اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن اخبار من بلغ

جلسه ۳۲۷

توضیحات:

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن اخبار من بلغ

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۲۷

4
  • اما اگر فرض کنید که روایتی دلالت بر حرمت یک شیئی یا بر کراهت یک شیئی بکند آیا در اینجا هم مسئله همین‌طور است یا نه؟ آیا از حرمت و کراهت استفادۀ استحباب ترک می‌شود یا نمی‌شود؟! در آن مورد کراهت هم همین‌طور.

  • در اینجا ممکن است که گفته بشود که استحباب ترک از کراهت فهمیده نمی‌شود چون کراهت یا فرض کنید حرمت به معنای انزجار و کفّ است اما حدس بر یک شیء و شوق و ترغیب بر یک شیء، از آن استفاده نمی‌شود و عرف نمی‌فهمد، اگرچه در آن کراهت یا ثواب هم طبعاً مترتب است یعنی مکلف وقتی که تارک امر مکروه یا حرام باشد طبعاً خدای متعال او را مثاب می‌گرداند و ثواب به او می‌دهد علیٰ‌کلّ‌حال این استفاده از آن نمی‌شود، به‌اصطلاح این‌طور فرمودند.

  • اما این مسئله محل تأمل است به‌جهت اینکه آن کراهت و نفس امر مکروه وقتی که اتیان نشود این عدم اتیان در مقام امتثال است و تفاوتی با اتیان به فعل ندارد. همان‌طوری‌که اتیان فعل به‌خاطر رضای مولا است و در واقع نفس نسبت به آن فعل رغبت ندارد مانند صلاة و صوم و امثال‌ذلک، کراهت نسبت به یک فعل که مورد رغبت مکلف است و کفّ نفس از او هم بنابراین در مقام امتثال مانند استحباب است و هیچ فرقی نمی‌کند. اما شارع نمی‌تواند از باب ضیق در تلفظ یک لفظی را بیاورد که هم استحباب بر فعل و هم ترک بر مکروه من‌حیث‌المجموع را بگوید. مگر بگوید که أمرٍ أو شیءٍ، فعلیٰ هذا از کلا جنبین أو کلتا الجَنبتین تعبیر به مَن بَلَغهُ ثوابٌ علی أمرٍ أو علی فعلٍ و فَعَلهُ آورده است والّا ملاک وَ مناط در اینجا ملاک و مناط واحد است.

  • مطلب دیگری که در اینجا مطرح می‌شود این است که این روایات غیر مقطوعه ـ به معنای غیر حجّت، نه به معنای مقطوعة الصدور ـ در اینجا درصورتی است به‌اصطلاح در آنجایی است که روایت قطعیه بر خلاف او نباشد؛ روایت قطعیه‌ای که دلالت بر حرمت یک شیء می‌کند یا دلالت بر وجوب یک شیء می‌کند. اگر دلیل قطعی درقبال این روایت ضعیف و دلیل ضعیف باشد، طبعاً آن دلیل قطعی مُحَکَّم است. چرا؟ زیرا این تمسک به ادلّۀ تسامح با حفظ و بقاء احتمال مطابقت با واقع است و اگر احتمال مطابقت با واقع منتفی شد، در واقع دیگر تمسک به ادلّۀ تسامح معنا ندارد؛ در جایی که شما بدانید این فعل قطعاً مطابق با واقع نیست دیگر در اینجا تمسک به ادلّۀ تسامح معنا ندارد و روایات غیر مقطوعه از نظر حجیت دیگر در اینجا جایی ندارند و معنایی ندارند چون احتمال مطابقت با واقع نیست. حالا اگر این دلیل قطعی ما چه دلیل علمی باشد یا دلیل معتمَد تنزیلی باشد یعنی قطعیة الصدور باشد یا قطعیة الاعتماد که مشمول ادلّۀ حجیت باشد، در اینجا هم مسئله فرق نمی‌کند.

/ 380