جلسه ۳۲۹
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن بحث نوروز 1. بررسی دلالت و سند روایات نوروز(1)
جلسه ۳۲۹
9اشکال دومی که بر این روایت بهواسطۀ این عبارت وارد میشود این است که اگر ما از امام صادق علیهالسّلام بپرسیم که این روایت به این مهمی که شما بیان میکنید که [نوروز] روزی است که به نهروان غلبه کرد و روزی که عید غدیر بود و روزی که عاشورا بوده است ـ که دروغ مسلّم است، عاشورا قطعاً روز عید نوروز نبوده است ـ آنقدر مهم است که میگویید که هوَ من أیام الله و إنَّ هذهِ سرٌّ، أفَسِّر لَک و کذا و کذا، آیا درست است که یک همچنین مسئلۀ به این مهمی صد و پنجاه سال از اسلام بگذرد و بعد امام صادق این مسئله را بیان کند؟! اصلاً یک همچنین چیزی معقول است؟! راجع به غسل شب عید فطر [کلام] امام رضا و امام حسن عسکری علیهماالسّلام هست، راجع به یک امر مستحبی همۀ ائمه علیهمالسّلام بیان میکنند آنوقت یک همچنین روایتی به این مهمی [بیان نشده است]! درحالتیکه در زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بین فُرس و عرب روابط و علایق برقرار بود و میرفتند و میآمدند. اصلاً ایران در زمان عمر فتح شد، در زمان بنیمروان و اینها بین ایران و افراد در حکومتهای بنیامیه [ارتباط برقرار بود] و ایرانیان وجود داشتند. این از این مسئله [که بیان شد]. آنوقت چطور ممکن است صد و پنجاه سال یک کلمه از ائمه علیهمالسّلام راجع به یک همچنین مسئلهای به این مهمی ـ حالا امشب خودتان بروید روایتش را مطالعه کنید و نکاتش را علامت بزنید ـ نیامده است؟! اصلاً معقول نیست. آنوقت امام صادق بعد صد و پنجاه سال بگوید: «ضَیَّعتُموه»! کجا «ضَیَّعتُموه»؟! کسی خبر ندارد که «ضَیَّعتُموه»!
تلمیذ: حتی از ائمه و پیغمبر علیهمالسّلام هم سیره نقل نشده است.
استاد: اصلاً نه سیرهای نقل شده است و نه روایتی از پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهماالسّلام بیان شده است. مختفیّاً و کنایتاً و اشارتاً نداریم که امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام به کسی گفته باشند درحالتیکه اینهمه ارتباطات، قرائن، شواهد، قضیۀ فتح ایران و آوردن دختران ساسانی و کسریٰ و ازدواج شهربانو مادر حضرت سجاد با امام حسین علیهالسّلام و دیگری با محمد بن ابیبکر،1 این ارتباطات، علائق، مسائل و اینها به این کیفیت بوده است آنوقت چطور یک همچنین قضیهای نبوده است؟! و این دو اشکالی است که نسبت به [این قسمت از روایت هست]. یعنی هرچه از نقطهنظر فقهی اهمیت یک مسئله بالا میرود، به همان مقدار آن موجب تضعیف میشود.
- . ربيع الأبرار، ج 3، ص 351.

