جلسه ۳۳۱
توضیحات:
بحث نوروز 3
جلسه ۳۳۱
6دلالت بر ترغیب ابتدائی کردن روایات «مَن بَلَغ»
«مَن بَلغَه ثَوابٌ عَلی شَیءٍ فَفعَله کَذا و کَذا» دلالت بر ترغیب ابتدایی میکند نهاینکه بعد از فعل بر مدح او دلالت میکند و بعد از اینکه انجام داد مورد مدح و اینها است، از اول میگوید که این کار را انجام بده، از اول میگوید که برو این فعل را انجام بده، از اول میگوید که به این خبری که به دست تو رسیده و این خبری که بلوغ پیدا کرده است ترتیب اثر بده! درحالتیکه در عقل ترغیب و تشویق نسبت به این مسئله نیست بنابراین نمیتواند ارشاد به حکم عقل قرار بگیرد.
جوابی که میشود نسبت به این مطلب داد و اشکالی که متوجه این قضیه است این است که عقل در مستقلات عقلیه به همان ملاکی که بعد از اتیان فعل، عبد و مکلف را مدح میکند و عمل او را تحسین میکند، به همان ملاک قبل از اتیان فعل، عقل مکلف را ترغیب و تشویق میکند. عبد این عمل را از کجا انجام میدهد؟! عبد در ابتدای فعل به چه داعی این عمل را انجام میدهد؟! به چه داعی؟! طلب رضای مولا. یعنی داعی و محرک عبد قبل از اتیان فعل برای اتیان فعل چیست؟! طلب رضای مولا است. به همین ملاک اگر انجام داد و بعد عمل کشف خلاف شد، چون ملاک موجود است عقل حکم به حسن فاعلی میکند، حالا قبح فعلی دارد داشته باشد، خب این ملاک قبل از فعل هم موجود است. قبل از اینکه بخواهد این فعل را انجام بدهد، عقل او را تشویق میکند. در مقام شرع اصلاً کاری نداریم، اصلاً به شرع کاری نداریم. در همین اوامر مولویه و در همین عوالم موالی و عبید، اگر عبدی بهخاطر طلب رضای مولا احساس کند یک چیزی مورد رضای مولا است، به چه عنوان و به چه داعی تشویق و ترغیب به آن عمل میشود؟ بهخاطر عقل، عقل میگوید که چون در اینجا این عمل بهخاطر رضای مولا است پس حرکت نحو الفعل باید از تو انجام بشود و سر بزند، به همین دلیل دنبال عمل میرود و بعد کشف خلاف میشود و بهخاطر بقاء ملاک، عقل حکم به حسن فاعلی میکند و او را مدح میکند.

