جلسه ۳۲۲
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بله از جمله مطالبی که بهدنبال بحث ادلّۀ تسامح در ادلّۀ سنن مطرح میشود مسئلۀ مقدار سعۀ این ادلّه به نسبت به احکام و موضوعات است، گفتهاند که وضع و جعل احکام به ید شارع است اما شارع در بیان موضوعات درصدد بیان موضوعات نیست بنابراین اگر روایتی ضعیف برای اثبات مسئله تاریخی آمده است که فلان قضیه در فلان روز انجام شده است یااینکه فلان چیز إذا بَلَغ بهذِه المِقدار لَهُ کذا و کذا که در مقام جعل موضوع است یا در مقام رفع موضوع است یا در مقام اثبات حکم تاریخی است یا اثبات مسئله و حادثۀ تاریخ است، ادلّۀ تسامح و اخبار «مَن بَلَغ» این مورد را شامل نمیشود، زیرا آنچه که شارع درصدد بیان آن است عبارت از بیان احکام است. اما در موضوعات شارع درصدد بیان موضوع نیست و طبعاً این اخبار «مَن بَلَغ» نسبت به موارد احکام که بر آن ثواب مترتب است انصراف پیدا میکند.
مستند بودن بیان وقایع تاریخی
بنابراین از جمله آثاری که بر این مسئله مترتب میکنند نقل تواریخ بهخصوص تاریخ عاشورا است که وعّاظ و اهل ذکر باید نسبت به ثبت آن حادثۀ تاریخی کمال اهتمام را داشته باشند تااینکه بهواسطۀ روایات ضِعاف یک مسئلۀ خلاف را در مقام وَعظ و ارشاد و ذکر مصیبت بیان نکنند.
در مقام بیان واقع بودن شارع
البته این جهت که بیان حوادث و وقایع تاریخی باید مستند باشد، در این مسئله حرفی نیست و در این مسئله صحبتی نیست. اما اینکه شارع در مقام بیان احکام است نه در مقام بیان تاریخ، یک همچنین مسئلهای صحیح نیست. شارع در مقام بیان واقع است، چه واقع حکم شرعی باشد یا واقع حادثۀ تاریخی باشد. چه فرقی میکند؟! شارع واقع را بیان میکند. و اینکه حتماً باید در مقام بیان حکم شرعی باشد، یک همچنین مسئلهای نیست. در آیات قرآن خیلی آیات نسبت به حوادث گذشته داریم؛ آیات مربوط به قضایای نوح، قضایای آدم، قضایای هود، قضایای موسی، قضایای عیسی و امم گذشته، اینها همه بیان تاریخ و مسائل گذشته است و این در دست شارع است نهاینکه غیر شارع نمیتوانند بیان کنند، منتها در جایی که شارع بیان میکند انسان دیگر علم به وثاقت پیدا میکند.

