جلسه ۳۳۷
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن
جلسه ۳۳۷
7مسئلۀ اول در این مطالبی که گفته شد، اینکه جریان اصل میته از اول محلّ تأمل است، به همان جهتی که کراراً دو سه مرتبه عرض کردیم که اگر منظور از عدم میته، عدم زهاق روح است مطلقاً که خب این خلاف وجدان است چون این الآن مرده است. اگر منظور بِسببٍ غیر شرعی است تعارض میکند چون سبب غیر شرعی امر وجودی و ثبوتی است و درقبال این امر وجودی و ثبوتی امر وجودی و ثبوتی دیگر است که عبارت از سبب شرعی است پس استصحاب عدم سبب غیر شرعی با استصحاب عدم سبب شرعی معارضه میکند و هردو تساقط میکنند. اگر مقصود استصحاب عدم زهاق روح مِن غیرِ مباشرٍ است خب اینهم مشخص است و اصلاً نیاز به استصحاب نداریم چون ما میدانیم این حیواناتی که از بلاد کفر آمدند همه در مسلخ و اینها ذبح شدند، نیاز به استصحاب نداریم که اثبات بکنیم بر اینکه این سبب، سببِ شرعی است. خب مِن أصله اصل استصحاب در اینجا منتفی است.
حالا برفرض که ما این استصحاب را کردیم؛ ما ثابت کردیم که این حیوان در اینجا سبب مباشر داشته است خب چه چیزی برای ما ثابت میشود؟! این حیوانی است که در اینجا سبب مباشر داشته است سبب مباشرش هم یا غیر مسلمان است و یا غیر اسباب شرعی است، نهایت این استصحاب چیست؟! نهایت این استصحاب این است که ثابت میکند که این حیوان حیوانی است که به سبب مباشر بدون اسباب شرعی در اینجا زهاق روح شده است، خیلی خب این ثابت شد ـ این را که خودمان هم میدانیم و نیاز به استصحاب اصلاً نداریم ـ حالا بر این چه مترتب میشود؟! این حیوان غیر مذکّیٰ میشود، حیوان غیر مذکّیٰ هم از ناحیۀ شرع حکم میته دارد، مگر خود شما نمیگویید که شرع دو قسم بیشتر برای مانحنفیه جعل نکرده است؟! إمّا مذکّیٰ و إمّا میته؟! حالا اسم غیر مذکّیٰ را میته گذاشته پس با استصحاب عدم تذکیه در اینجا قطعاً شق دوم ثابت است نهاینکه اینجا اصل مثبت است! چون شارع اعتباراً در وعاء خودش در اینجا گفته که الحیوانُ علی قسمین؛ إمّا زُهِق بِسببٍ شرعیٍ فَهو مذکّیٰ و إمّا لَم یزهق بِسببٍ شرعیٍ فَهو میتة و گفته که غیر مذکّیٰ فَهو میتة، بنابراین در اینجا این میتهای که هست ما میدانیم و با چشم خودمان داریم میبینیم دیگر چرا استصحاب کنیم؟! اصلاً با چشم داریم میبینیم که یهودی دارد ذبح میکند ـ بنا بر آن فرضی که ذبیحۀ یهودی را چون تسمیه در آن دارد حلال میدانیم ـ حالا بنا بر فتوای به حرمت ذبیحۀ یهودی، یا اصلاً غیر یهودی مثل ذبیحۀ گبرِ عابد اصنام یا کافر یا هرچه که حرام است بسیار خب اصلاً ما داریم با چشم میبینیم، دیگر چرا استصحاب کنیم؟! جای استصحاب نیست. حالا که این شخص این را ذبح کرده آیا شارع حکم به میته میکند یا نمیکند؟! دیگر چرا قضیه را میپیچانید؟! شارع حکم به میته میکند؛ میگوید: هذا حرامٌ نجسٌ.

