جلسه ۳۲۸
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن سه نظریه راجع به کیفیت اخبار من بلغ
جلسه ۳۲۸
5آنوقت در اینجا هر روایتی ولو اینکه مخالف هم باشد باید به آن اخذ بشود. پس قطعاً به حکم عقل و به ادلّۀ نقلیۀ محدودیت در حجیت خبر واحد قطعاً اگر خبر، خبر ضعیف باشد امکان ندارد شارع دعوت به فعل کند. چرا؟ چون زمینه بهطورکلی [باب] وضع و جعل در راوی و در روایت باز میشود. جایی که روز غدیر و دو ماه قبل را انکار کردند دیگر شما چه ضمانتی دارید بر اینکه نیایند برای هر قضیهای خبری جعل و وضع بکنند؟!
خود من داشتم یک وقت راجع به همین روایات اهلتسنن مطالعه میکردم در همین کتاب الغدیر هست چقدر اینها به خود امیرالمؤمنین علیهالسّلام نسبت دادهاند؛ از قول امیرالمؤمنین که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به من گفت که «یا علی لو لا أن فَضَّل الله ابوبکر علیک لجعلتک خلیفة من بعدی!»1 و نظایر اینها. من احصاء که کردم تقریباً حدود شاید صد روایت از قول امیرالمؤمنین جعل کردند! نهتنها خودشان جعل کردند بلکه به امیرالمؤمنین هم نسبت دادند! بندۀ خدا امام که نیست دفاع کند.
این مسئله مسئلۀ بسیار مهمی است که قطعاً شارع و مرام شارع بر عمل بر روایات ضعیف و بر عمل بر روایات غیر موثق بها نبوده است و اگر شارع بخواهد این مسئله را راجح کند و رجحان بدهد، اصلاً بهطورکلی زیر بنای شرع بههم میریزد و واژگون میشود. این مسئلۀ اوّلی که راجع به قضیۀ «مَن بَلَغ» هست. البته مطالب خیلی زیادی در اینجا هست و فقط ما این مقدار را بهعنوان مختصر گفتیم و إنشاءالله مطالب دیگر هم ضمیمه میشود. این فقط بهخاطر این است که در بحث باید مسائل جمع کرده و مختصر باشد.
بلوغ عقلائیه، مقصود از بلوغ در «مَن بَلَغَهُ»
عنوان بلوغ در عرف بر عنوان بلوغ عقلائی است نه هر بلوغی
روی این جهت مقصود از بلوغ و «مَن بَلَغَهُ» همان بلوغ عقلائیه و همان بلوغی است که براساس آن بلوغ باید مکلف ترتیب اثر بدهد و آن مفاد ادلّۀ حجیت است. «مَن بَلَغهُ» یعنی کسی که به او برسد؛ ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ﴾،2 ابلاغ کن؛ ابلاغ یعنی ابلاغ عقلائی. اگر یک بچۀ پنجساله بیاید یک حرفی را بزند نمیگویند که بَلَغهُ کذا، اصلاً ترتیب اثر نمیدهند. اگر یک نائم یک روایتی را نقل کند نمیگویند که بَلَغَنا هذه الروایة من هذا الشخص چرا؟ چون نائم است. اگر ساهی نقل بکند همینطور، اگر خاطی نقل بکند همینطور، اگر مجنون خبری را نقل بکند همینطور، اصلاً عنوان بلوغ در عرف بر عنوان بلوغ عقلائی است نه هر بلوغی ولو بَلَغَ ما بَلَغ. مَن بَلَغَهُ کذا، این است که شرایط بلاغ و ابلاغ تامّ و تمام باشد این را «بَلَغَهُ» میگویند. وقتی اینطور باشد بنابراین دیگر توسعه در دلیل حجیت نیست همان دلیل حجیت در اینجا هم شامل میشود و این یک مسئلۀ عادی است؛ بله اگر شرایط روایت را ملاحظه کردم و روایت در نظر حجت آمد و عمل کردم خدا به من ثواب میدهد اگرچه نباشد، خب این یک مسئلۀ عادی است.
- . برای اطلاع بیشتر رجوع شود به الغدیر، ج 8، ثناء أمیرالمؤمنین علیهالسّلام على الخلیفة، ص 36.
- . سوره مائده (5) آیه 67. امام شناسى، ج 5، ص 234:
«اى رسول ما! تبليغ كن و برسان به مردم [آنچه را كه از جانب پروردگارت به تو نازل شده است].»

