جلسه ۳۳۰
توضیحات:
بحث نوروز 2. بررسی دلالت و سند روایات نوروز(2)
جلسه ۳۳۰
7«و إن لَم یَکن الحَدیثُ کَما بلَغَه» یعنی و إن لَم یَکُن الواقع وَ إن لَم یکُن المَحکی کما بلَغَه. محکی یعنی آنچه حکایت شده است و آنکه از واقع حکایت میکند با اینکه رسیده است تفاوت دارد. آنوقت این معنا با آن روایت اخیر که ابن طاووس از امام صادق نقل میکند: «مَن بَلَغهُ شَیءٌ مِن الفِعل فَعَمِلَ به کانَ لَهُ ذلک و إن لم یکُن الأمرُ کَما بَلَغهُ» تطبیق میکند. «وَ إن لَم یکُن الأمرُ» یعنی واقع، واقع همانطوریکه رسیده است نیست. فرض کنید که دارد که دعا یوم الأحد مستحب است درحالتیکه در واقع یک همچنین دعایی نیست. یا فرض کنید که رکعَتین بِالصَلاة فی محّلٍ کذا مُستَحب یُکتبُ لَهُ عَشرَ حسنات، درحالتیکه در واقع نیست و اصلاً یک همچنین صلواتی در اینجا جعل نشده است. امر در اینجا به معنای واقع است خب این یک مسئلهای است که خیلی مطلب راجع به این قضیه قابل بحث نیست.
مسئلۀ دیگر اینکه مرحوم آخوند دو روایت را از جملۀ این روایات استثناء کردهاند؛1 یکی روایت چهارم است که أحمد بن أبیعبدالله البرقی عن أبیه عن أحمد بن النضر عن محمد بن مروان عن أبیعبدالله [نقل میکند] و دیگری روایت هفتم است که روایت محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن عمران الزعفرانی عن محمد بن مروان [نقل کرده است] و هردو تقریباً مضمون واحدی دارند. در این روایت هست: «مَن بلَغَهُ عَن النَّبی شَیءٌ مِن الثَواب فَفَعَلَ ذلک طَلَبَ قَولِ النَّبی» یعنی بهواسطۀ طلب ثواب این عمل را انجام میدهد، چون این ثواب در اینجا هست انجام میدهد یعنی داعی بر اتیان «طَلَب قَول النَّبی» و رسیدن به خواست رسولالله است.
یا در روایت اخیر که روایت محمد بن مروان باشد، [نقل میکند]: سمِعتُ اباجعفر قال: «مَن بَلَغه شَیءٌ ثَواب عَلی عَملٍ فَعِمل ذلک التماس ذلک الثواب» برای رسیدن به این ثواب این عمل را انجام میدهد. این «التماس ذلکَ الثَّواب» یا «بَلَغهُ الثواب طَلبَ قَول النَّبی»، این دوتا روایتی هستند که خواست مکلف و خواست فاعل را در ابتدای عمل توضیح میدهند. یعنی مکلّف و فاعل قَبلَ الشُروع بالعَمَل یَفعَلُ ذلکَ الخَیر لِطَلَب قَولِ النَّبی وَ لِلوُصول التماسِ ذلکَ الثَّواب مِن الله پس قبل از شروع در عمل، نیّت فاعل التماس ثواب یا طَلبَ قَولِ النَّبی است ولی در هفت روایت دیگر یک همچنین مطلبی نیست.
- . كفاية الأصول، ص 352 ـ353.

