افراد در این مورد قائل به استصحاب عدم تذکیه هستند؛ البته تا آن جایی که من تحقیق و تفحص کردم اینطور بود.

