جلسه ۳۳۱
توضیحات:
بحث نوروز 3
جلسه ۳۳۱
7در اینجا هم میگوییم که کسی که «مَن بَلَغَهُ عن النَّبیِّ صلّی الله و علیه و آله و سلّم شَیءٌ مِنَ الثَّواب فَفَعَلَ ذَلِكَ طَلَبَ قَولِ النَّبی ...» این کلام امام علیهالسّلام در اینجا ارشاد به حکم عقل است که حکم عقل در اینجا به تشویق و ترغیب بهسوی آن فعل است و إن لَم یَقُل النَّبی کَما بَلَغَه. بنابراین در اینجا ارشاد به حکم عقل ضرری به مسئله و قضیه نمیرساند زیرا مسئله جزء مستقلات عقلیه است و اتفاقاً اگر بخواهید توجه کنید میبینید که تقریر ارشادی در اینجا بسیار تقریر مناسبی است. چرا؟ زیرا عرف یک همچنین مسئلهای را میپذیرد و ذوق سلیم و عقل سلیم یک همچنین مطلبی را میپذیرد. اگر هم شارع این را نگفته باشد، دلیل مصلحت این است.
اگر شارع نگوید که الصلاةُ واجبةٌ، علم به حسن فعلی صلات پیدا نمیکنیم و اختیارش در دست شارع است. اما اگر شارع احادیث «مَن بَلَغ» را نگوید، در اینجا بهجهت آن استقلال عقلی و بهجهت اشراف بر مستقلات عقلی این مطلب را میفهمیم لذا در باب تجرّی هم حکم به حسن فاعلی میکنیم. بنابراین این مسئلۀ سوم هیچ اشکالی از نقطهنظر انطباق آن با اوامر ارشادیه و ارشاد حکم به عقل ندارد، هیچ اشکالی در اینجا ندارد.
آنوقت در اینجا دیگر باید مسئله به یک نحو دیگری بررسی بشود و بعداً باید آن کیفیت را بگوییم که اگر بخواهد ارشاد به حکم عقل باشد، در اینجا عقل به چه قسم و به چه کیفیت با این روایت و حدیث برخورد میکند. آیا اگر روایت، روایت ضعیف باشد باز عقل در فاعلش حکم به حسن فاعلی میکند؟ یا باید این روایت از نقطهنظر سندیت و حجّیت منطبق با وثوق عقلائیه باشد و بتواند در تحت قوانین استقلالات عقلیه قرار بگیرد تا عقل در آنجا حکم به تحسین فاعلی کند؟ إنشاءالله جلسۀ بعد در این مورد صحبت میکنیم.

