جلسه ۳۲۰
توضیحات:
برائت 1 ـ شبهه حکمیه
جلسه ۳۲۰
5معنای تذکیه
تذکیه عبارت از همان نتیجة الفعل و امر بسیط است که آن نتیجة الفعل عبارت از همان طهارت است و طبعاً آن طهارت قابل استصحاب است چون قبل از اینکه فری اوداج بشود، طهارت و حلیت نبوده است؛ آن طهارتی که موجب حلیت است و آن حالت مخصوص که موجب حلیت است نبوده است؛ وقتی که شک در وجود آن طهارت بهواسطۀ این اوداج اربعه میشود، در اینجا طبعاً استصحاب آن حالت سابقۀ زمان حیات موجب حکم به عدم تذکیۀ بعد از فری اوداج است. به این کیفیت میتوانیم کلام مرحوم صاحب جواهر را توجیه کنیم گرچه در اینجا هم حملۀ شدید و عنیفی1 به ایشان شده است که اصلاً جای برای جریان استصحاب عدم تذکیه در اینجا نیست، این قسم اول بود.
قسم ثانی: در آنجایی است که شکّ در قابلیت محل است، شکّ در قابلیت محل بهواسطۀ شبهه حکمیه است؛ شکّ در تذکیه بهواسطۀ این شبهۀ حکمیه است. فرض کنید که حیوانی که متولّد از شاة و ذئب است، یااینکه موردی که آن مورد شک شبهۀ حکمیه در قابلیت اوست، منبابمثال حیوانی است که ما به او برخورد میکنیم و نمیدانیم که داخل در قسم خنزیر است که حکم به حرمت و عدم قبول تذکیه کنیم یااینکه شبیه به شاة است و حکم به قبول تذکیه و قابلیت محل در اینجا باشد، برای ما مشتبه است. در واقع حیوانی است که بعضی از آثار خنزیر را دارد و بعضی ـ حیوانهایی [اینطوری] هستند! گفت آن چه خوبان همه دارند تو یکجا داری! ـ [از آثار حیوان دیگر]، بعضی از این آثار را دارد و بعضی از آن آثار را دارد. لذا امر مشتبه است و شبهه هم شبهۀ موضوعیه نیست یعنی حکم در اینجا بهواسطۀ اختلاف در امر خارجی نیست بلکه بهواسطۀ خود حیوان است یعنی نفس خود حکم و اشتباه در حکم و شک در حکم موجب شده است که این مورد برای ما مشتبه باشد.
- . لغتنامه دهخدا: «عنیف: درشت، سخن درشت.»

