جلسه ۳۲۷
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن اخبار من بلغ
جلسه ۳۲۷
8در باب عبادیات میفرمایند که باب، باب تزاحم است یعنی اگر دو مسئلۀ عبادی باشند مثلاً صلاة لیلیة الغدیر ثمانیة رکعات بِسلامٍ واحد مستحب است. در یک روایت دیگر فرض بکنید دارد صلاة ثمانیة رکعات بِسلامٍ واحد مکروه است خب در اینجا باب تزاحم میشود چون هردوی اینها مطلوب مولا است بحث از مورد باب تعارض خارج میشود و هرکدام را که بخواهد اختیار دارد میتواند انجام بدهد.
مسئله و اشکالی که در اینجا به نظر میرسد این است که تعارض و تزاحم دو مقولۀ عقلی است نهاینکه دو مقولۀ اعتباری است. تعارض در جایی است که أحد الدّلیلین بِمفادها و بِمدلولها درصدد نفی دلیل دیگر است. وقتی که میگوید: این را انجام بده، این نفی میکند که آن را انجام نده بِمفاده و بمدلوله، اما در باب تزاحم به مفاد و به مدلولش درصدد نفی دیگری نیست. چطور این مطلب را اینها متوجه نشدند؟! مکلف در خارج قدرت بر اتیان فعلین در آنِ واحد را ندارد؛ انقاذ غریقین که میگویند از باب تزاحم است، نه به این معنا است که إنقاذ أحدهما ینفی إنقاذ الآخر نهخیر، بلکه از این باب است که انسان قادر بر إنقاذ الشخصین فی آنٍ واحد نیست! عدم قدرت موجب اتیان فعل و ترک فعل دیگر است، نهاینکه أحد الدلیلین در مقام نفی دیگر باشد.
پس منبابمثال روایتی که میگوید که دفن غیر مسلمان واجب است، بِمفاده نفی میکند روایت دیگر را که میگوید: دفن یهودی حرام است، دفن مسیحی حرام است، آن روایتی که میگوید: دفن یهودی و مسیحی حرام است بِمفاده و مدلوله نفی میکند روایت و دلیلی را که میگوید: دفن مسلم واجب است. پس مقام تعارض مقام نفی احد الدلیلین است بعضهما الآخر بِمفاده و بِمدلوله و در مقام تزاحم مقام عدم قدرت مکلف بر اتیان فعلین است پس اگر روایتی دلالت بر استحباب فعلی کند و روایت دیگری دلیل بر استحباب ترک کند، این مقام تعارض است گرچه به لفظ استحباب است! اگر روایتی دلالت بر استحباب فعل کند و روایت دیگر دلالت بر کراهت کند مقام تعارض است گرچه به لفظین است!

